eitaa logo
رسانه اجتماعی مسجد و محله
395 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
5.3هزار ویدیو
489 فایل
رسانه اجتماعی و کانال رسمی مسجد حضرت زینب سلام الله علیها قم، شهرک شهید زین الدین، خیابان شهید پائیزان انتهای خ دکتر حسابی کدپستی3739115659 شناسه ملی 14013514594 حساب حقوقی درآمد وجاری مسجد 5892107047156958 💳 IR050150000003101103064788
مشاهده در ایتا
دانلود
دلیل دوستی و دشمنی شما چیست؟ 🖌 حضرت (ع) فرمود: هر که دوستی اش بر اساس دین نیست و دشمنی اش بر اساس دین نیست، اصلا دین ندارد. 🖌 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبَّ عَلَى الدِّینِ وَ لَمْ يُبْغِضْ عَلَى الدِّینِ فَلَا دِینَ لَهُ . 📚 اصول کافى جلد ۳ صفحه: ۱۹۳ روایة: ۱۶ @hadith_daily
هدایت شده از ۱۱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چرا بازار ما اینطوریه و بازار کفار اونطوری؟
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مجروح رو کنار جاده رها می‌کنی تا از خونریزی بمیره ⁉️😳 به نهضت آمرین بپیوندید👇 http://eitaa.com/joinchat/1655439360C3ac9fe7eda این پیام را منتشر کنید...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سالن مطالعه
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 | ققنوس وال استریت ♨️ مجموعه موشن گرافیک ؛ در چند قسمت به بررسی وضعیت زیبایی‌های آمریکا! می‌پردازد. 🔶 قسمت دوم | این ۵ دقیقه و ۱۵ ثانیه مستند همراه با گرافیک فوق‌العاده را ببینید. _______ 🔷 جهت دریافت نسخه باکیفیت به آپارات سعداء مراجعه فرمایید: https://www.aparat.com/playlist/608684 __________ 🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی @salonemotalee
هدایت شده از سالن مطالعه
🇮🇷🇮🇷 وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷 ✒قسمت چهل و هشتم قسمت قبل:https://eitaa.com/salonemotalee/479 فصل چهارم نبرد تا آزادی خرمشهر(۸) این بار مثل کسانی که از زندان فرار می‌کنند به سمت دیوار انتهای درمانگاه رفتیم. من دست‌هایم را که سالم بود قلاب کردم و بابایی از دیوار بالا رفت. بابایی هم با همان یک دست سالمش مرا با آن زخم باز بالا کشید. افتادیم آن طرف دیوار. رفتیم تا جایی که عرب دشداشه‌پوش و چفیه به سری دلش برای ما سوخت و ما را تا شادگان برد. از آنجا هم سوار یک مینی‌بوس شدیم و به دارخوین رسیدیم. در مسیر دیدم احمد بابایی خیلی ساکت است، پرسیدم: "برادر بابایی! خیلی در فکری!؟" - آره! از تهران بهم زنگ زدند و گفتند؛ خدا بهت یک دختر داده. - پس میخواهی از دارخوین بروی تهران!؟ - نه! می‌روم خط. - اما شما با این وضعیت و زخم و شرایط سخت و بچه‌ات!!!؟... حرفم را برید و گفت: "تکلیف من اینجاست! آزادی خرمشهر از بچه من مهم‌تر است." او هم مثل حبیب حرف می‌زد و مثل او دوست‌داشتنی بود. فقط لهجه شان فرق می‌کرد اما ایده و افکارشان کپی هم بود. از دارخوین با یک تویوتا به انرژی اتمی رفتیم. اول باقر سیلواری را دیدم. - خوش‌لفظ خودتی!؟ مگه تو شهید نشده‌ای!؟ اسمت توی لیست مفقودالاثرهاست. - می‌بینید که سر پایم. از حبیب چه خبر!؟ - حبیب هم زنده است اما مجروح! آوردنش عقب. - الان کجاست؟ می‌خواهم ببینمش - برای ادامه عملیات در گرم‌دشت دوباره برگشت خط - آقاباقر! سرنوشت کانال گرمدشت چی شد؟ - خیلی شهید دادیم. آن قدر که وقتی برگشتیم شهدا را با کمپرسی برگرداندیم اما دوباره به شکل معجزه آسایی خط به دست ما افتاد و حالا هم حبیب رفته شناسایی برای ادامه از همانجا با کمک گردان مالک. حبیب مظاهری و احمد بابایی به خط رفته بودند که بابایی با اصابت یک موشک آرپی‌جی درجا شهید می‌شود و حبیب ترکش می‌خورد. این بار از سرش. البته تا مدت‌ها خبری از حبیب نبود. همه فکر می‌کردند او هم شهید شده است. اسم او هم در آمار شهدا آمده بود اما بعد از یک هفته بچه‌ها او را با سر باندپیچی شده دیده بودند و این سومین مجروحیت او طی یک هفته عملیات برای آزادی خرمشهر بود... ◀️ ادامه دارد ... هر روز با ما باشید با یک قسمت از خاطرات قهرمان ملی "علی خوش‌لفظ" از جانبازان و شهدای همدانی در کتاب "وقتی مهتاب گم شد"؛ https://eitaa.com/salonemotalee/308
تواضع کن تا بزرگ شوی 🖌 حضرت (ع) از حضرت صلى الله علیه و آله که فرمود: هر که براى خدا فروتنی کند، خدا بلندمرتبه اش گرداند و هر که خود را بزرگ بداند، خدا خارش کند. 🖌 عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَفْطَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص ...ِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ. 📚 اصول کافى جلد ۳ صفحه: ۱۸۵ روایة: ۳ @hadith_daily
🍃 | صورت‌های بهشتی 🔹زهرا مصطفوی روایت می‌کند: ‌‏امام بارها به من می‌گفتند:‏ «اینکه می‌گویند بهشت زیر پای مادران است؛ یعنی باید این قدر جلوی پای مادر‌‎ ‌‏صورت به خاک بمالی تا خدا تو را به بهشت ببرد.» 📝برداشت‌هایی از سیره امام خمینی(ره)، جلد۱، صفحه ۲۳ ✅ @Sahifeh_noor