eitaa logo
دانلود
موقعیت: اون ازت کمک می‌خواد و تو داری خودتو قانع می‌کنی تا زخم هایی که بهت زده رو فراموش کنی و بتونی کمکش کنی:
کاش می‌تونستم یه بار از همه معذرت خواهی کنم و از اول به دنیا بیام. کاش می‌شد به همکلاسیام بگم که چقدر ناراحتم از اینکه واقعا اونجا نچسب و رومخم و چقدر خودمم دلم نمی‌خواد انقدر منزجر کننده باشم. کاش میتونستم از بغل‌دستیم معذرت خواهی کنم بابت اینکه اون بهترین دوستم بود ولی من نه. کاش می‌تونستم بهش بگم ببخشید که گاهی توقع بیجا داشتم، ببخشید که گاهی دلم می‌خواست ازم دفاع کنی، و ببخشید که مایه‌ی ننگ بودم. دلم می‌خواست از دوستایِ چهارپنج ساله‌م عذرخواهی کنم. ببخشید بچها، معذرت می‌خوام که زیاد حرف می‌زدم. واقعا پشیمونم از اینکه فکر می‌کردم اضافه و سربار نیستم حداقل توی اون جمع، واقعا پشیمونم که تصور می‌کردم اونجا پذیرفته می‌شم. میدونم هیچ‌وقت شبیه هیچ‌کدومتون نبودم‌. می‌دونم همیشه به خودم می‌گفتم"من اگه بدترین هم باشم اونا منو می‌پذیرن" ولی اشتباه بود. معذرت می‌خوام که فکر می‌کردم پیش شما می‌تونم هرغلطی دلم خواست بکنم و شبیه خودم باشم. متاسفم که راحت بودم. دلم میخواد به بهترین دوستم بگم که همیشه بهترین دوستم بوده. اینو میگم چون اینکه اون بهترینه دلیلی نداشت. اگه کسی می‌گفت چرا اونو برای بهترین دوستت انتخاب کردی من دلیلی نداشتم. نه تنها بودم که اون تنها گزینه باشه، نه با هم کنارمیومدیم، نه وجه اشتراک داشتیم، نه طرز فکرمون شبیه بود، نه شبیه هم حرف می‌زدیم، نه و نه و هزارتا نه‌ی دیگه. ولی اون بهترین بود و هست. شاید الان دیگه اینو به زبون نیارم و دیگه هیچ‌وقت کسی ازم نشنوه اینو. ولی الان میگم که، اون بهترین دوستم بوده. همیشه و الان. دلم میخواد ازش معذرت خواهی کنم. ببخشید که اون نزدیک‌ترین‌دوستی که انتظارشو داری نیستم. ببخشید که علم غیب و از اون غریزه های دوستانه ندارم. ببخشید که نمیتونم تشخیص بدم کی حالت خوبه و کی بد. ببخشید که حواسم اونطوری که باید بهت نیست. ببخشید که نمی‌دونم کی ممکنه بهم نیاز داشته باشی. ببخشید که همیشه انقدر داغونم. من واقعا می‌خوام از پدر و مادرم عذرخواهی کنم. ببخشید که فرزنداول‌خانواده با همه زحمتهایی که براش کشیدی اونی نشد که می‌خواستی، بابا. ببخشید که دختر اولت اونطوری که باید مراقبت نیست و هواتو نداره، مامان. ببخشید که ستون و انتظار و امید خانواده رو شکستم. معذرت می‌خوام که پذیرفتن من براتون یه اجباره. دوست دارم از اون یه نفر عذرخواهی کنم.ببخشید که همه چیو با دروغ چیدم. دروغ های من ظلم نبودن، ضعف بودن. دلم می‌خواد از دخترم معذرت خواهی کنم. ببخشید که همیشه راجبت اشتباه فکر می‌کردم. هم وقتایی که خوب فکر می‌کردم و هم بد. همش اشتباه بود. ببخشید که پشتت حرف زدم. من همیشه به تو حسودیم می‌شد. همین. و شاید آخرشم، اگه یه لحظه بتونم و اجازه داشته باشم باهاش حرف بزنم، دوست دارم از خودم عذرخواهی کنم. ببخشید که اون چیزی که می‌خواستی نیستم. ببخشید که ناامیدت کردم، ببخشید که سنگینیِ مقصر بودن رو چشیدی. ببخشید که تو آیینه نمی‌تونی به خودت نگاه‌کنی. ببخشید که‌هرروز تحملم‌می‌کنی و سعی‌می‌کنی با مشت نخوابونی تو دهنم. ببخشید. من هیچ‌وقت قصد بدی نداشتم. هیچ‌وقت. و خب می‌دونی؟ ای کاش می‌شد از همه معذرت‌خواهی کنم و بعد یه بار دیگه به دنیا بیام. چون به قول اون صدای تو مغزم: نجلا، گند زدی. و برای درست کردنش تنها راه اینه که از اول به دنیا بیای‌.
می‌خواستم بگم دوستت دارم ولی گفتم بیا باهم درس بخونیم
من دیگه چیزی ندارم که دربارش خوب حرف بزنم. دیگه مهربونی ندیدم از خودم. دیگه هیچ‌جا صبور نبودم. دیگه نه بخشش فراطبیعی داشتم که آدمارو شرمنده کنه، نه از اون لبخندای همیشگی که همه کدورتارو بشوره ببره. من دیگه نه وقتی بغلت کنم آروم میشی، نه جوری حرف میزنم که با ذوق بگی اگه تراپیست بشم، تو اولین مراجعمی. من تاریخ مصرفم تموم شده،عزیزم. منقضی شدم،و ای کاش می‌تونستم اینو به همه بفهمونم. من دیگه خیلی خوب نیستم بچها، من دیگه تموم شدم.
سطح تحصیل بچهای کلاس اینطوریه که اگه یه دور کل کتاب و واسه امتحان بخونی خرخون حساب میشی
گوشامو می‌‌گیرم، دوباره هرچی خواستی داد بزن.
City of stαrs
منو کشید تو خاک، گفت ببند چشماتو. گفتم چرا؟ گفت همه‌چی حل می‌شه. گفتم قول؟ جواب نداد‌‌. گفت بزرگترین آرزوت چیه؟ گفتم نمی‌دونم راجب چی حرف می‌زنی. گفت یعنی نمی‌دونی آرزو یعنی چی؟ گفتم می‌دونم. گفت پس؟ آرزوت چیه؟ گفتم یه آرزو دارم. می‌خوام تو خونه‌م بمیرم .
بازم من باختم. زندگی همیشه یه چیزی داشت که رو کنه و ثابت کنه از این بدترم می‌شه.
Man am I the greatest ?