eitaa logo
دانلود
چجوری انقدر حس بدی می‌ده تعریف کردن یه داستان تکراری
نشد هیچ‌وقت مراقبت باشم
City of stαrs
نشد هیچ‌وقت مراقبت باشم
می‌خواستم همه‌ی آدمایی که می‌تونن زمینت بزنن و بزنم کنار برات ، می‌خواستم دونه دونه راها رو باز کنم ، تهشم خودم از سر راهت برم کنار ، برسی به اونجایی که لیاقت اسم‌قشنگتو داره ، ولی نتونستم ‌.
ببخشید ، ببخشید ، ببخشید
بذار بوی امید و حس کنم ، دستتو از روی گلوم بردار.
برگه هارو درمیارم و یکی یکی می‌تکونم خاک‌شونو ، می‌فهمم که من خیلی دل‌بستم به این جهان قلابی ‌.
18 March