عجب .
اینکه بتونم روی تصمیمام بمونم، برام دست نیافتنیه.
لازم دونستم بعضی آرزوهای دیگمم بگم:
اینکه بتونم سر کلاس به ساعت نگا نکنم و گذر زمان برام اینقدر زجر آور نباشه.
اینکه بتونم بیشتر از 10 دقیقه تو یه جمع جدید باشم و احساس مزاحم بودن نکنم.
اینکه بتونم جواب یه دختره ای که هی حالمو میپرسه و من نمیدونم چی بگمو بدم .
همچنین اینکه گریه کردن ویلیو ببینم .
تاریخ تولد یه نفرو که سیصد باز ازش پرسیدم و الان باز یادم رفته یادم بیاد.
و اینکه بتونم شیمیای امشبو تموم کنم.
https://eitaa.com/gambare/952
یه جوری برخورد نکن انگار هیچ موقع تو مجازی گریه نکردی اسکل
بعدم یه جوری نباش که خیلی شاخ و گنگی وقتی گریه میکنی بیشتر یه موش کوچک ضعیف مظلوم گوگولی میشی
https://eitaa.com/gambare/955
من حس نمیکنم ..هرچند کل زندگیت بر پایه ی ایگنور کردن من بنا شده
https://eitaa.com/gambare/960
چون حس میکنم یه اشغال رو مختمممم چون زنگ قبلش که دارم بهت دلداری میدم میگی مستی دا؟
یا دیروزش که اینهمه زود تر پریا رو فرستادم بره از بوفه برات و اشغال بخره برات نمیگیری و میگی اهمیت نمیدی که مریضمممم دهن منو باز نکن