هدایت شده از « سِیدلَر »
و عمیقا میتونم مدیر حوزه ، مسئولای آموزش و پرورش ، خسرو پناه و هر عزیزی که امروز مارو انقدر اذیت کرد رو یک جور ناجوری مورد عنایت قرار بدم.
یعنی به حدی امروز بیبرنامگی وجود داشت و حرص خوردم که از یه تایمی به بعد رگ گردنم گرفت و دیگه هیچی ننوشتم.
افکارِ من .
این عکس برای فرستاده شدن به یک مادر گرفته شده است و هیچ دلیل خاصی ندارد *
انقدر تلاش کردم که بعدا غبطه نخورم که کاش بیشتر تلاش میکردم!..
حالا دیگه بقیهاش دست من نیست :)
امیدوارم یه روزی انقدر موفق بشم که بتونم سرمو بالا بگیرم و بگم وقتی شما خواب بودید من تا خودِ صبح درس میخوندم :)))) - -