eitaa logo
دانلود
City of stαrs
به ماه گفتم، در گوش تک‌تک برگ‌های بید، به آبِ جاری رودخونه، به پرستوهایی که تازه برگشتن، به یاس‌‌ها و لاله‌ها و شقایق‌ها. اما همه‌جا لکه‌ افتاد. ماه آبی شد، برگ‌ها سقوط کردن، رودخونه پر از گِل و زباله‌ست، پرستوها از این‌جا رفتن و گل‌ها پرپر شدن. چون آرزوی من سیاه و تیره‌ست ، مامان . به باد گفتم ، برایِ من همه‌ی قاصدک‌هارو فوت کرد. همه‌شون نشستن روی زمین. زانو زدم که جمع‌شون کنم، بفرستمشون پیش ستاره‌ها. دوییدم دنبالشون بین درختا، هوا تاریک و سرد بود. زانوم زخمی بود و صدام درنمیومد. باور کن، دوییدم که نجاتشون بدم. ولی همه‌شون سقوط کردن. چون آرزوی من سنگینه ، مامان. قاصدک‌ها سبک، نمی‌تونن حملش کنن‌. زمین سفید سفید شد، مثل برف. آدم‌ها روی آرزو‌ی من راه می‌رن. یه آرزوی سیاهِ لگدمال شده ، به دردت می‌خوره ، مامان ؟ .
نجلا و آرزوهاش
ماه آبی
آبی آسمونی.💘
دیدنت یه حس جدید رو توی قلبم روشن می‌کنه، مطمئنم تاحالا حسش نکردم. وقتی که پر از ذوقی، وقتی داری می‌دویی، موهات کلافه‌ت می‌کنه و یه‌جوری از جلوی صورتت کنارشون می‌زنی که باید بعدش چهل‌دقیقه گره‌هاشو باز کنم. وقتی که پرسروصدایی، یا وقتی که خیلی ساکتی و می‌خوای تنها باشی. بهت گفتم وقتی می‌خوای تنها باشی توی آفتاب نشین، گفتی نمی‌خوای هیچ‌کس ببینتت. آفتاب که می‌خوره به چشمات رنگشون روشن می‌شه، می‌تونم ته چشماتو واضح ببینم. تو پاک و روشنی، رنگِ رودخونه‌ تو نور خورشید. پر از ذوق، شادیِ مکرر . می‌دونم باید بدویی توی جنگل، از همه‌ی درختا بالا بری، می‌دونم باید بخندی و گریه کنی، کلی دوست پیدا کنی، می‌دونم یه‌وقتایی باید درد بکشی، خیلی سختمه. سختمه که آزادِ آزاد باشی و فقط از دور نگاهت کنم. دلم می‌خواد یواشکی ببرمت. با خودم ببرمت یه‌جای دیگه، توی یه دنیای دیگه‌ که هیچ‌ سایه‌ای دنبالت نکنه. هیچ شاخه‌ای زخمی نکنه دستاتو. ولی باید بذارم بری. باید بذارم بزرگ شی. آزاد باشی، پرواز کنی و سقوط کنی و زخم‌های جدید روی شونه‌هات سنگینی کنن. ببخشید که این‌جایی، ببخشید که باید زندگی کنی. می‌دونم که این‌جا خیلی تلخ و خاکستریه برای روحِ روشنت. وقتی دستمو می‌گیری آرزو می‌کنم که کاش تکیه‌گاه بودم برات، یه تصویر بودم که وقتی خواستی فرار کنی، با خودت می‌بردیش توی آفتاب. یه کورسوی نور بودم، توی تاریکی مطلقِ اطرافت. ولی می‌دونم که اسممو یادت می‌ره. من یادم نمی‌ره. همیشه صدات می‌کنم، با اسم خودت و نگرانی‌هاتو می‌دزدم. تا دوباره شبیه اسمت بشی‌، شادی‌مکررِ من‌.
موسس فرقه نجلایی‌ها
د نیبرهود واقعاً برای اینکه توی این جهان وجود داشته باشه زیادی خوبه