eitaa logo
دانلود
مامانم اتاقمو مرتب کرده ، هرچند دیروز خودم مرتب کرده بودم ولی مامانم به طرز مشکوکی همیشه مرتبِ منو مرتب تر می‌کنه . امروز فقط یه ساعت درس خوندم و هنوز می‌خوام درس بخونم . از حسابان خوشم میاد و خوش میگذره حل کردن سوالاش . یه آهنگی دارم گوش میدم و توش خانومی میگه که I find myself in a s–t position دارم کتابای آگاتا کریستی رو میخونم هنوز ، و الان جایی شم که پوآرو داره با همه مظنونا حرف میزنه و آخرین جمله ای که خوندم : ولی من عطسه نکردم. عجب حرفی میزند. نه، من عطسه نکردم .
الآنم می‌خوام از اینجا بهت بگم که امید وارم خوب بشی عزیزم . نگران نباش ، خوب میشه همه چی .
عجب .
I’m more deranged than before
عجب .
would you trust in me? If I trace your scars with the broken piece As a work of artistry
پروانه ها دارن میمیرن .
شیر کاکائو و چیپس پیاز جعفری میخوام مردم
چقد رندوم حرف میزنم اینجا وای
هدایت شده از خانومِ نویسنده.
کاش یادم بره، و تا آخر عمرم غمگین نمونم.