eitaa logo
دانلود
هدایت شده از یک عدد من.
بارون تا ابد و یک روز>>>>>
دیروز و امروز بهم خوش گذشت ، به خودم استراحت دادم و خودمو دوست داشتم. آشپزی کردم، اینترنتی خرید کردم ، مهمونی رفتم ، قلاب بافی زیاد خیلی زیاد کردم ، آزمون گاج دادم و ترازم پیشرفت کرده، کتاب خوندم و با بابام تو بارون رفتم بیرون.
عجب .
یک آدم جدید داره تو قلبم جا میگیره. یک آدم جدید.
یک آدم جدید همچنان توی قلبم داره پیشروی میکنه و یه جورایی خوشحالم بابت اینکه میتونم دوست داشتن‌و احساس کنم.
و حدس بزنید قراره چی بشه؟ هفته ی پیش رو هفته ی لیلای پرتلاشه😭😂 و من واقعا آمادگی اینو دارم که بعد از امتحانای ترم دوباره شروع کنم جدی درس خوندن و بیافتم روی روال.
وقتی از خواب بیدار میشم یک سیگمای واقعی ام. هیچی برام مهم نیست.
هدایت شده از |بوکترُوِرت|
دخترِ تراز من :)
تبلیغای صدا و سیما رو که میبینم این طوریم که: زندگی بس.
عجب .
حالش خوب نبود امروز ، متوجه شدم که دستای من دارن میلرزن.
به فاصله‌ی دو هفته ، آدمی که سرشو گذاشته رو شونه ی من و جلوی گریه شو میگیره ، تبدیل شده به آدمی که وقتی دستمو می‌ذارم رو شونش که بپرسم خوبه یانه میپره بهم که ولم کن لیلا. جالبه.
به جز این، امروز روز خوبی بود . آناهیتا بهم گفت منو دوست داره و بغلم کرد، پریا بغلم کرد، با ملیکا خندیدیم و بهم گفت بهش خوش گذشته وقتی که پیش من بوده .