eitaa logo
دانلود
امیدوارم فردا تو مدرسه گریه نکنم.
اگه فردا اتفاق بدی بیافته واقعا دیگه نمی‌کشم
اگه فردا بد باهام رفتار کنه واقعا دیگه تمومه
اتاقمو مرتب کردم، زمین شناسی خوندم ( کاری که از صب پشت گوش انداختمش) ، تو دفتر جیگولی پیگولیم چیز میز نوشتم و الان باحال بهتری دارم میرم بخوابم.
عجب .
اتاقمو مرتب کردم، زمین شناسی خوندم ( کاری که از صب پشت گوش انداختمش) ، تو دفتر جیگولی پیگولیم چیز می
به قدری خوابم میاد که دارم به خودم بد و بیراه میگم که اینقد دیر خوابیدم دیشب
می‌خوام درمورد امروز صحبت کنم . امروز آدم های زیادیو بغل کردم و بغلم کردن،به یه نفر تل قارچی کادو دادم. عروسکای دونفر که بهم سفارش داده بودنو دادم بهشون و پولدار شدم. میدونین چی شده؟ یکیشون عکس عروسکشو گذاشته پروفایلش و الان بهم پیام داده که لینک چنل قلاب بافیامو استوری کرده 😭 و من برای واقعی گریم گرفت. خوشحال کننده بود . امروز با اون خانومیه کتابدار مدرسمون و یکی از بچه های کلاسمون کلی چرت و پرت گفتیم و خندیدیم و بعد کلی گوجی بوجیم کردن . یک قسمتی از امروز هست که میتونم بگم یکی از بزرگ ترین استرسام به خاطرش بود ولی نمیتونم اینجا بگمش. یه ویس نه دقیقه ای گرفتم امشب و تمام تظاهرامو تموم کردم و درمورد احساسات واقعیم صحبت کردم و برای یه نفر فرستادم و امیدوارم آخرین باری نباشه که حرف می‌زنیم. معلم حسابانمون بهم گفت بی اعصاب و واقعا اذیتم می‌کنه که وقتی این حرفو میزنه که من دارم میخندم و اینطوری میشم که آیا با من خصومت شخصی داری خانومی؟
پشیمون نشدم از حرف زدن.
یک سری بچه ی گوجی بوجی اینجان که امیدوارم بیان باهام دوست بشن