#گزارش_تصویری
🔰 عطر معنویت در فضای بفروئیه؛ اقامه نماز عید فطر
مردمان بفروئیه صبح عید سعید فطر، با حضور پرشور در دبستان دخترانه فاطمیه، نماز عید فطر را به امامت حجت الاسلام والمسلمین شیخ داود ترابی اقامه کردند. این مراسم معنوی که از ساعت 7:30 صبح آغاز شد، با قرائت دعای ندبه از ساعت 6:30 صبح توسط آقای مصطفی پور زارع همراه بود. حضور گسترده مردم حتی پس از پایان مراسم در گلزار شهدا و ادای احترام به شهدا و اموات خود، جلوهای از وحدت و معنویت در این شهر را به نمایش گذاشت.
#بفروئیه
#شهر_ملی_موتابی
#مراسم
#نماز
#عید_سعید_فطر
#ریحانه_افشار
#فائزه_معینی_فر
#اندیشه_دختران_بفروئیه
گزارشگران:ریحانه افشار و فائزه معینی فر(گزارشگر و عضو تیم اندیشه دختران بفروئیه)
🌀به کانال اندیشه دختران بفروئیه خوش آمدید.
🆔 https://eitaa.com/adbafroo
¯\_(ツ)_/¯
خواستگاری های شب #عید_فطر😂
به کانال اندیشه دختران بفروئیه خوش آمدید.
https://eitaa.com/adbafroo
¯\_(ツ)_/¯
🔰 از کوچه سوراخُگ تا هیئت فاطمیه بفروئیه: خاطرات یک عمر زندگی در گپ و گفت زینب با حاج اکبر آقا
در دل شهر بفروئیه، مردی است که خاطراتش گنجینهای از تاریخ این دیار است. حاج اکبر آقا، نه تنها از معتمدین و هیئت امنای مسجد و هیئت حضرت فاطمه زهرا (س) بفروئیه است، بلکه حافظهای زنده از آداب و رسوم، کوچه پس کوچهها و حال و هوای گذشته این شهر به شمار میرود. در این گپ و گفت صمیمانه، زینب خانم نوه ایشان به پای صحبتهای شیرین حاج اکبر آقا نشسته و از خاطرات کودکی، جوانی و سالهای دور بفروئیه پرسیده است.
با ما همراه باشید با "پنجمین گفتمانه نوه ها با آق بابا و ننه ها تیم اندیشه دختران بفروئیه" تا سفری کنیم به گذشته و از زبان حاج اکبر آقا، بفروئیه قدیم را دوباره ببینیم.
◀️ برای خواندن گفتمانه زینب و حاج اکبرآقا اینجا کلیک کنید.
#بفروئیه
#شهر_ملی_موتابی
#اندیشه_دختران_بفروئیه
#زینب_حیدری_بفروئی
#گفتمانه_دخترانه
🌀 به کانال اندیشه دختران بفروئیه بپیوندید
🆔 @adbafroo
اندیشه دختران بفروئیه
🔰 از کوچه سوراخُگ تا هیئت فاطمیه بفروئیه: خاطرات یک عمر زندگی در گپ و گفت زینب با حاج اکبر آقا در د
🔰 از کوچه سوراخُگ تا هیئت فاطمیه بفروئیه: خاطرات یک عمر زندگی در گپ و گفت زینب با حاج اکبر آقا
در دل شهر بفروئیه، مردی است که خاطراتش گنجینهای از تاریخ این دیار است. حاج اکبر آقا، نه تنها از معتمدین و هیئت امنای مسجد و هیئت حضرت فاطمه زهرا (س) بفروئیه است، بلکه حافظهای زنده از آداب و رسوم، کوچه پس کوچهها و حال و هوای گذشته این شهر به شمار میرود. در این گپ و گفت صمیمانه، زینب خانم نوه ایشان به پای صحبتهای شیرین حاج اکبر آقا نشسته و از خاطرات کودکی، جوانی و سالهای دور بفروئیه پرسیده است.
در ذیل "پنجمین گفتمانه نوه ها با آق بابا و ننه ها تیم اندیشه دختران بفروئیه" از زبان حاج اکبر آقا بخوانید و سفر کنید به گذشته بفروئیه
🌹 لطفاً خودتان را برای مخاطبین معرفی کنید.
✨ حاج سید علی اکبر موسوی هستم، فرزند سید عبدالله، معروف به حاج اکبر آقا. متولد ۱۳۳۱/۱/۵. دارای ۴ فرزند و ۸ نوه.
🌹 از حال و هوای قدیم برایمان بگویید. آیا دوران کودکی شما خوشتر بود یا دوران کودکی ما؟
✨ در دوران ما تجملات کم بود و سطح توقعات هم پایین بود. ما نوروز تا نوروز برنج میخوردیم. زحمت زیاد بود، ولی با همین سادگیها خوش بودیم. ولی الان چون همه چیز در دسترس است، کسی نمیخواهد کارهای سخت انجام دهد و به دنبال راحتی هستند.
🌹 از میزان تحصیلاتتان برایمان بگویید و بعد از آن چه کارهایی انجام دادید؟
✨ شش کلاس ابتدایی درس خواندم. بعد به کارگاه زیلوبافی رفتم، بعد شاگرد بنا شدم و در سن ۲۰ سالگی با لنج به کشور کویت رفتم. در آنجا شغلم نانوایی بود و حدود ۱۳ سال در آنجا بودم. یک سال و نیم هم در کویت سوپری داشتم. ابتدا ۴ سال کامل در کویت بودم بدون اینکه به کشورم بیایم و آن موقع هنوز ازدواج نکرده بودم و بعد از آن چون متاهل شده بودم سالی سه دفعه (روز عاشورا، روز ۲۱ ماه رمضان و عید غدیر خم) با هواپیما به ایران میآمدم.
🌹 در قدیم بفروئیه چه رسم و رسوماتی داشته است؟
✨ برای ازدواج دلال بود و چون تلفن نبود دلال با خانوادهی دختر صحبت میکرد و بدون اینکه دختر و پسر هم را ببینند ازدواج میکردند. و عروسی در سه شب برگزار میشد: یک شب عقد، یک شب سینی برون و یک شب عروسی.
شب عید هم رسم بود که دستهایمان را حنا میبستیم از نوک انگشتان تا نزدیک کف دست و کف دست هم یک خال حنا میگذاشتیم و شب تا صبح دستهایمان را داخل پلاستیک میکردیم و صبح میشستیم و برای عید دیدنی صبح همه با هم به خانهی فامیلهای درجه ۱ و ۲ میرفتیم و خوراکیهای عیدمان شامل: خرما، ارده، پشمک، تخمهی کدو بود و آن موقع مثل حالا میوه نبود.
🌹 کوچههای قدیم به چه صورت بود؟
✨ کوچهها تنگ و کوچک بود و یک کوچه معروف بود به کوچه “سوراخُگ” که الان هم هست و بزرگترین کوچه از مَجد شروع میشد تا مسجد علی (ع) که هنوز هم آثارش وجود دارد.
🌹 عزاداریهای بفروئیه در قدیم به چه صورت بود؟
✨ در قدیم فقط یک هیئت حسینی بود که هنوز بلندگو نداشتند و از روی کتاب نوحه میخواندند که حدوداً ۴۰ الی ۵۰ نفر بودند. جایگاه عزاداری آنها محلی به نام سرِ پُل بود. همین هیئت شبهای ۱۹ و ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان هم به مسجد جامع میرفتند و با چراغهای دستی (تور) برای حضرت علی (ع) عزاداری میکردند.
🌹 در مورد حال و هوای قدیم هیئت فاطمیه برایمان بگویید؟
✨ در اوایل عزاداران هیئت فاطمیه برای عزاداری امام حسین (ع) به حسینیهی محلهی پایین و مسجد سر محله (محلهی علیا) میرفتند و در پایان به مسجد حاجی غلامرضا برمیگشتند، چون هنوز آن موقع حسینیهای نداشتیم. در سال اول تاسیس هیئت، من خودم اولین نوحهخوان ارباب بودم، بعد سید جلال تلفن چی، مرحوم حسین طحانی، سید مرتضی موسوی، عباس هدایت حاجی شاطر و بعد آقای مسلم علیرضایی و علی اکبر میرزایی از نوحهخوانان هیئت بودند و همچنین رضا علیرضایی معروف به رضا کویتی هم مصیبتخوان بود.
🌹 از غذا و خوراکیهای آن دوره برایمان بگویید؟
✨ در آن موقع برنامهی خاص غذایی نبود، یه کم شیر و نان و بعضی مواقع هم نان خالی، ارده و نون و ماست بود و بیشتر شبها هم آبگوشت داشتیم. چون برق نبود بلافاصله بعد از اذان به پشت بام میرفتیم و چراغهای تلمبهای را روشن میکردیم و یا سماور ذغالی را گرم میکردیم و کتری را روشن میگذاشتیم.
در زمستان هم شلغم را در دیگهای مسی میکردیم و روی آتش میگذاشتیم تا هم شلغمها پخته شوند و هم ذغالها را به اتاق میبردیم تا گرم شویم.
🌹 به نظر شما کدام دوره بهتر هست: دورهی قدیم یا دورهی الان؟
✨ به نظر من این دوره خیلی بهتر هست چون تمدن بالا رفته و علم پیشرفت کرده. اگر بتوانیم توقعاتمان را پایین بیاوریم، میتوانیم زندگی راحتتری داشته باشیم.
🖊 گزارشگر: زینب حیدری بفروئی
#بفروئیه
#شهر_ملی_موتابی
#اندیشه_دختران_بفروئیه
#زینب_حیدری_بفروئی
#گفتمانه_دخترانه
🌀 به کانال اندیشه دختران بفروئیه بپیوندید
🆔 @adbafroo
اندیشه دختران بفروئیه
زنان نقش بسیار مهمی در تحول و پیشرفت جامعه دارند، چراکه آنها در حوزههای مختلف، از فرهنگ و آموزش گر
*زنا فقط تو خونه نیستن، تو اقتصادن*!💪
اگه فکر میکنی زن فقط باید تو خونه باشه، باید بدونی که دیگه اون زمانا گذشته. امروز زنها تو همهچی نقش دارن: از معلمی و پرستاری گرفته تا کاسبی، کارآفرینی، ساخت و تولید، حتی صادرات! خیلیاشون با دست خالی، ولی با فکر و انگیزه، دارن چرخ اقتصادو میچرخونن.
حالا جدای از اینا، خیلی کارهایی که تو خونه میکنن هم اسمش "کار اقتصادی"ه؛ فقط چون پولی براش نمیگیرن، دیده نمیشه. مثل نگهداری از بچهها، مراقبت از خونواده، مدیریت خرجومخارج. اگه یه روز نباشن، معلوم میشه چقدر مهمن.
😁👌
ولی خب، بازم یه عالمه مانع جلوشونه؛ از تبعیض و نگاه اشتباه گرفته تا نبود حمایت و فرصت برابر. در صورتی که اگه بهشون فرصت بدیم، اقتصاد کشور واقعاً جون میگیره.☝️
زنا نصف جامعهن؛ اگه نباشن یا نادیده گرفته بشن، یعنی نصف پتانسیل کشورمون رو از دست دادیم. خلاصهاش اینه: زنها فقط مکمل نیستن، خودشون اصلن.🙃