7.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سهشنبه ساعت ۵صبح کربلای معلا....
نائب الذیاره همه دوستان....
هدایت شده از سالن مطالعه
نخستین زنی که در جنگ به اسارت عراقیها درآمد.
قسمت سوم؛
• چند روز در سوسنگرد ماندید؟
تقریبا ۷ مهر بود که جنگ به سوسنگرد هم کشیده شد و شهر را محاصره کردند. خانواده من از آنجا به اهواز رفته بودند، اما من هنوز آنجا بودم. وقتی شهر توسط عراقیها محاصره شد، همسرم دنبالم آمد و گفت دیگر صلاح نیست اینجا بمانی و باید تو هم بروی اهواز. با یک ماشین جیپ سپاه که پر از مهمات بود دنبالم آمد که مرا به اهواز ببرد. من سمت صندلی شاگرد نشسته بودم و پاهایم را بالا جمع کرده بودم؛ چون زیر پاهایم پر از نارنجک بود. همسرم یک اسلحه به من داد و گفت: نترس تو دیگر دوره آموزشی کار با اسلحه را گذراندهای و یاد گرفتهای. شهر خالی است و هر آن ممکن است منافقان یا عراقیها سر راهمان را بگیرند و تو باید اگر لازم شد، تیراندازی کنی. مراقب اطراف باش و از پنجره فضای بیرون را دید بزن.
شاید من هیچ وقت فکرش را نمیکردم که روزی از اسلحه برای کشتن آدم استفاده کنم. همسرم میگفت: ما هیچ مهمات و نیروی زیادی نداریم وقتی تو را به مقصد رساندم باید این ماشین و مهمات را به نیروها برسانم.
من تفنگ را محکم بغل کرده بودم. یک چادر مشکی با مقنعه بلند و مانتوی بلند بر تن داشتم. اکثر ما زنان با همین لباسها هم شبها میخوابیدیم؛ چرا که هر آن امکان داشت که عراقیها حمله کنند و ما مجبور باشیم به سرعت خانه را ترک کنیم یا حتی احتمال کشته شدن و مجروح شدن ما بهخاطر خمپارههای عراقی زیاد بود.
• شما همچنان در داخل سوسنگرد بودید که عراقیها شهر را تصرف کردند؟
بله. وقتی همسرم میخواست مرا از شهر دور کند، تقریبا عراقیها وارد شهر شده بودند. با این حال جاده هنوز در اختیار نیروهای خودمان بود. همسرم گفت تا جاده بهدست عراقیها نیفتاده باید هرچه زودتر تو را از شهر خارج کنم. وقتی که از شهر سوسنگرد بیرون رفتیم، یکی، دو نفربر و تانک عراقی همزمان با ما به آنجا رسیده بودند؛ یعنی عراقیها پل زده بودند و کمکم نفربرها نیز از آن عبور کرده و وارد شهر شده بودند. وقتی چشمام به نفربرها افتاد، خوشحال شدم و به همسرم گفتم که برای شما نیرو و کمک رسیده است. همین جمله را که گفتم، عراقیها به سمت ما تیراندازی کردند. هوا گرم و شیشه ماشین هم پایین بود. از سمت صندلی شاگرد که من نشسته بودم به ما شلیک میکردند. من سرم را پایین نگه داشته و محکم اسلحه را بغل کرده بودم. با صدای بلند فریاد میزدم: «الله اکبر»، «یا حسین»، «یا فاطمه زهرا»و... همینطور فریاد میزدم. عراقیها لاستیکهای ماشین را زدند و ماشین از کار افتاد.
هر دوی ما بهشدت مجروح شده بودیم. پهلوی راست من خیلی میسوخت. وقتی دستم را بردم سمت پهلویم، دیدم سوراخ خیلی بزرگی ایجاد شده و خونریزی شدید دارم. همچنان اسلحه را محکم بغل کرده بودم. عراقیها که به ما رسیدند، مرا از ماشین به بیرون پرت کردند. در همین حین تفنگ از بغلم زمین افتاد. این صحنه را که دیدند فریاد میزدند زن نظامی، زن نظامی. زبان عربی آنها را متوجه میشدم. عراقیها فکر میکردند که من باز هم سلاح یا نارنجکی همراه دارم و میخواستند مرا تفتیش بدنی کنند. من جیغ زدم که هیچچیز دیگری همراه خودم ندارم و فقط همین اسلحه بود. فریاد من باعث شد که عقب بروند. همسرم را نیز از ماشین آوردند پایین. استخوان قلم پایش زده بود بیرون و همینطور خونریزی شدید داشت.
ادامه دارد...
@salonemotalee
هدایت شده از ۱۱
7.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق حسین با شیر از مادر گرفتم
کودک تماشاگر از شمر تعزیه چه میخواهد؟
میخواهد امسال حسین ع را سر نبرد
ببینید...
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 توصیه علامه حسن زاده آملی در زمان #کرونا
علامه ای که به صد و سه علم از جمله طب، مسلط هست میگه برای من نظر وزارت بهداشت نظر اجتهادی هست و بر من واجب هست تمکین کنم. اما برخی از اشخاصی که کلا چهار کتاب حوزوی خوندن و شش تا روایت طبی یاد گرفتن میگن ما به نظر کارشناسی خودمون عمل می کنیم!!
هدایت شده از 🇮🇷روزی یک حدیث🇵🇸
خداوند به آنان می بالد
🖌 حضرت #امام_باقر و #امام_صادق علیهما السلام فرمودند: هر مؤمنى که به #دیدار برادرش برود ... چون درب خانه اش را بزند، درهاى آسمان به رویش گشوده شود و چون یکدیگر را ببینند و دست بدهند و روبوسی کنند، خدا به آنها توجه می کند و به آنان بر فرشتگان می بالد.
🖌 عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَا أَيُّمَا مُؤْمِنٍ خَرَجَ إِلَى أَخِیهِ يَزُورُهُِ ... وَ إِذَا طَرَقَ الْبَابَ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ فَإِذَا الْتَقَيَا وَ تَصَافَحَا وَ تَعَانَقَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا بِوَجْهِهِ ثُمَّ بَاهَى بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ.
📚 اصول کافى جلد ۳ صفحه: ۲۶۵ روایة: ۱
#حدیث #مهربانی #دیدار
هدایت شده از فقه و احکام رهبری (leader.ir)
📚 تغییر نذر
💠 سؤال: #نذر کردم در صورت قبولی در دانشگاه در روز #اربعین امام حسین(ع) غذای نذری بدهم. آیا می توانم به جای غذا معادل هزینه آن را به نیازمندان کمک کنم؟
✅ جواب: اگر صيغه مخصوص نذر را ـ كه در رسالههاى عمليه ذكر شده است ـ نخواندهايد، عمل به آن لازم نيست و مىتوانيد تغيير دهيد ولى چنانچه #صيغه_نذر را خوانده باشيد، بايد بر طبق آن عمل كنيد.
#احکام_نذر
🆔 @leader_ahkam
هدایت شده از صحیفه نور امام خمینی (ره)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
امام خمینی ره: کسانی که گمان میکنند در صورت مقابله با آمریکا در تنگنا قرار میگیریم، یا بیچاره و بدبختند و یا دلسوزانی اند که تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفتهاند!
@sahifeh_noor
وزارت بهداشت: فایزر نه! واکسیناسیون زنان باردار با سینوفارم ادامه دارد
🔹اطلاعیه مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت: با اجماع و تکیه بر شواهد معتبر علمی به این نتیجه رسیدیم که واکسیناسیون زنانباردار کماکان با واکسن سینوفارم که یکی از معتبرترین واکسنهای حال حاضر دنیا و دارای تأییدیه سازمان جهانی بهداشت است، ادامه یابد. تصمیمی برای واردات واکسن فایزر وجود ندارد.
@Farsna