eitaa logo
𝐀𝐃𝐈𝐓𝐎𝐑"𝐀𝐌𝐈𝐑"
7.6هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.3هزار ویدیو
109 فایل
آموزش ِادیت ، بـہ سـبك‌حࢪفه‌اے ٌازصفࢪتاصد ! - اولـی ِمتـحـرك ، ایـمووی ، ابـزاࢪادیـت ، آمـوزش‌ادیـت ِحـࢪفـہ‌ای - تبلیغات . [ @tabligat_aditor_ha_1 ] زیـ ࢪمجمـوعـہ . [ https://eitaa.com/joinchat/1612449480C256b50e7e1 ] Me. @AMIR_REZA_389
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
‼️ «من تو رو نمی‌خوام... ولی مجبورم باهات ازدواج کنم!»❤️‍🔥 پناه فقط فرصت داشت... یا باید حقیقتی که سال‌ها ازش پنهان شده بود رو می‌پذیرفت، یا شاهد شکستن قلب پدرش می‌شد... همان پسری بود که از کودکی برایش انتخاب شده بود... اما حالا روبه‌رویش ایستاده بود و با سردی گفت: «این ازدواج فقط یه بازیه... یه قرارداد بین من و تو. نه تو از من چیزی می‌خوای، نه من از تو...»💔❌ پناه با بغض خندید: «خیالت راحت... منم آرزوی همسر مردی که رو ندارم.»😨 میخای بدونی ادامش چی میشه سریع عضو شو که لینکش تا نیم ساعت دیگه تغییر میکنه💥🙉 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0 رمانی پر از عشق، اجبار، حسادت و رازهایی که نفس‌گیر میشه👇 ⁠https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
یک ... یک مرد که قسم خورده بود هیچ‌وقت عاشق نشه... و دختری که قرار نبود قلبش رو به کسی بسپره... اما یک شب... یک اتفاق... و یک قدم اشتباه کافی بود تا تمام قوانین بین‌شون فرو بریزه... حالا مسیح باید بین گذشته‌ای که رهاش نمی‌کنه و دختری که شده همه‌ی زندگی‌اش یکی رو انتخاب کنه... اما پناه هنوز نمی‌دونه... مردی که فکر می‌کرد هیچ احساسی بهش نداره، بزرگ‌ترین رو پنهان کرده... همان شب بود که ناخودآگاه مسیح دل به دریا زد و وقتی پناه در اتاق تنها بود..🔥❌ https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0