تو اتوبوس یه فیلم گذاشتن آقاها بیست دقیقست از شروع فیلم دارن بهم تیر میزنن بدون اینکه یه کلمه حرف بزنن
تو مسیر پیاده روی یه خانومه نشسته بود رو زمین، پسر کوچیکشم روبروش نشسته بود رو زمین، پسره مریض بود انگار .
خانومه خاکای زمینو جمع میکرد میریخت رو پسرش، زجه میزد.