از خودم بدم میاد، از اینکه اینقدر بی اراده م ، از اینکه ذره ای به اینکه چی سر خودم میاد فک نکردم، از منی که اینقدر با خودش بد رفتار میکنه بدم میاد-
آدم های خوشحال کننده ی مدرسه: ملیکا که تا میرم تو حالت افسردگی سریع میگه خوبی؟ و میتونیم باهم به درز دیوار ، به معنای واقعی درز دیوار بخندیم و شوخیای همو میگیریم😭😭، - خانومی آبدارچی مدرسمون که هر موقع میبینتم میگه چایی میخوای؟ اگه میخوای بریزما؟ - فاطمه که دیروز برام اجازه گرفت از کلاس برم بیرون و داشت پیش خانومی معلم هندسه خودشو فدا میکرد که از من درس نپرسه😭- پرنیان که قراره بعد از امتحان درس آخر دینی باهم ازدواج کنیم😔 - خانومی دانشجوی کتاب دار مدرسمون که غصه ناک رفتم پیشش و بغلم کرد و پیشش عر زدم و گفت خودش دوستمه و کلی گوجی بوجیم کرد😭😭- آناهیتا که زیاد فرصت نمیشه باهاش حرف بزنم چون خوابیده 😭- فائزه که هر سری میبینمش بغلم میکنه و پله های رفته رو برگشت که لپمو ماچ کنه (و امروزم قبل امتحان خیلی رندوم اومد این کارو کرد😭) - زهرا که شبا، خسته از کل روزمون، باهم چت میکنیم و پیشش غصه میخورم و بهم مشاوره میده😭 - فرناز که وقتی داشتم عر میزدم اومد بغلم کرد و لپامو کشید و ماچم کرد😭 -
عجب .
آدم های خوشحال کننده ی مدرسه: ملیکا که تا میرم تو حالت افسردگی سریع میگه خوبی؟ و میتونیم باهم به درز
چقدر مضحکم که همش داشتم گریه میکردم ای خدا