حضرت آقا در محل کارشان شهید شدند..
یاد ِاین جمله افتادم...
علی در سجده شهید شد و انگاه مردم گفتند،
مگر علی نماز میخواند؟!..
هدایت شده از « سِیدلَر »
خنده و هلهله سر این موضوع برای من یکی ناموسیه ، بخداوندی خدا هرکی شادی کنه برای من یه حرومزاده اصیله.
عزاداریم،قلب هایمان از این غم سنگینی میکند، اما قرار نیست میدان را خالی کنیم!!
الان وقت ِجهاد است، نه زمان ِگوشه گیری و انتظار برای شهادت .
شهادت خود به سراغ شما میآید، اگر لایق آن باشید!!
به درد بخور باشید تا هنگام ِشهادت بتوان چیزی دربارهی کارهایی که کردید گفت .
به قول ِآسید مهدی..
حسینجان حیفه این تَنی که برات سینه زده ،لطمه زده زیر دست غسال بیفته مارو پودر کن برای خودت:)
دعامون کنید..
راستی آقا نگفته بودم؛ بچههایت از ساعت اول رفتنت، پای لانچرها ایستادند. در دل کوهها. در تونلهایی زیر خروارها خاک. شروع کردند به تقاص خون ریختهات. آنقدر مستحکم و دقیق که تا چندینساعت دشمن خیال میکرد تو خود در اتاق فرماندهی جنگ نشسته باشی. راستی آقا، یادت هست گفته بودی که اگر تاری از موی امت من کم کنید، بچههایم منطقه را به آتش میکشند؟ کشیدند آقا. حرف شما بعد از رفتنتان هم نباید زمین بماند. خامنهای حرف زده. پایگاه و برج سالم برایشان نمانده. باید بودی و میدیدی چه خبر است آقا. بچهها در پایگاههای نظامی، به حرمت لب تشنه و گرسنه تو، زیربار افطار کردن نمیروند. چه شیرپسرانی تربیت کردهای. امتت روز و شب از عزای تو در خیابان به خانه نمیرود. عجب امتی! خیالت تخت آقا. حالا کمی استراحت کن. ما اینجا وارثان کوهوار تو ایم همچو خودت!
«مهدی مولایی»
افکارِ من .
-
قرارِ اشکمان باشد برای صبح پیروزی..
ان زمان گریه خواهیم کرد برای ِغم هایی که بر دلمان سنگینی میکند...
اما الان؛ وقت جهاد ِعمومیست!
عزای عمومی بماند برای بعد .