کاشکی یه گربه سیاهِ خیابونی بودم... به دور از همه سختیهای زندگی یه آدمیزاد...
روزا توی آفتاب لم میدادم، عصرا توی پارک قدم میزدم و به کسی غیر از یه نفر اجازه نمیدادم نازم کنه، اون طرف هم ذوق میکرد که توسط یه گربه سیاه اخمالو انتخاب شده، شبا بالای سقف ساختمون میرفتم و شب رو همون بالا، نزدیکترین جا به ماه و ستارهها میگذروندم...
روزای بارونی روی صندلی ایستگاه اتوبوس لم میدادم، دستم رو روی دستم مینداختم و سرم رو بهشون تکیه میدادم، دمم رو تکون تکون میدادم و خودم رو باهاش سرگرم میکردم و بقیه روز بارون رو به لیس زدن خودم میگذروندم... 🥀💫🌪🌊🤍✨
#Loona
#دلنوشته
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
من میدانستم که در آن لحظه فقط او مهم بود، حاضر بودم تمام دنیا را رها کنم تا فقط ذرهای از او در دستانم باشد.
حاضر بودم تمام دنیا محو شود تا او بیش از پیش واقعی شود، واقعی و نزدیک.
افسوس که حالا هر بار نگاه میکنم، یادآوری اتمام را میبینم.
بعضی چیزها تمام میشوند.....
ایستگاه34
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
چند تا نصیحت از یه روح دویست و خوردهای ساله
هیچ وقت احساساتتون رو از خودتون پنهان نکنید.
قلب بقیه رو نشکنین.
حواستون باشه چی میگین، حرف زدن آسیب زنندهترین کار دنیاست.
سعی کنید یکی رو پیدا کنید که اگه درکتون هم نمیکنه، پشتتون باشه.
هیچ وقت بدنتون رو دست کم نگیرید، جسمتون رو دوست داشته باشید چون حقیقتا زیباست.
وابستگی درد داره.
مرگ زیباترین هدیهایه که ما داریم.
از من به شما، زندگی بیشتر از مرگ درد داره؛ مرگ منصفه.
تا جایی که میشه عاشق نشین، عاشقی درد داره.
بازی کنین، بچه بمونین، به ذهن و روحتون اهمیت بدین.
بزرگ شدن درد داره.
تلاش کنین، از ریسک نترسین، خودتون باشین.
یادتون نره از چی گذشتین، چی بر شما گذشت.
یادتون نره کی بودین و کی شدین.
لطفا امید داشته باشین، اگه امید نداشته باشین، منم خاموش میشم.
تمام.
ایستگاه34
ولی آبی رنگ دنیای هدفهاس، نمیگم آرزو چون آرزو چیزیه که توی این دنیا بهش نمیرسی و فقط خیاله، حسرته... دنیای هدفها با آبی رنگ شده، هدفهای ریز و درشتی که برای خودت ساختی، هدفهای گندهای که اگه یه وقت به کسی بگی از شدت جاهطلبانه بودنش مسخرهت میکنه، هدفهای کوچیکی که اگه بخوای روی کاغذ بنویسی نصف یه خط رو هم پر نمیکنن، آبی هیچوقت به رنگ حسرت نیست چون تنها رنگیه که توی افق بلندترین آسمونها و عمیقترین اقیانوسها رو بهم میرسونه...🌊🏞⛲️🎯✨
#loona
#دلنوشته
پذیرش
تفاوت نوشتهی من و لونا امروز..... نهایت چیزی که امروز از من دیدید 😔😔😔
خو تو کلی کار سرت ریخته خواهرم منم که از بیکاری نسشتم به قلاب بافی رو آوردم😂✨
پذیرش
خو تو کلی کار سرت ریخته خواهرم منم که از بیکاری نسشتم به قلاب بافی رو آوردم😂✨
امروز عمق افکار و افعالم گریه کردن به خاطر حجم کلاسا بود و پیتزا 😂😂✨✨
Art is you, just your existence is an art from the most wonderful and powerful painter
#دلنوشته
#هانا_نیک_نامی