eitaa logo
- 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
532 دنبال‌کننده
558 عکس
56 ویدیو
6 فایل
⚖️📸 #80 📍نترس قایقِ من؛ موجی که غرق نکند، بالاترمان می‌برد‌. ‌ یک عدد دانشجوی حقوق ، کمی تا حدی نویسنده ؛ بیشتر از اون دوربین به دست . 📸: @hsnimahla ـ همه پست ها اختصاصی هستن . کپی شرعا مشکل داره 🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا به یه سریا اعتماد به نفس میده که اصن چی بگم خب :)
pov; برای کنکور هفته بعد تست بزنم ❌ آلکا باز شده یه دست بازی کنم ✅ ۱۴ کیلِ ناااااااااب و بوسیدنی گرفتم از این دست .
- 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
💔🖤
دیگه صدای آهنگ بندریِ شاد از بندرعباس نمیاد :)))
به هیاهوی مردم نگاه میکرد که دنبال جایی بودن برای فرار از موج انفجار . اما اون به یه نقطه از صفحه گوشی نگاه میکرد و تکون نمیخورد . فقط یه جمله تو سرش تکرار میشد : «بابا امروز اونجا بوده... »💔🥀
- 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
-
یک لحظه را دزدیدم از میان سال ها با دوربینی که بوی کهنگی میداد
- aiylaa | آیسان -2_5213307148712292546.mp3
زمان: حجم: 4.9M
صد بارم خوردم زمین اما وقت باختن نبود :)🖤 صدای زن*
کسی رو با منتظر بودن امتحان نکنید .انتظار خیلیارو عوض میکنه .
مرا از چشم‌ها انداخت خوبی‌های بی‌‌حَدم که دل را می‌زند چیزی که بی‌اندازه شیرین است - جواد منفرد
دوستان بار معنوی کشور الان چند برابر شده هر حاجتی دارین الان وقتشه
‌ سلام بر تو، ای مرد میدان، ای عاشق بی‌ادعا، ای قافله‌سالار راه نور... مدت‌هاست که دلم بی‌تاب است. بی‌تابِ گفت‌وگویی با تو، بی‌تابِ نشستن کنار مزارت، بی‌تابِ نثار کردن درد دل‌هایی که سال‌ها در سینه‌ام جا خوش کرده‌اند. رو به آسمان می‌کنم، با چشمانی خیس و بغضی در گلو، و نامت را چون راز مقدسی در دل شب فریاد می‌زنم. دلم برایت تنگ است... نه برای لحظه‌ای کوتاه، که برای تمام آن سال‌هایی که بی‌خبر از عمق حضورت، در کنارت نفس می‌کشیدیم. سال‌هایی که بودی، و ما ندانستیم چه گوهر نایابی در میان‌مان است. تو رفتی... بی‌آن‌که فرصت وداعی باشد. بی‌آن‌که بگذاری اشک‌های‌مان دامنت را تر کند. از آن شب تلخ ۱۳۹۸ تا امروز، هر سال، هر ماه، هر شب، دلم تو را صدا می‌زند. می‌نشینم در خلوت دل، با عکس‌هایت، با خاطراتت، با آن صدای آرام اما پرصلابت، و اشک‌هایم را به آسمان گره می‌زنم. آن شب... ساعتی از نیمه گذشته بود، و ناگاه، خبر رسید؛ خبرِ پرواز، خبرِ رفتنت، خبرِ دل کندنِ زمین از یکی از ستارگانش. ناگهان زمان ایستاد، آسمان به سوگ نشست، دل‌ها شکست و اشک‌ها، بی‌پروا، جاری شدند. حاج قاسم! تو فقط یک فرمانده نبودی... تو تپش دل یک ملت بودی. سپهسالار قلب‌هایی که بی‌صدا، عاشق بودند. از کوچه‌های دورافتاده تا بلندترین قله‌های غیرت، نامت را با غرور زمزمه می‌کنند. تو نه‌فقط قهرمان یک نسل، که نگین همیشه‌درخشان تاریخ ما شدی. به‌یاد دارم آن روزها که از خاطراتت می‌گفتی، برق نگاهت چنان بود که دل‌ها را روشن می‌کرد. از میدان جنگ سخن می‌گفتی، اما دلت همیشه دنبال صلحی پایدار بود. تو جنگیدی تا ما آرامش را نفس بکشیم. اکنون که جایت خالی‌ست، جای خالی‌ات را هیچ‌چیز پر نمی‌کند. روزها بی‌تو سنگین می‌گذرند، و شب‌ها، بی‌نامت، تاریک‌ترند. هر شب نامت را آرام زیر لب زمزمه می‌کنم. با چشمی تر و دلی شکسته، از خدا می‌خواهم همان‌طور که تو را به ما بخشید، اکنون در جوار خاصان درگاهش بنشاند. یقین دارم، دعای تو هنوز هم از آن‌سوی خاک، بال گشوده بر سر ماست. حاج قاسم! نامت ماندگار است، چون ستاره‌ای که هرگز خاموش نمی‌شود. و ما، با هر نفس، با هر قدم، ادامه‌دهنده راهت خواهیم بود؛ راهی به روشنی آفتاب، به صلابت کوه. با دلی آکنده از عشق، و چشمی در انتظار دیدار... دوستی که هنوز، هر لحظه، دلتنگ توست... - 📜