هدایت شده از Ai-!
گشنیز ↢ 🃑
(( -فکرش را بکن اگر فقط گیاه و حیوان وجود داشت. در آن صورت کسی نبود
که بین «گربه» و «سگ» یا «گل» «سوسن» و «انگور فرنگی» فرق بگذارد. گیاهان و حیوانات هم جاندارند
ولی ما یگانه موجوداتی هستیم
که میتواند طبیعت را به دسته ها و طبقات گوناگون رده بندی کند. ))
هدایت شده از Ai-!
دل ↢ 🂱
(( گویی ابتدا دور اتاق، و بعد بیرون از پنجره و دور و دورتر روی شهر به پرواز درآمده است. از آن بالا به مردمی
که در میدان بودند نگریست، و باز همین طور، شناور بر فراز کره ،زمین پیشتر و پیشتر رفت ، از دریای شمال و اروپا و از صحرا و جلگه افریقا گذشت.
تمامی جهان تقریباً
به صورت فردی زنده درآمده بود، و او احساس میکرد این فرد کسی نبود جز خود او. پیش خویش اندیشید، جهان منم. این عالم عظیم و پهناوری که غالباً د در نظر او بیکران و هراسناک مینمود - خویشتن خویش بود. ))
هدایت شده از Ai-!
اسپیک ↢ 🂡
(( این احساس فوق العاده چند لحظه ای بیش دوام نیاورد، ولی سوفی يقين
داشت هیچ وقت آن حالت را فراموش نخواهد کرد. مثل این بود که
چیزی در نهاد او از
پیشانیاش بیرون جهیده با
همۀ چیزهای دیگر در آمیخته است - پنداری قطره ای رنگ در ظرفی آب افتاده است. ))
هدایت شده از Ai-!
گشنیز ↢ 🃑
(( برگی کاهو از توی ظرفی برداشت، آن را در جعبه قرار داد و
گفت:«لاک پشت جان! تو جزو
حیوانات تیز پا نیستی ، ولی می توانی تکه کوچکی ازجهان پهناور ما را احساس کنی.
خیلی دلخور نباش چون تو تنها کسی نیستی که نمیتوانی از
سرعت مجاز خود تجاوز کنی.» ))
هدایت شده از Ai-!
دل ↢ 🂱
(( -گر بگویی جهان حتماً آغازی در زمان داشته یا بگویی چنین آغازی
نداشته است، هیچ یک از این دو حرف بی معنا نیست. عقل
نمیتواند بین
این دو یکی را برگزیند. میتوان ابراز نظر کرد که جهان پیوسته وجود داشته است، ولی آیا چیزی که هرگز آغازی نداشته میتواند پیوسته وجود
داشته باشد؟ در این صورت ناچاریم نظر مغایر را اتخاذ کنیم. ))
هدایت شده از Ai-!
خشت ↢ 🃁
(( - آنچه ما میبینیم در درجه اول ادراک حسی پدیده هایی است
در زمان و مكان. كانت [زمان] و [مكان] را دو [صورت شهود] ما خواند. و تأکید ورزید که این دو [صورت] در ذهن ما بر هر تجربه ای
پیشی می جویند. به عبارت دیگر، پیش از اینکه چیزی را تجربه کنیم، میدانیم که آن را به صورت پدیده ای در زمان
و مکان ادراک حسی
خواهیم کرد. زیرا د عینک > عقل را نمی توانیم از چشم خود برداریم. ))