آیماه؛
- !(:❤️🩹
- داغ جان سوز من از خندهٔ خونین پیداست
ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است!
هدایت شده از واگویه؛
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- قسم به نجوا و اشک پیرِ ما ،
برای سر آمدن این فراقِ طولانی ،
تعجیل کن در فرج ..🌿❤️🩹
- شهید چمران یه جایی تو مناجات میگه:
خدایا مرا بخاطر گناهانی که در طول روز
باهزاران قدرت عقل توجیهشان می کنم
ببخش...!
هدایت شده از بارانِ کرامت
من، وقتی در میان جمع همکلاسی ها و بچه های حوزه صدایشان را میشنوم که من را با فامیلی ام صدا میزنند و میگویند:
“حسنی،حسنی!”
و نمیدانند این نام برای من فقط یک صدا نیست، یک تپش است، یک لرزش لطیف درون قلبم
هر بار میگویید حسنی، حس میکنم صدای امام است در گوشم؛
انگار میگوید: “فرزندم، میان شلوغیها فراموش نکن که من با توام”
اما یک نفر هست که همیشه مرا با نام کامل صدا میزند…
+مامانم گاهی با لحنی شیرین و کنجکاو میپرسد: «فاطمهزهرا، چرا بچهها اسمت را صدا نمیزنند، چرا همیشه میگن“حسنی”؟»
من اما با تمام ذوق و شوقِ درونم، با لبخندی که شاید فقط مادرم آن را میبیند، با تمام وجود پاسخ میدهم مامان، دوست دارم بهم بگن حسنی(:
این پیوند، برای من یک تکیهگاه است
من از او آموختهام:
سادگی را،لبخند را،گذشت را
آموختهام که کرامت یعنی ببخشم وقتی دلم میخواهد بگیرم
آرام باشم وقتی دلم میخواهد فریاد بزنم
هر وقت غمی بر دلم افتاده، فقط کافی بوده نامش را ببرم تا دلم سبک شود، انگار دستی نامرئی از آسمان روی سرم کشیده و گفته باشد صبور باش دخترم..
گاهی میان درس و زندگی وقتی خستهام به خودم میگویم تو حسنیای!
نباید در بخشیدن خسته شوی!
نباید در امید کم بیاوری
و این نام برایم شده پناه، دلیل گریستنهای آرامِ شبانه من به غربتش فکر میکنم، به مظلومیتش، به لبخندی که با درد همراه بود
و هر بار بیشتر دلتنگش میشوم…🥲✨🌿
آیماه؛
من، وقتی در میان جمع همکلاسی ها و بچه های حوزه صدایشان را میشنوم که من را با فامیلی ام صدا میزنند و
- و اما حسنیِ امام حسنیِ مهربانِ ما..!(:🫂🌱💚