هدایت شده از Ai-! | هرچی کاترینا گفت
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰
آیدا: 🃁 | ریچل: قرمز - اتیش - تفنگ
« ظالمانه بود حرفایش درمقابل چشمانم.. »
هدایت شده از Ai-! | هرچی کاترینا گفت
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰
آیدا: 🂡 | ریچل: شب - اب - درخت
« من صدمو گذاشتم اما توچی؟ »
هدایت شده از Ai-! | هرچی کاترینا گفت
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰
آیدا: 🃑 | ریچل: پروانه - صبح - سبز
« بالامو تا اومدم باز کنم تا پرواز کنم چیدن. »
هدایت شده از Ai-! | هرچی کاترینا گفت
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰
آیدا: 🃑 | ریچل: عینک - چتر - بارون
« من غرق شدم کیست که نجات دهنده ی من باشد؟ »
هدایت شده از Ai-! | هرچی کاترینا گفت
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰
آیدا: 🂱 | ریچل:خورشید - کتاب - ابرنگ
« در داستان ماهم پایانی وجود دارد. »
هدایت شده از Ai-! | هرچی کاترینا گفت
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰
آیدا: 🃁 | ریچل: پری - خون - مرداب
« نشسته ام به تماشای چشم چون پری ات
که سهم من بشود یک نگاه سرسری ات »