eitaa logo
دانلود
فکر می‌کردم من تنگ نمی‌شه دلم ، تا یه روز قبل اینکه برم .
خیلی دلم می‌خواست درباره‌ش بنویسم ولی انقدر سنگینه که نمیتونم شکل کلمات درش بیارم.
(اون بدون اینکه بگم میفهمه حالم خوب نیست، برعکس من که هیچ‌وقت نتونستم کنارش باشم)
نمی‌دونم کی می‌خوام بفهمم که فرقی نداره چقدر تلاش کنم، بازم برای بابا کافی نیستم و هیچکدومشو نمی‌بینه
من می‌تونم تو نهایت خستگی و مریضی ساعت‌ها تظاهر به پرانرژی و شاد بودن کنم ولی فقط کافیه یکم غمگین باشم
Is this the place, we used to love ?
ممنون که مجبورم نکردی جواب بدم
من عمقِ غم اتفاقات رو چندین ساعت یا حتی چندین روزِ بعد درک می‌کنم.