#روزے_نو
خدای خوب و مهربونم….🌷
امروز به فرشتگانت بسپار سبدی پر ازلبخند🙂 و شادی😊،
سلامتی و تندرستی 💪
برکت و روزی فـراوان🍽
براے دوستانم به ارمغان بیاورند😇🙏
ᘜ⋆⃟݊📕•✿ꕥ⊰••""••━━━•─
#حدیث
#امام_حسن_عسگری_ع
امام عسكرى عليه السلام فرمود:
هيچ كس را به گونه اى احترام نكن كه او را به رنج و مشقّت بيفكند.
[بحارالانوار 78: 374 ح 34]
ســــــلام مهربونا👋
حدیث بالا نکته خیلی مفیدی هست توی زندگی ما آدما
مخصوصا باعث افزایش رفت و آمد ها و صله رحم ها میشه
امام جانمون میگن دقت کنید اگه مهمونی دعوت میکنید، اگه جایی میرید مهمونی
اگه میخواید کاری برای کسی انجام بدید
خیلی کار خاص و عجیب رو انجام ندید
خیلی درگیر تجمل و کارهای پر هزینه ، تعارف های زیاد نشید
در حد متوسط و اعتدال باشه
تا شخص مقابل برای جبران اون اذیت نشه
و با خودش نگه ای بابا حالا من چجوری جبران کنم
ᘜ⋆⃟݊📕•✿ꕥ⊰••""••━━━•─
زیارت+عاشورا+با+صدای+علی+فانی.mp3
28.44M
☆♡﷽♡☆
°•|🌱『🎼🎶』🌱|•°
◉━━━━━━───────
↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
🎧صوت زیبای #زیارت_عاشورا
امام صادق علیه السلام فرمودند:
👇👇👇
🌱 «هر ڪس زیارت عاشورا بخواند ،
شب اول قبر در آغوش امام حسین علیه السلام
قرار خواهد گــرفت.»..❤️
#ظــهور_نــزدیکہ...
🌹اَللّٰهُــمَّ عَجِّــلْ لِّوَلِیِــکَ الْفَــرَج بِحَــقِّ حَضرَتِ زِیْنَـبِ کُبْــریٰ سَــلٰامُ الله عَلَیْهٰـــا🤲🍃
📖تلاوت دسته جمعی زیارت
عاشورا به نیت سلامتی و ظهور #امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف💚
•᯽⊱---🕊💚🕊---⊰᯽•
از این بازیها تا حالا انجام دادین ؟!
میتونید چند تا وسیله رو در قسمتهای مختلف بزارید و کودک لابه لای این نخها حرکت کنه و با خودش برداره و بیاره
حالا با اون وسایل چیزی رو بسازه 😃
مثلا میشه وسایل کاردستی رو گذاشت یا وسایل یه بازی 🤩
#بازی
🪴
#قصه_شب
#داستان
بهلول و فروختن خانهای در بهشت
آوردهاند که روزی زبیده همسر حاکمی به نام هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط میکشید.
پرسید: چه میکنی؟🧐
گفت: خانه ای در بهشت میسازم💫.
پرسید: این خانه را میفروشی؟🏡
گفت: آری.✔️
پرسید: قیمت آن چقدر است؟🤔
بهلول مبلغی ذکر کرد.
زبیده فرمان داد که آن مبلغ را به بهلول بدهند و خود از آنجا رفت.🚶♂🚶🚶♀
بهلول پول را گرفت و بین فقیران قسمت کرد.
شب هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده به خانهای رسید و چون خواست داخل شود او را راه ندادند و گفتند این خانه برای زبیده همسر توست.
فرداے آن روز هارون ماجرا را از زبیده بپرسید.
زبیده قصه بهلول را تعریف کرد
هارون نزد بهلول رفت و او را دید که با اطفال بازی میکند و خانه میسازد.🏡
گفت: این خانه را میفروشی؟
بهایش چه مقدار است؟
بهلول قیمتی گفت که در جهان🌏 نبود.
هارون گفت: به زبیده ، به قیمت کم فروختهای.
بهلول خندید😄 و گفت: زبیده خانه را در بهشت ندیده خرید ، ولی تو خانه را در بهشت دیده ای و میخواهی بخری ،
میان این دو، فرق بسیار است.