eitaa logo
دانلود
چقد ماهی پختن اذیت کننده بود
یه لحظه احساس کردم از آشپزی زده شدم
ولی بعد پاشدم و هویج پلو پختم
+ مگه نگفتی دوستم داری؟؟ - دروغ زیاد میگم.
یک امیدی تو قلبم هست که دوست دارم باورش کنم.
دوست دارم همه ی عالم و آدمو بزارم تو خماری ، دست امیدمو بگیرم و باهاش برم جلو.
نشستم دارم با بچه های کلاسمون لاس میزنم -
احساس میکنم دیشب تونستم ببخشمش بابت همه ی اتفاقاتی که افتادن و دارم سعی میکنم فقط و فقط درکش کنم
بلد نیستم چجوری ، بلد نیستم ولی سعی میکنم.
پیش هم احساس امنیت نمی‌کنیم و این اذیتم می‌کنه.
-احساساتمون رو یادت میاد؟