هدایت شده از هوای مادری
جلسه 10 اهل ولاء.pdf
حجم:
957.7K
#پاورپوینت #جلسه_دهم
🔰فایل ارائه جلسه دهم اهل ولاء
🌿 22 اسفند 1403
نظر سنجی و ثبت:
https://survey.porsline.ir/s/shWBcDnl
🔻
ثبت گوش دادن صوت های هفته دوم دوره اهل ولاء
📑 ثبت حضور #جلسه_ششم
https://survey.porsline.ir/s/QqHfYvDv
📑 ثبت حضور #جلسه_هفتم
https://survey.porsline.ir/s/Os58jS44
📑 ثبت حضور #جلسه_هشتم
https://survey.porsline.ir/s/YIAYXbZr
📑 ثبت حضور #جلسه_نهم
https://survey.porsline.ir/s/RsZsEZr9
📑 ثبت حضور #جلسه_دهم
https://survey.porsline.ir/s/shWBcDnl
⭕️نیاز به ثبت مجدد نیست.
💡اگر جلسه ای را نبودید اما صوت را گوش دادید در پرسلاین مربوط به همان جلسه ثبت فرمایید.
🔸برای دستیابی سریع به پاور پوینت و صوت روی هشتگ ها میتونید کلیک کنید.
#ثبت_حضور
🔻
1.png
حجم:
810.6K
#نقشه_ذهنی فصل پنجم اهل ولاء
جلسه ۹ و ۱۰
🔸خانواده با کار تشکیلاتی و چالشهای امروز
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
۱۵ روز طلایی برای تثبیت مطالب دوره فرصت هست!
هدف از آزمون بهانه ای برای مرور و تثبیت است.
خیلی وقت ها بعد از چند ماه مطالبی که یادگرفتیم جز یک کلیات و حال خوبی چیزی باقی نمیماند.😅
اما اگر منظم برنامه بگذارید روزی یک جلسه مرور شود اصلا فشاری نمیاد.
💡برای مرور هم نقشه ذهنی ها را بخونید هم پاورپوینت ها طی دو هفته مطالب به حافظه بلند مدت شما منتقل میشود.
اصلا نگذارید شب آخر. هم شب های قدر در پیش است🤲🤲
هم دید و بازدید و صله رحم🌸🌸
چشم بهم بزنید ۸ فروردین میرسد.
🔻
#آزمون
الان کلی علم قرآنی یادگرفتید.😍
زکات فراموش نشود.🌾
برای القا و مباحثه و آموزش که جز هرم یادگیری بالا هم هست میتونید از ارحام شروع کنید(خواهر و دختر خاله و ...) میتونید از همسایه شروع کنید(دور و نزدیک) میتونید از رحم ولایی شروع کنید(دوستان و همکاران و ...).
به اون فرد خوشبخت همین الان یک پیام بهش بده ببین پایه است یا نه 😉
بهار قرآن هست یک گروه بزن ساعت روزانه را مشخص و با روزی نیم ساعت تماس یا گذاشتن صوت شروع کن.
🔻
از خاطرات اهل ولایی های امسال.pdf
حجم:
288K
🎍66 خاطره کوتاه از اهل ولایی های ماه مبارک 1403
#خانواده_اهل_ولا
#خانواده_ولایی
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
کاش میشد از زمان گذر کرد
رفت به یک نقطهای در تاریخ
به یک اتفاق خاص
کاش میشد بروم عقب،
حدود ۱۴۴۰ سال.
✍ زهرا موحدی نیا،
پزشک و از اهالی اهل ولاء
@hejrat_kon
دست خالی نه؛
یک کاسه کاچی اعلا پخته باشم،
رویش را با بیشترین سلیقه و حوصله و عشق تزئین کرده باشم،
با یک سبد گل نرگس و عروس و یاس،
گرفته باشم به دست،
و برسم به کوچههای مدینه...
بگردم
بگردم
بگردم
ببینم از کدام خانه
نور بالا میرود
و صدای شادمانی میآید؟
بر کدام خانه
ملائکه فوج فوج نازل میشوند به شادباش و تبریک و تبرک...
من هم قدمها را بکشم همان سمت.
برسم؛
باورم نشود که رسیدهام.
دست بکشم به در،
ببینم واقعی است.
و بعد در بزنم
در بزنم
در بزنم...
چقدر این صدا را، این کوبش را، دوست دارم؛
هزاران بار این در را در ذهنم، با تپش و تمنای قلبم، کوبیده ام
صدای قدمهایی از پشت در بیاید،
قلبم تپیدن بگیرد؛
کیست که در را باز خواهد کرد؟
قدمها نزدیک تر شود
و صورت من گُر گرفتهتر
صدای باابهتِ مهربانِ مردانهای که بلند شد "کیست؟" ،
من از شوق لکنت بگیرم!
اشک بریزم
بخندم
بلرزم
مجنون شوم
بخواهم بگویم:
مولا منم، محب شما، خادمه شما، دخترتان... از پس صدها سال آمده ام دیدن بانویم فاطمه، آمده ام برای عرض چشم روشنی، آمده ام بگویم "مبارکتان باشد... درست که برایتان از بهشت طعام میرسد، اما من هم یک کاسه کاچی آورده ام برایتان... ناقابل است، ما کرمانیها خوب کاچی را بلدیم، خوشمزه و مقوی است، نوش جانتان بانو"
اما لال شوم...
و صبر کنم تا در باز شود؛
مثل هزاران بار دیگری که درب این خانه در عالم معنا به رویمان باز شده
در که باز شد،
از بزرگی و سیادت و هیبت مولا
سرم پایین افکنده شود.
و انقدر باران اشک ببارد
و پرده اشکانم ضخیم شود
که جز نورهایی که در قطرهها میشکنند
چیزی نبینم.
دستم که کاسه کاچی دارد را دراز کنم سمت مولا
و آرام بگویم: سلام ای امیر مؤمنان! یا ابالحسن!
بی آنکه ببینم،
حس کنم لبخند به لبان مولا آمد
با شنیدنِ "یا ابالحسن"
از سرور امام، قوت بگیرم و بگویم: برای دختر رسول خدا، کمی...
و مولا کاسه را بی درنگ قبول کند، حرفم را قطع کند و بفرماید: بیا داخل دخترکم... بیا خودت کاچی و گل را بده به دست فاطمه ام...
و من،
همانجا،
از شوق،
جان دهم...
درست درب خانه علی
پیش پاهای مبارکش ........
#خانواده_ولایی
#توسعه_من
#امام_حسن_کریم_اهل_بیت
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•