City of stαrs
نشد هیچوقت مراقبت باشم
میخواستم همهی آدمایی که میتونن زمینت بزنن و بزنم کنار برات ، میخواستم دونه دونه راها رو باز کنم ، تهشم خودم از سر راهت برم کنار ، برسی به اونجایی که لیاقت اسمقشنگتو داره ، ولی نتونستم .
برگه هارو درمیارم و یکی یکی میتکونم خاکشونو ، میفهمم که من خیلی دلبستم به این جهان قلابی .