با من از شعر نگو.از خودت حرف بزن.دلتنگِ حرف های معمولی ام.اینکه حالت خوب است؟سرما نخورده ای؟
واقعا نیاز دارم بشینم بافتنی کنم وای
یه مغازه ی مورد علاقه دارم نزدیک خونمون که اصن میرم توش اینجوریم که :
بهشت say hello to
پرنیا رو دیدم، امتحان فیزیکم تموم شد، رفتم خونه دیدم مامانم خوشحاله، کتابام که اینترنتی سفارش داده بودم رسید، خوابیدم، رفتم جلسه اولیا مربیان داداشم و خودمو جای مامانم جا زدم، پیاده رفتم تا مغازه ی مورد علاقم و چیز میزای خیلییی رندوم خریدم که قراره بدم به مردم مورد علاقم، اینجوری بودم که لیلای شجاعی باش و تونستم زیر یک دقیقه تصمیم بگیرم و در موقعیت مناسب ازخیابون رد بشم .