هدایت شده از Ai-!
دل ↢ 🂱
(( بله و این مهم است که تو آن را به این خاطر که میدانی عمل
صحیحی است انجام میدهی.حتی اگر پولی که جمع میکنی در خیابان گم شود یا برای همه ی کسانی که مستحق آن هستند کافی نباشد ، از قانون اخلاقی پیروی کرده ای. تو براساس یک نیت
خوب این عمل را انجام داده ای و به قول کانت، همین
نیت خوب است که مشخص میکند عملی اخلاقی بوده است نه عواقب حاصله از آن عمل.
اخلاق کانت به همین خاطر اخلاق نیت خوب» نامیده شده است. ))
هدایت شده از Ai-!
گشنیز ↢ 🃑
((- موسیقی هنری؟
- نوعی موسیقی که توسط فردی خاص، مثلاً بتهوون، ساخته شده
باشد اما موسیقی محلی را فرد خاصی نساخته است و به طور خودجوش
توسط مردم به آمده است. به همین خاطر است که نمیدانیم ترانه های محلی و..... در چه وجود
زمانی شکل گرفته و ساخته شده اند. به همین شیوه، میان افسانه های هنری و افسانه های محلی تفاوت وجود دارد. ))
هدایت شده از Ai-!
اسپیک ↢ 🂡
(( - حتماً یادت هست كانت درباره
چیزی به اسم ( جهان مستقل از ادراکات حسی ) حرف میزد. او با وجود آنکه معتقد بود انسان نمیتواند شناخت دقیقی از رازهای درون طبیعت پیدا کند
اما اعتراف میکرد نوعی ( حقیقت ) غیر قابل دسترس هم وجود دارد اما
هگل وجود حقیقتی بیرون از
عقل انسان را رد کرد و عقیده داشت فقط همان آگاهی انسان وجود دارد. ))
هدایت شده از Ai-!
دل ↢ 🂱
(( - وقتی که یوآنا پرتقال میخورد، اجزای صورتش طوری جمع میشود که انگار
ليمو ترش خورده است. در صورتی که آن پرتقال برای من خیلی هم شیرین است.
+و هیچ کدام از شما هم
در مورد شیرین یا ترش بودن آن پرتقال، نه درست می گویید نه غلط. شما هر کدام فقط از تأثیر پرتقال
بر روی حواس خود حرف می زنید. در مورد رنگها هم همین اتفاق میافتد.
مثلاً ممکن است تو یک رنگ قرمز خاص را دوست نداشته باشی ولی یو آنا آن را دوست داشته باشد و لباسی به همان رنگ بخرد. بنابراین معقولانه
آن است که تو نظر خود را برای خودت نگه داری و در این مورد اظهار نظر نکنی. این رنگ به خودی خود نه قشنگ است نه زشت. فقط بستگی به فردی که آن را نگاه میکند دارد که آن را زیبا ببیند یا زشت. ))
هدایت شده از Ai-!
دل ↢ 🂱
(( - پس میشود گفت ناخودآگاه همه تجربه های درون ماست
که فراموش کرده ایم و نمیتوانیم
به یاد بیاوریم. درسته؟
+ بله. چیزهایی که قبلاً تجربه کرده ایم همیشه در دسترس ما نیستند
و ممکن است آنها را به یاد نیاوریم. چیزهایی که زمانی تجربه کرده ایم، چیزهایی که چون «ناخوشایند» و «بد» و «تنفرانگیز» بوده اند آنها را به زور فراموش
کرده ایم ناخودآگاه ما را تشکیل میدهند. اگر خواسته و میلی داشته باشیم
که برای ضمیر آگاه مان غیر قابل تحمل باشد، آن را به ضمیر ناخودآگاهمان منتقل میکنیم. ))
هدایت شده از Ai-!
اسپیک ↢ 🂡
(( - بله یکی دیگر از این مکانیسمها توجیه یا دلیل تراشی است. یعنی چون دلیل واقعی کاری را که انجام داده ایم مایهی سرافکندگی و شرمساری مان است ، سعی میکنیم برای
خود یا دیگران آن را توجیه کنیم.
+مثال بزنید، لطفا.
- من میتوانم تو را هیپنوتیزم .کنم بعد به تو بگویم وقتی شروع به ضربه زدن بر روی میز کردم برو پنجره ی اتاق را باز کن. وقتی چنین کاری را انجام دادی تو را از حالت هیپنوتیزم خارج میکنم و میپرسم: «سوفی، چرا پنجره را باز کردی؟» و تو چون نمیخواهی قبول کنی توسط من هیپنوتیزم شده و به دستور من این کار را انجام داده ای دلیل تراشی
میکنی و میگویی چون هوا گرم بود پنجره را باز کردم. ))