توی یک لحظه همه چیز رو از دست میدی . یاد بگیر که توی یه لحظه رد بشی. یهروز توی یهلحظه باید از همهچیز رد بشی .
City of stαrs
توی یک لحظه همه چیز رو از دست میدی . یاد بگیر که توی یه لحظه رد بشی. یهروز توی یهلحظه باید از همه
فرد تروماتایز رو خیلی زود از محلِ تروما دور نکنید. بذارید بمونن و ببینن که چجوری از دست دادن، و باختن.
منم نشستم. روزی که گفتی خدافظ ، از کنارم بلند شدی و دور شدی. وقتی که میدونستم دیگه برنمیگردی. نشستم و نگاهت کردم ، تا وقتی که دیگه توی چشمام نباشی.
منم نشستم ، رفتنت و ، باختنم و ، از دست دادن و نگاه کردم به امید اینکه کمتر جای زخم درد داشته باشه.
City of stαrs
فرد تروماتایز رو خیلی زود از محلِ تروما دور نکنید. بذارید بمونن و ببینن که چجوری از دست دادن، و باخت
خانومها ، آقایون ، تا آخر نگاه کنید . باختتونو نگاه کنید . و با همهی وجودتون غمگین شید از باختتون . برای اینکه اون روزی که اون سوت و بزنه و شما برنده بشید ، خیلی بیشتر حال میده .
. رختکن بازنده ها ، اپیزودِ ریحان جعفریزاده .
I sent you flowers , Did u even care?
You ran the shower and left them by the stairs .
گفتی درس بخون گفتم باشه ، با هرچی زخم بود خوندم و تا اینجا اومدم و گیر کردم یه جایی که نه گذشتهای از خودم میبینم و نه آینده و نه حتی زمان حالی.
با همهی تلاشم فقط سعی میکنم زنده بمونم و رد بشم از همه چی و خیلی ناعادلانهست که دلخوشیهای کوچیک هم دیگه نباشن