_از خودمان متنفریم چون جایی در گذشته آنچنان که باید به ما محبت نشده است.در گذشته چیزی به گوشمان خورده و آن را باور کردهایم.
مارمولکی کنار پاهایم بود؛ یک مارمولک واقعی. احساس کردم دارد مرا زیر سوال میبرد. نکته ای که در مورد مارمولک ها وجود دارد این است که خودشان را نمیکشند؛ آنها جان سالم به در میبرند. اگر دم آنها را قطع کنید، یک دم دیگر به جایش رشد میکند. نالان و گریان نیستند؛ افسرده نمیشوند؛ هراندازه هم که اوضاع خشن و نامساعد باشد با آن کنار میآیند. من بیش از هرچیز میخواستم آن مارمولک باشم.
هدایت شده از ههههییییعععع...
نمیتونم بگم چمه،چراناراحتم،چه،اتفاقی افتاده فقط میدونم
روحم خسته شده و دیگه نمیتونه ادامه بده ..
یاری نمیکنه با جسمم :)