ازم به خاطر کارایی که میکنم تشکر میکنه. وسط کلاس یهو میبینم رو کتابم نوشته بابت چیبسه ممنون . ومن نمیدونم باید چی بگم چون این مدل رفتار و این مدل جدی گرفتن محبتای ریز برام غریبست. تعریف نشدست.
میدونید چی شده؟ من دارم میفهمم چقد عجیبم. یک آدمی داره بهم میفهمونه چقد عجیبم .
میخوام لباس جدید ببافم و باید اول طرحشو پیدا کنم و برم نخ بخرم . گل میخوام برای اتاقم. بولت ژورنال درست کردن بهم خوش میگذره و میخوام ادامش بدم. پیتزا درست میکنم و آزمون گاج میدم . میرم مهمونی و قراره خوشحال بشم. کتاب میخونم، کتابای جنایی جدید میخونم و شیر کاکائو مو میخورم . درسم قراره بخونم تازه، درس زیاد .
خب این برنامه کلی من برای تغییر دادن وضعیتم و درست کردن اوضاع روحی داغونمه . فعلا خوابم میاد شب بخیر