7.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نه ایران، نه لبنان، نه حزب الله در طرفِ (جنگ با اسرائیل) نیست؛ فقط «دین» در طرف است! اگر دین در طرف هست، هرگز نباید بگوید من ضعیفم یا قدرتم ضعیف است، یا توان آن را ندارم؛ چون «هو معکم»! اگر ذاتِ اقدسِ الٰه با این نظام هست، چه اینکه هست؛ نظیر نظام اسلامی و انقلاب اسلامی، هیچ احتمال شکست نیست، هیچ؛ نه نیم درصد! هیچ احتمال شکست نیست، نظیر جریان انقلاب اسلامی.
- آیتالله جوادی آملی، ۱۴۰۳/۰۷/۲۸
💡چگونه موشک ها ترقّه می شوند؟
✍️مهدی افراز
بخش اول
🔹سال های ابتدایی دهه ۹۰، ایام تکوین و اوج گیری ادبیات مقاومت در روزمره ذهنی جامعه ایران است. پس از ناکام ماندن جریان بیداری یا بهار اسلامی در کشورهای عربی و لزوم حضور پررنگ تر جمهوری اسلامی در مناسبات منطقه ای، گفتمان مقاومت برای هویت بخشی به کیفیت این حضور و تصویرسازی از اهداف آن شکل گرفت. سابقه و خاستگاه این اصطلاح هم به ایده تشکیل هسته های مقاومت جهانی توسط امام خمینی ره بازمی گشت. از آن جا که اصلی ترین غرض از وجود جریان مقاومت در منطقه، بالابردن هزینه حضور برای پایگاه ها و نیروهای آمریکایی در کشورهای غرب آسیا و کاهش نفوذ سیاسی - اقتصادی آن ها و در یک جمله به شکست کشاندن طرح های خاورمیانه ای آمریکا بود، لذا از همان ابتدا تا امروز، شبکه معناساز غرب، ساخت ضدگفتمان مقاومت را هنرمندانه و مجدّانه دنبال نموده است.
🔸در روزهای گذشته سازنده موزیک برای آزادی، در شبه اثری کوتاه با نام "موشک و ستاره" تلاش می کند در مقام یک شهروند عادی نسبت خود با تحولات تاریخ ساز منطقه را در قالب مضامینی چون "با من برقص زیرآوار"، "ما تو خاور میانه نیستیم"، "فرض کن که موشکا ستارن"، "فرض کن که موشکا ترقهن" و "فرض کن که موشکا پرندن" را با طبقه متوسط ایرانی هم خوانی کند. فارغ از وجوه ناهمگون هنری، اندک سطور این کار، می تواند عصاره ای از روایت های ساخت یافته در ضد گفتمان مقاومت محسوب شود. این ضد گفتمان در قالب ده روایت قابل گزارش می باشد:
🔹روایت اول: "دشمن دور - دشمن نزدیک" ؛ جمهوری اسلامی وانمود می کند در پرونده منطقه ای به دنبال احیای حقوق انسانی و نجات بشر از سرکوب و اشغال گری است غافل از این که خودش در قبال مردم ایران متهم به همین سنخ رفتارهاست. حکومتی که خودش در خیابان های تهران به سمت معترضین شلیک می کند نمی تواند داعیه دار مبارزه با خشونت باشد، دولتی که حقوق اقلیت های خودش را پایمال می کند نمی تواند حق خواه دیگر ملت ها باشد. حاکمیتی که تن به انتخابات آزاد و رفراندوم نمی دهد نمی تواند ارائه دهنده طرح های دمکراتیک برای فلسطینیان باشد. ما حتی اگر بپذیریم که اسرائیل اشغالگر، جنایتکار و تبهکار است در هرصورت آن یک وضعیت دور از ماست و بهتر است که ما برای مقابله با این نابسامانی ها در موقعیت نزدیک به خودمان یعنی جمهوری اسلامی مشغول باشیم.
🔸روایت دوم: "تنهایی ایران" ؛ ایران در مناسبات دنیای کنونی یک استثناست. بسیاری از کشورها ضمن محکوم کردن رفتارهای ضدانسانی رژیم صهیونیستی، به معادلات موجود در هندسه بین المللی خود ضربه ای نمی زنند. مناقشه فلسطین موجب شده تفاهم خود را با نظم جهانی از دست بدهیم. بارها ورزشکاران ایرانی به دلیل تعلّقات سیاسی حاکمیت مجبور شده اند از میادین قهرمانی کنار بکشند و این در شرایطی است که هیچ کشور دیگری خود را در معرض پیامدهای ناگوار این رفتار قرار نمی دهد. امروز جمهوری اسلامی در روند مقابله با اسرائیل خود را تنها می بیند، هیچ کشور یا ملّت دیگری حاضر نشده تا این حد با ایران همراهی کند. افتادن در این مسیر باعث شده تمامی هزینه های مالی، امنیتی و حقوقی این تقابل بر روی سر مردم ایران آوار شود.
🔹روایت سوم: "سلطه کدخدا و وضع طبیعی دنیا"؛ اسرائیل یک واقعیت است، با واقعیت نمی توان جنگید، پیامدش نابودی است . هژمونی امروز آمریکا برای همه جوامع امری پیش فرض و پذیرفته شده است. آن چه ما به عنوان سلطه محسوب می کنیم وضع طبیعی دنیاست. ما به جای تدبیر برای تأمین منافع و خواسته هایمان، خود را مشغول تغییر در یک امر قطعی کرده ایم.
🔸روایت چهارم: "پروژه غیرایرانی"؛ در شرایطی که ایران درگیر معضلات و نابسمانی های متعددی است، ذهن و تمرکز حاکمیت درگیر مسائل اعراب است. در وضعیتی که ۲۵ میلیون ایرانی خودشان زیر خط فقر دست و پا می زنند، مسأله جمهوری اسلامی خرج کردن برای آوارگان در سوریه و لبنان است. در دوره ای که هرچند صباحی کارگران و معدن کاران در زیر آوار محبوس می شوند، امکانات کشور درگیر آواربرداری و سازندگی در کشورهای دیگر است. در روزهایی که وضعیت حاکمیت بر جزائر سه گانه مخدوش شده، تریبون های کشور نگران آینده مرزهای جنوبی لبنان هستند. حکمرانی ایران در اختیار کسانی قرار گرفته است که اساساً پروژه ایرانی ندارند و پسندهای غیرایرانی را بر امور داخلی مقدم می دانند.
🔹روایت پنجم: "کاسه داغ تر از آش" ؛ اعراب پس از یک دوره چهل ساله کشمکش، خودشان را در فرآیند صلح و سازش قرار دادند. اگر تحریک های ایران نباشد فلسطینیان هم خودشان در حال عادی سازی روابطشان با یهودیان هستند. در حالیکه همه دنیا و خود جریانات فلسطینی قائل به طرح دو کشوری هستند، این ایران است که خود را کاسه داغ تر از آش کرده و دایه مهربان تر از مادر شده و از فلسطینیان می خواهد فقط به آرزوی از بحر تا نهر فکر کنند.
https://eitaa.com/afrazmahdi
💡چگونه موشک ها ترقّه می شوند؟
بخش دوم
🔸روایت ششم: "اقلیت ماجراجو و سودجو"؛ اکثریت ایرانیان مخالف مداخلات ایران در امور کشورهای منطقه هستند. عدم مشارکت در انتخابات ها و انتخاب گزینه های مخالف سیاست های منطقه ای، شاهد روشنی بر عدم همراهی جامعه ایران با مقوله مقاومت است. اقلیتی تندرو در بدنه حاکمیت، با ارسال تسلیحات به گروه های افراطی در منطقه، به دنبال ماجراجویی های بی شناسنامه در امور کشورهای دیگر هستند. ایجاد شبکه های مالی پولشویی و قاچاق کالا تحت پوشش گروه های مقاومت، منافع غیرقابل محاسبه ای را برای طبقه ای خاص در بدنه حاکمیت ایران ایجاد کرده است.
🔹روایت هفتم: "تمّناهای ایدئولوژیک و خیال پرداز"، جمهوری اسلامی با طناب پوسیده دستگاه های ایدئولوژیک و خیال پرداز، خودش و مردم را در داخل چاهی انداخته که خروج از آن بسیار هزینه بر شده است. محوریت دادن به انگاره ها و کهن الگوهای دینی موجب شده حاکمان چشمان خود را در برابر واقعیت های دنیای امروز بسته و با تکیه بر الهیاتی خودساخته، کوران مشکلات وارده شده به جامعه را به مشیّت، تقدیر و مصلحت متافیزیکی ارجاع بدهند.
🔸روایت هشتم: "هویت تراشی جمهوری اسلامی"؛ بسیاری از نظام های سیاسی دنیا برای جامعه پذیر کردن حاکمیت خود و اثبات ضرورت وجودی شان، تلاش می کنند تا با ایجاد ضدیت و دشمنی با قدرت های دیگر، فلسفه وجودی خود را توجیه کنند. جمهوری اسلامی نیز با هوشمندی برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی های داخلی و القای مفید بودن، دائماً بر طبل جنگ با اسرائیل و آمریکا می کوبد. این رویه موجب شده تا در ذهنیت عمومی برای خود مأموریت و چشم اندازی را ایجاد نموده و از رهگذر زدوخورد با اسرائیل برای خود هویت تراشی کند. بارها دیده شده که ورای رجزخواندن در پشت تریبون ها، بده بستان های پشت صحنه همیشه برقرار بوده است.
🔹روایت نهم: "انسداد در توسعه و آینده" ؛ قلب اقتصادی و مالی دنیا در اختیار یهود آمریکاست. تضاد ما با یهود آمریکا در موضوع اسرائیل موجب شده تا ما ایران را در آستانه یک خودکشی اقتصادی قرار دهیم. قدرت یهود آمریکا، حد فاصل بین اردن و دریای مدیترانه نیست، این قدرت خیلی وسیع تر از آن و شامل قدرت رسانه ای ، بانکی، مالی و اقتصادی غالب در جهان است. عمده مسیرهای توسعه و انتقال سرمایه و تکنولوژی به ایران به دلیل تنش آفرینی با یهودیان منسد شده است. شعارهایی پوکی مثل اقتصاد مقاومتی و پیشرفت درون زا را پیش از ما کشورهای ضد امپریالیستی دیگر هم داده اند و نهایتاً به نتیجه رسیدند برای این که سهمی از آینده داشته باشند باید مشکل خود با یهود را حل کنند. انتهای مقاومت تن دادن به جنگ است، وضعیت نابسامان امروز ایران ریشه در عقب افتادگی های ناشی از جنگ هایی چون حمله مغول دارد، اگر بار دیگر درگیر جنگی فراگیر شویم دیگر بازگشتی به تاریخ نخواهیم داشت و آینده ای برای ایرانیان متصور نخواهد بود.
🔸روایت دهم: "مخروبه مثلِ غزه" ؛ انتها و دورنمای ایده مقاومت امروز در غزه پیش روی ماست. تخریب ۸۰ درصدی زیرساخت ها و ساختمان ها، کشتار چند ده هزار نفری، فجایع انسانی بی شمار و آوارگی های بی پایان نتیجه روشن مبارزه مسلحانه با اسرائیل است. مخروبه های غزه باید برای ما درس آموز باشد که هرچه زودتر و آبرومندانه تر باید ایران را از حرکت به سمت غزه دوم شدن تحت پروژه مقاومت، نجات دهیم.
🔹تمامی این منظرها در عین این که از زاویه ورودهای متنوعی منطق مقاومت را دچار خدشه کرده اند اما در یک برش کلی همگی در یک شکاف ذهنی خاص، امکان بروز اجتماعی یافته اند. روایت های معارض با گفتمان مقاومت همگی از نقطه تقابل مقاومت با زندگی ایرانی معنادار شده اند. چالش آفرینی مقاومت برای زندگی، اصلی ترین گسست ذهنی است که مجال برساخت شدن چنین روایاتی را داده است. زندگی در برش فردی، مقاومت را در تعارض با موفقیت و آینده، زندگی در برش اجتماعی، مقاومت را در تعارض با رفاه و امنیت و زندگی در برش ملی، مقاومت را در تعارض با توسعه و پیشرفت تلقّی می کند. این ضایعه شناختی در یک دهه گذشته دائماً تورم یافته، اشکال جدیدی به خود گرفته و این قابلیت را ایجاد کرده که هر تحول و رخداد بدیعی به سرعت در چارچوب همین روایت ها، جاگیر شوند. وجود این زمینه موجب شده در هنگامه ای که عمده نیروهای اجتماعی مستقل در جهان، حس تحسین کننده ای نسبت به توان و جرئت موشکی ایران داشته اند، جریانی در کشور آرزوی ستاره، ترقه و پرنده پنداری از موشک را داشته و در جهنم برساخته مقاومت، اضلاعی از زندگی عادی را تمنّا می نماید.
https://eitaa.com/afrazmahdi
💡چه رخدادی موجب شد، نبرد ما با اسرائیل وجودی شود؟
✍️مهدی افراز
🔸در هفته های گذشته ادبیات جنگ وجودی یا مرگ و زندگی برای توصیف وضعیت تقابل رژیم صهیونیستی با جبهه مقاومت پرکاربرد شده است. با پیش فرض دانستن اصل این موضوع، پرسشی پدید می آید که کدام واقعه یا رخداد میدانی سبب خروج این نبرد از وضعیت طبیعی و تبدیل آن به یک جنگ وجودی شده است.؟! آیا اتفاق ویژه و منحصربفردی رخ داده است؟!
🔹اولین عاملیتی که جنگ با اسرائیل را به فاز مرگ و زندگی منتقل نمود، ورود منطق امام خمینی ره به این صحنه بود. آرمان گذاری "اسرائیل باید از صفحه روزگار محو بشود"، به معنای دقیق کلمه، به منزله وجودی کردن صحنه نبرد با رژیم صهیونیستی بود. مکتب مبارزاتی امام بر خلاف سایر ایده ها، قائل به اصلاح سیاست ها، تغییر باندها، صدور قطعنامه ها، تنظیم قراردادها، برگزاری اجلاس ها، امضای توافق ها و شرکت در مذاکره ها نبود و فقط و فقط زیر طرح مبارزه مسلحانه و مقاومت برای زندگی را امضاء کرده است.
🔸خط امام از ابتدا تا انتها صرفاً به ریشه کنی و ازاله کامل این رژیم قانع بوده است و برای به راه انداختن یک "جنگ تمام عیار وجودی" ایده ها پرداخته، گفتمان ها ساخته، جبهه ها چیده و سلاح ها فراهم کرده است. نپذیرفتن ایده دو کشوری، به روشن ترین صورت بیانگر یک تقابل وجودی است. در طول ۸۰ سال گذشته همه پارادایم های مبارزاتی چون ناسیونالیسم، پان عربیسم، لنینیسم و سوسیالیسم در لباس مبارز و با طرح های غیروجودی آمدند و وقت و جان ملّت فلسطین را هدر دادند و نهایتاً در عصاره ای به نام سازمان آزادی بخش و صورت اخیرش یعنی تشکیلات خودگردان، پذیرای شکست های تمام عیار شدند و در این میان تنها پرچمی که در دست مجاهدین واقعی برافراشته ماند، پرچم اسلام ناب و تنها ایده ای که باقی ماند، طرحِ وجودی کردن نبرد بود.
🔹چرا امام جنگ را وجودی کرد؟! امام در چارچوب راهبردی خودش، دشمنان ریز و درشتی دارد اما تقابل با هیچکدام را وجودی نکرده است. امام چه خصلت خاصی در صهیونیسم دیده است که آن را غده سرطانی خوانده و به کمتر از نابودی کاملش راضی نشده است؟! تفاوت امام با سایر مصلحین یا مبارزین در این بود که خیلی زود به فلسفه وجودی اسرائیل پی برد، امام دریافت که موجودیت اسرائیل مستقیماً به سلب حق زندگی و هویت از ملّت های مسلمان گره خورده است. امام با فتانت خود دانست که مسأله ما با رژیم صهیونیستی مسأله بقا و زندگی است، یا او باید باشد و یا ما، و چون ما می خواهیم باشیم پس اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود. امام جنگ را با اسرائیل وجودی کرد چون موجودیت ما با وجود اسرائیل قابل جمع شدن نبود.
🔸امام در خرداد سال ۴۲، در اولین بیان راهبردی خود دلیل موضوعیت پیدا کردن مسأله اسرائیل را تشریح می کند: "اسرائیل نمیخواهد در این مملکت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت احکام اسلام باشد. اسرائیل به دست عمال سیاه خود، مدرسه را کوبید و شما ملت را میکوبند. میخواهد اقتصاد شما را قبضه کند؛ میخواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد؛ میخواهد در این مملکت، دارای ثروتی نباشد، ثروتها را تصاحب کند به دست عمال خود. این چیزهایی که مانع هستند، چیزهایی که سد راه هستند، این سدها را میشکند؛ قرآن سد راه است، باید شکسته شود؛ روحانیت سد راه است، باید شکسته شود؛ مدرسه فیضیه سد راه است، باید خراب شود؛ طلاب علوم دینیه ممکن است بعدها سد راه بشوند، باید از پشت بام بیفتند، باید سر و دست آنها شکسته شود برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد."
🔹امام الهام می کند که اسرائیل فی نفسه هیچ چالشی با اسلام یا قرآن ندارد، بلکه روحانیت بماهو جریانی که در برابر زندگی زدایی اسرائیل سدسازی کرده و مانع بلعیده شدن زندگی ها شده در نوک پیکان ترور قرار گرفته است. در واقع اسرائیل قائم مقام استکبار شده است چون برای آبادی زندگی خود می خواهد زندگی را از مسلمین سلب کند، یهودِ آمریکا، جریانی شده است که برای ساختن دنیای خود می خواهد دنیای ملّت های غرب آسیا را نابود سازد. لذا برای خمینی جنگ با جریان استکبار بماهو جریانی که می خواهد تخریب گر زندگی ما باشد در قامت یک نبرد وجودی موضوعیت پیدا کرده است.
🔸نبرد وجودی برای مقاومت هیچگاه حرف جدیدی نبود و مقاومت اسلامی از ابتدا طرحش را در بستر یک جنگ وجودی معنادار کرده و قائل بوده است که ما در قبال اسرائیل از نظر وجودی در خطر هستیم و از این جهت برای زندگی می جنگیم. مقاومت همین منطق را شعار کرده و تاریخ انقضای رژیم را هم در تقویم خودش ضربدر زده است، اما این که این روزها سران رژیم هم این ماجرا را به زبان می آورند و بر اساس آن میدان را نمره گذاری می کنند، نشانگر این واقعیت است که طرح مقاومت محقق شده و عرصه نبرد در موقعیتی که مقاومت طراحی نموده، قرار گرفته است.
https://eitaa.com/afrazmahdi
🔰حلقه سیاستگذاری فرهنگی؛ دومین حلقه مطالعاتی-مباحثاتی اندیشکده حنیف
💫اندیشکده حنیف، پس از توفیق در شکل گیری حلقه نظریات فرهنگی، اقدام به راه اندازی حلقه دوم با محوریت سیاستگذاری فرهنگی مبتنی بر مسائل روز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران می نماید.
🌿در قالب:
🔹مطالعه و مباحثه جمعی مقالات، پژوهشها، گزارشات، یادداشتها، نشستها و اسناد سیاستی مرتبط
🔹جلسات هم اندیشی با کارشناسان حوزه های موضوعی
🔹تدوین متن سیاستی جمع بندی مباحث
🧩در موضوعات و مسائل مختلف فرهنگی جمهوری اسلامی ایران؛ هم چون:
🔺سیاست پژوهی هویت ملی
🔺الگوهای مقاومت فرهنگی
🔺بازسازی ساختارهای فرهنگ
🔺الگوهای بازارپردازی فرهنگی
🔺قطبیدگی فرهنگی
🔺مرجعیت فرهنگی سلبریتی محور
🔺پدیده شناسی فرهنگی مهاجرت از کشور
🔺آینده پژوهی قانون عفاف و حجاب
🔺سیاستگذاری زیست پاک در فضای مجازی
🔺فرهنگ و تبلیغات شهری
🔺فرهنگ و کالبد مدرن زیست شهری
🔺پدیده شناسی فرهنگی همزیستی با حیوانات خانگی
🔺تحلیل سیاستی فرهنگ در ساختارهای کلان شهری
🔺سیاست پژوهی فرهنگ دینداری
🔺مردمی سازی فرهنگ عمومی
🔺الگوی ارتباطی ثابت و متغیر در سیاستگذاری فرهنگی
🔺سرمایه اجتماعی در حکمرانی فرهنگی
🔺تکثر و تنوع فرهنگی
🔺سیاستگذاری هویت و حضور اجتماعی زنان
🔺سیاستگذاری جنسیت
⏰ شروع از آذر ماه 1403 پنجشنبه ها شهر مقدس قم
☑️علاقه مندان به عضویت، درصورت وجود تحصیلات مربوطه و تعهد به مشارکت، رزومه خود را به شناسه @Hanif_ThinkTank ارسال فرمایند:
📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله:
@hanifthinktank
💡توصیه های راهبردی سید حسن نصرالله به رسانه های جبهه مقاومت چه بود؟
✍️مهدی افراز
بخش اول
🔸جناب سیدحسن نصرالله در تابستان سال ۱۴۰۰ و پس از پایان نبرد سیف القدس، بر اساس بازخوردهایی که از آخرین وضعیت میدان و جامعه مقاومت داشت، در افتتاحیهی کنفرانس «نوسازی گفتمان رسانهای و مدیریت نبرد» توصیه های قابل تأملی را در خصوص راهبردهای گفتمانی و رسانه ای ایراد فرمود که مرور آن برای این روزهای نبرد می تواند الهام بخش باشد.
🔹راهبرد اول: "مخاطب قرار دادن بی طرف ها". در ارائه منطق و اندیشه مقاومت نباید از هیچ طبقه و جریان اجتماعی به عنوان مخاطب مأیوس شد و اساساً مسؤلیت رسانه این است که بتواند با در نظر گرفتن اقتضائات، افراد بی طرف و حتی کسانی که به جبهه دشمن تعلق دارند را به جریان مقاومت ملحق نموده و سرمایه اجتماعی آن را افزایش دهد... "مسئولیت رسانه آن است که بقیه را هم که هنوز بیطرف هستند خطاب قرار دهد تا این پایگاه مردمی گسترش یابد. همچنین باید مخاطب رسانههای آنها را که در جبههی دشمن ایستادهاند و از دشمن حمایت میکنند یا روابطشان را با دشمن عادیسازی کردهاند یا بهدنبال توطئهچینی علیه مقاومت هستند، خطاب قرار دهد. نباید از هیچکسی چه بیطرف و چه از کسانی که در جبههی دشمن قرار گرفتهاند مأیوس شد. وقایع تاریخی در بسیاری از جنگها به ما نشان داد که چطور ممکن است پیام واقعی، صادقانه و منطقی تعداد زیادی از افراد جبههی دشمن را بیطرف کند و حتی به جبههی دوست ملحق کند."
🔸راهبرد دوم: "اذعان به نقاط قدرت دشمن". بایستی ضمن آن که برای عبور از قابلیت های نظامی دشمن برنامه ریزی داریم ولی واقعیتِ دارایی ها، امکانات و تجهیزات دشمن را برای مخاطبین تشریح نمائیم... "این از نقاط قدرت گفتمان رسانهای و رسانههای محور مقاومت است، استناد به واقعیتها و حقایقی عینی میدانی، سیاسی، فرهنگی، عاطفی و وجدانی نزد امت، حقایق و واقعیتها نزد دشمن. ما از نقاط قدرت دشمن اطلاع داریم و به آن اذعان میکنیم و برای مقابله با این نقاط قوت، مهارکردن آنها، عبور از این نقاط قدرت و تضعیف آنها تلاش میکنیم و از نقاط ضعف دشمن نیز مطلع هستیم تا با اتکا به آنها پیروزی بسازیم. مهمترین چیز در گفتمان رسانهای در حدود ۴۰ سال گذشته آن است که به واقعیتها مستندبوده و به اوهام، تخیلات، اختراعات ذهنی، رؤیاها و دروغها مبتنی نبوده است و همینطور هم باید ادامه یابد."
🔹راهبرد سوم: "استناد به حقوق طبیعی و انسانی مقاومت". مهم ترین برگ برنده مقاومت تلاش آن برای احقاق حقوق طبیعی و انسانی خودش است لذا برای بیان منطق مقاومت، اصلی ترین نقطه قدرت آفرین تکیه بر همین حقوق انسانی، اخلاقی و دینی مسلّم است... "زمانی که میخواهیم این گفتمان را ارتقاء دهیم یا احیا کنیم، باید آن را با استناد به عناصر اصلی قدرت ارتقاء دهیم و احیا کنیم که بیشتر رسانههای دیگر یا رسانههای دشمن فاقد این عناصر هستند. اوّل استناد به حق؛ رسانههای محور مقاومت و گفتمان رسانهای اینجا بیانگر حق است، حق ملت فلسطین در سرزمین آن از دریا تا رودخانه، حق سوریه در جولان آن، حق لبنان در باقیمانده سرزمینهای اشغالی آن. امروزه اگر به سرتاسر کرهی زمین نگاهی بیاندازیم، مهمترین و روشنترین حق قانونی، دینی، شرعی، انسانی و اخلاقی، حق فلسطین را در بالاترین درجات وضوح میبینیم؛ شما بیانگر حق هستید، امّا رسانههای مقابل شما بیانگر باطلاند و بر اساس همهی معیارهای قانونی، شرعی، دینی، اخلاقی و انسانی باطل هستند. این حق است که ملتهایمان سرنوشتشان را خودشان بهدور از سلطهگری آمریکا تعیین کنند. این حق است که ملتها از ثروتهایشان در مقابل غارتگری آمریکا و کشورهای همسو با آن بهرهبرداری کنند."
🔸راهبرد چهارم: "اعتماد به عملکرد گروه های مقاومت". در جریان درگیری، گروه های مقاومت حتماً دچار اشتباهات و خطاهایی خواهند شد اما نباید اجازه داد این موارد برجسته شده و زمینه سستی و از بین بردن اعتماد به نفس جنبش مقاومت را فراهم بیاورد..."این یک نبرد سخت است که به برنامهریزی و پیگیری نیاز دارد؛ امّا در وهلهی نخست، به اعتمادبهنفس هم نیاز داریم. نباید در مقابل این تخریبها و بدنامکردنها سست شویم. ما باید به خودمان،مردم و جنبشهای مقاومت اعتماد بالایی داشته باشیم. جنبشهای مقاومت معصوم نیستند و ممکن است مرتکب اشتباه شوند، امّا این جنبشها از اعتبار، اخلاص و آمادگی بالا برای فداکاری و وفاداری برخودار هستند. هر چند این مسئله، وجود خطاکاران و حتی گناهکاران را در میان آنها نفی نمیکند. ما در واکنش به خطاها و گناهان موجود، باید برای درمان و حل آن تلاش کنیم. دشمنان بر روی بزرگ جلوهدادن اشتباهات تمرکز میکنند"
https://eitaa.com/afrazmahdi
💡توصیه های راهبردی سید حسن نصرالله به رسانه های جبهه مقاومت چه بود؟
بخش دوم
🔹راهبرد پنجم: "اعتبارآفرینی بر مبنای صداقت با مخاطب". برخلاف سیاست های مدرن، نه زیادی رسانه و مهارت های رسانه ای و نه پول پاشی ها نمی تواند برای رسانه مقاومت اعتبارآفرینی کند بلکه آن چه موجب موفقیت است حرکت بر مدار راستی و صداقت با مخاطبین است..."از مهمترین عناصر قدرت در گفتمان و رسانههای محور مقاومت، صداقت و راستی است که اعتبار آورده است. اعتبار را با پول نمیتوان ساخت و با زیادی رسانهها و زیادکردن مهارتهای رسانهها بهدست نمیآید. اعتبار واقعی را راستی بهدست میآورد، آنچه رسانههای مقاومت به مردم میگویند، صداقت و راستی در نقل حقایق است و این باید ادامه یابد. امروز شهرکنشینانِ این دشمن به رسانههای مقاومت بیشتر از سران و رسانههایشان اعتماد دارند، چرا ما به این نتیجه رسیدهایم؟ این نتیجهی صداقت، راستی و تجربهی طولانی است."
🔸راهبرد ششم: "توجه به تنوع سلائق در پایگاه مردمی مقاومت". جریان مردمی مقاومت شامل طیف گسترده ای از سلائق و دیدگاه های مختلف است لذا می باید با درنظر داشتن تنوعات فرهنگی و ایدئولوژیک برای آن ها گفتارسازی و تصویرسازی صورت داد... "طرفدارانی که رسانهها و گفتمان مقاومت به آن متکی است، از عامهی مردمی است که در جهان عرب و جهان اسلام و نیز در جهان طیف بزرگی را تشکیل میدهد. از جمله ویژگیهای این پایگاه مردمی آن است که از نظر دینی، فکری، فرهنگی، اعتقادی و ایدئولوژیک متنوع است. از نظر قومیتی و نژادی هم تنوع دارد و در امتداد منطقه و جهان هستند و نقطهی مشترک آنها قدس، مقدسات در آن و مظلومیت ملت فلسطین است."
🔹راهبرد هفتم: "استفاده حداکثری از شبکه های اجتماعی". شبکه های اجتماعی به دلیل برخورداری از بستر مردم پایه تر، شرایط مساعدتری را برای شکستن انحصارهای رسانه ای جریان سلطه پدید آورده اند به همین جهت این شبکه ها فرصت بزرگی برای انتقال حقایق به سراسر جهان است..."آنچه ما امروزه به آن نیاز داریم، استفادهی حداکثری از شبکههای اجتماعی است. من اخیراً برخی آمارها را مطالعه میکردم که در آنها این سؤال مطرح شده بود: چرا ابراز همبستگی جهانی با نبرد سیفالقدس بیشتر از هر نبرد دیگری بود؟ برخی تحقیقات این مسئله را بهوجود شبکههای اجتماعی و اثرگذاری آن مرتبط دانستهاند، چراکه دشمنان ممکن است بتوانند یک شبکهی ماهوارهای را مسدود و یک شبکهی رادیویی را تحریم و ساکت کنند و جلوی انتشار یک روزنامه را بگیرند، ولی انتشار شبکههای اجتماعی در سطح جهانی بهحدی رسیده است که میتواند تحولات را منتقل کند، در حالی که سابقه نداشته است نبرد یا تقابل و مظلومیت و کشتار در فلسطین اشغالی اینگونه منتقل شود. این یک فرصت بسیار بزرگ است که در آن هر انسان و شخصی در این امت میتواند برای انتقال تصاویر، حوادث و موضعگیریها به جهان وارد عمل شود."
🔸راهبرد هشتم: "تکیه بر مقابله با سلطه گری آمریکا در منطقه". در طرح مقاومت برای رهایی منطقه، اصل اول مبارزه با سلطه گری آمریکاست و آزادسازی فلسطین بدون درهم شکستن سلطه آمریکا در منطقه ممکن نیست، برهمین اساس لازم است ضمن تعمیق دشمنی ها با صهیونیسم، توجهات را بر روی نشان دادن نقش محوری آمریکا متمرکز نمائیم و مانع تفکیک نقش اسرائیل از ایالات متحده در اذهان شویم... "نمیتوان فلسطین را بدون رویارویی با سلطهگری آمریکا در منطقه آزاد کرد، زیرا همین سلطهگری نظامها و ارتشها را به ساختارهای مردهای تبدیل کرده است که تحرک و ارادهای ندارند و کاری از دستشان بر نمیآید. سلطهی آمریکا پایه و اساس و خطرناکترین است، زیرا این سلطه اوّلاً، بهخودیخود مشکلی برای کشورها و ملتهای ماست از این جهت که سلطهگری مبتنی بر سلب تصمیمات، غارت ثروتها، تحمیل نظامها و منعکردن ملتهای ما از تعیین سرنوشت خود در همهی عرصههاست و ثانیاً، همین آمریکا نیز حامی اسرائیل است. نمیتوان فلسطین را بدون رویارویی با سلطهگری آمریکا در منطقه آزاد کرد، زیرا همین سلطهگری نظامها و ارتشها را به ساختارهای مردهای تبدیل کرده است که تحرک و ارادهای ندارند و کاری از دستشان بر نمیآید."
📌لینک سخنرانی کامل جناب سید:
https://khl.ink/f/48269
https://eitaa.com/afrazmahdi
سرچشمه.mp3
58.46M
💡ریشه کانونیِ ابهامات اجتماعی در مورد مقاومت چیست؟
▫️در جمع فعالان تبلیغی استان کرمان
🔸مجموعه فرهنگی مس سرچشمه
https://eitaa.com/afrazmahdi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 در غزه زندگی جاریست
قربان آن بدن کوچکی که با تداوم «زندگی» در برابر این وحشت و خشونت «مقاومت» میکند...
https://eitaa.com/afrazmahdi