هدایت شده از سالن مطالعه
🇮🇷🇮🇷 وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت چهل و یکم
قسمت قبل:https://eitaa.com/salonemotalee/459
فصل چهارم
نبرد تا آزادی خرمشهر(۱)
قرار بود سه گردان از ما، ادغامی با یک گردان ارتش برسند روی جاده آسفالت؛ هدف هایشان را بزنند و جاده را تثبیت کند.
گردان ما و گردان عمار هم بعد از اتمام اتمام کار مقر زینالقوس خودشان را به جاده برسانند.
اگر این پنج گردان موفق میشدند سمت راست جاده را تأمین کنند و شش گردان دیگر در محور محرم به کمک تیپ دو از لشکر ۲۱ حمزه ارتش، چب ما را تأمین میکردند، تازه این کار تمام ماجرا نبود باید با دو محور دیگر از چپ و راست روی جاده با هم الحاق میکردیم.
اما عملاً این اتفاق نیفتاد. محور محرم باتلاقی بود و از طرفی عراقیها جانانه مقاومت میکردند و کوتاه نمیآمدند.
عصر روز دوم بود و تانکهای عراقی از جناحین آمدند. از جلو و از پشت سر بچه ها را دور زدند.
شهبازی دستور داد گردان ما و عمار برای کمک به بقیه گردانها به سمت جاده برویم.
اگر با فشار عراقیها، جاده را رها میکردیم فاتحه کل عملیات خوانده میشد و آنها ما را نه فقط تا پشت جاده که تا ۲۰ کیلومتر عقبتر میراندند و همه را میریختند توی کارون.
حبیب با آن آرامش همیشگی، اینجا لحنی متفاوت داشت و به شهبازی با بیسیم میگفت: "حاجی عاشورا مفهوم است"
شهبازی هم که خودش همان نزدیکی بود، فقط میگفت: "مقاومت... مقاومت".
ما زیر حجم شدید آتش سنگر و جانپناهی نداشتیم. پشت دژ، لب جاده بودیم و سنگرهای آن به سمت عراقی ها بود.
سر را که بالا میآوردیم چند تیر تانک مینشست سینه دژ.
اگر کسی میخواست آرپیجی بزند، به موشک دوم نمیرسید.
در آن هیاهوی آتش و انفجار گلوله کالیبر سبکی به پای حبیب خورد.
احساس همه این بود که با عقب رفتن او گردان مسلم هم از دور خارج میشود.
یکی از بسیج ها داد کشید: "یکی بیاید فرمانده را ببرد عقب".
حبیب به او گفت: "من تا آخر با شما هستم."
حبیب به حدود ۴۰ دستگاه تانک اشاره کرد که از دو طرف برای دور زدن ما میآمدند.
الحاق این تانک ها به هم، حلقه محاصره گازانبری را کامل می کرد.
عراقیها به شکل پیاده از روبرو به جاده رسیده بودند و با تانکها از چپ و راست و پشت سر ما را میزدند.
یکی از بچههای سپاه تهران، با لباس سبز سپاهی رفت سینه دژ، در حالی که مثل باران دور و بر او خمپاره و توپ میریخت، فریاد زد: "برادرها! شما را به جان امام عزیزمان قسم میدهم به این کافران امان ندهید. اینجا مرز اسلام و کفر است."
◀️ ادامه دارد ...
هر روز با ما باشید با یک قسمت از خاطرات قهرمان ملی "علی خوشلفظ" از جانبازان و شهدای همدانی در کتاب "وقتی مهتاب گم شد"؛ https://eitaa.com/salonemotalee/308
هدایت شده از راه مردم
🎤در همایش اجرای #قانون_حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در قم مطرح شد
♦️بحران سالمند #جمعیت بدتر از بحران کرونا و قحطی
🔷 همایش اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در قم به همت دانشگاه علوم پزشکی در سالن شهید یخچالی پردیس این دانشگاه به صورت مجازی برگزار شد.
🔶دکتر بانکیپور، رئیس کمیسیون ویژه جمعیت مجلس اظهار داشت: هر دولتی ۲۰سال آینده در. این کشور روی کار باشد، با این روند کاهش و #سالمندی جمعیت، با بحرانی جدی روبهرو خواهد شد که از هر بحرانی همچون کرونا و قحطی هم بدتر است.
🔷رئیس کمیسیون ویژه جمعیت مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه پنجدرصد جمعیت ایران در گذشته سالمند بودند ولی اکنون به مرز ۱۰درصد رسیدهایم، گفت: اگر روند کنونی ادامه یابد، طی دهههای آینده ۳۰درصد #جمعیت جزو قشر سالمند خواهند بود و این یعنی سیاهچاله جمعیتی و بحران واقعی که به هیچوجه قابلقبول نیست.
🔶وی ادامه داد: تا همین اواخر، جزو چندکشور جوان دنیا بودیم ولی با #سیاستهایی که اعمال شد، سقوط آزادی را تجربه میکنیم که طی ۳۰سال، جزو کشورهای سالمند جهان خواهیم بود.
🔶🔶 جزئیات بیشتر در لینک زیر👇👇
https://newsrahemardom.ir/?p=146703
🔆 @newsrahemardom_ir 🔆
هدایت شده از 🇮🇷روزی یک حدیث🇵🇸
ارزش دوستی به...
🖌 حضرت #امام_صادق (ع) فرمود: کسانی که براى اطاعت خدا با هم دوستند، روز قیامت بر منبرهاى نور هستند ... به گونه ای که به آن شناخته شوند و گفته شود اینها به خاطر اطاعت خدا یکدیگر را دوست داشتند.
🖌 عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الْمُتَحَابِّینَ فِى اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ ... حَتَّى يُعْرَفُوا بِهِ فَيُقَالُ هَؤُلَاءِ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ .
📚 اصول کافى جلد ۳ صفحه: ۱۹۰ روایة: ۴
#حدیث #دوستی
@hadith_daily
هدایت شده از سالن مطالعه
🇮🇷🇮🇷 وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت چهل و دوم
قسمت قبل: https://eitaa.com/salonemotalee/462
فصل چهارم
نبرد تا آزادی خرمشهر(۲)
رجزخوانی او روح تازهای به کالبد بیتحرک بچهها داد .
دو نفر نشستند پشت یک دوشکای غنیمتی عراقی و به سمت نفرات پیادهای که از جلو میآمدند شلیک کردند .
دقت کردم. دیدم هر دو پایشان را با فانسقه به پایه دوشکا بستهاند.
باقر، فرمانده گروهانشان از آنها پرسید: "چرا این کار را کردهاید؟"
گفتند: "نمیخواهیم برگردیم."
روحانی خوشسیمایی هم در گردان داشتیم.
که صورت دلنشین قرآنش همیشه در گوشمان بود.
او هم آنجا کاری کرد کارستان.
از لب دژ عبور کرد و رفت سینه به سینه تانکها شد.
و افتاد میانشان اولی را با آرپیجی زد.
تانک بغل دستی، او را به کالیبر بست.
افتاد
و ما دیدیم که تانک عراقی چطور سر او را زیر شنی خود له کرد.
روز از نیمه گذشت. تا آن ساعت اجساد حدود ۸۰ نفر از بچههای گردان ما دور و برمان بود.
روی پیکرشان خمپاره و توپ فرود میآمد ولی کاری از ما بر نمیآمد.
باید غروب میشد.
اما آیا این رویا به واقعیت بدل می شد؟
نه فقط ساعت، که حتی دقیقه و ثانیه ها نیز کند میگذشت.
خورشید هم انگار خیال غروب کردن نداشت.
زمین هم از گرما و تف حرارت خورشید میسوخت و هم از آتش بیوقفه عراقیها.
بیشتر بچهها نماز را به هر شکلی که ممکن بود در حین نبرد، با پوتین، بی وضو یا حتی بی تیمم، رو به قبله یا به هر سمت دیگر خواندند.
صدای انفجارها و رگبارهای متوالی حکایت از درگیری شدیدتر در سایر محورها داشت.
زمین از شدت انفجارها زیر پایمان میلرزید.
ما نمیدانستیم زلزله جنگ روی جاده دارد اتفاق میافتد
یعنی مقاومت گردان سلمان فارسی به فرماندهی حسین قجهای.
همان صحابی محکم و بیتزلزل حاج احمد متوسلیان که روی جاده تکتک نیروهایش را از دست داد.
تانکها روی آسفالت آمدند و مجروحان و شهدای گردان او را به آسفالت چسباندند.
او از آخرین نفراتی بود که روی جاده میجنگید و تیر قناسه عراقی دقیق وسط پیشانیاش نشست.
او روی جاده افتاد، اما جاده سقوط نکرد.
تانکها از مقاومت بچه ها خسته شدند.
جنگ در روی جاده به پایان رسید.
جنگ عاشورایی روی جاده در روز دوم عملیات بیت المقدس آغاز راهی بود که باید به خرمشهر ختم میشد.
چگونه؟
دستور شهبازی به حبیب تا حدی دورنمای فردا را روشن کرد:
"برگردید عقب
سریع سازماندهی کنید
نیروهای کمکی از تهران آمدهاند
گردان شما باید به سمت کانال گرمدشت ادامه عملیات بدهد باقی نیروها میمانند روی جاده"
◀️ ادامه دارد ...
هر روز با ما باشید با یک قسمت از خاطرات قهرمان ملی "علی خوشلفظ" از جانبازان و شهدای همدانی در کتاب "وقتی مهتاب گم شد"؛ https://eitaa.com/salonemotalee/308
هدایت شده از ۱۱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
لبخند امام رضا علیه السلام بر بالین محتضر