دیروز و امروز بهم خوش گذشت ، به خودم استراحت دادم و خودمو دوست داشتم.
آشپزی کردم، اینترنتی خرید کردم ، مهمونی رفتم ، قلاب بافی زیاد خیلی زیاد کردم ، آزمون گاج دادم و ترازم پیشرفت کرده، کتاب خوندم و با بابام تو بارون رفتم بیرون.
عجب .
یک آدم جدید داره تو قلبم جا میگیره. یک آدم جدید.
یک آدم جدید همچنان توی قلبم داره پیشروی میکنه و یه جورایی خوشحالم بابت اینکه میتونم دوست داشتنو احساس کنم.
و حدس بزنید قراره چی بشه؟ هفته ی پیش رو هفته ی لیلای پرتلاشه😭😂 و من واقعا آمادگی اینو دارم که بعد از امتحانای ترم دوباره شروع کنم جدی درس خوندن و بیافتم روی روال.