eitaa logo
دانلود
امروز تا اینجا رندوم ترین روز ممکن بوده .
Sos
۰۴/۱۰ امروز قیمه پختم ، یک دونه فلفلی که تو باغچمون سبز شده بودو برداشت کردیم، دارم کتاب ماتیلدا رو میخونم و عکساش خیلی کیوتن😭، چیز میزای رزینی درست کردم ( الان که تاریخ زدم فهمیدم که ده روز دیگه کارنامه ها میاد و استرس گرفتم♥️)
اینقدر گرمه که کاش قطب بودم.
اینقدر گرمه که کاش روسیه بودم.
فکر می کنی دیگه حالت خوب شده.فکر می کنی دیگه همه چی قراره خوب پیش بره.هر روز از خواب بیدار میشی.تلاش می کنی.درس می خونی. کتاب می خونی. وسط ظرف شستن ظرف رو میشکنی. پیاز داغ ها می سوزن.کیسه سیب ها وسطِ خیابون از دستت میفته.زمین می خوری و پات زخمی میشه.آدرس اشتباهی بهت میدن.دوستت رو از دست میدی.بسته اینترنت تموم میشه.کلید خونه رو جا می ذاری.تو مترو ایستگاه اشتباهی پیاده میشی. وسط نقاشی کشیدن گریه ات می گیره. یهو همه جا سکوت میشه. من چی کار کنم مامان؟میشه بهم بگی؟ من دارم هر روز تلاش می کنم اما چرا نمیشه؟ مامان اندوهی دارم.کجا بذارمش؟
۰۴/۱۱ امروز تصمیم گرفتم ماگ درست کنم و گل رس میخواستم و چون نداشتیم سعی کردم با تکه سفالایی که قبلنا درست کرده بودم گل درست کنم و فردا معلوم میشه که تونستم یا نه، با بچه ها مار و پله بازی کردیم و حسین منو از خونه ۹۹ زد و خودش برنده شد🙏🏻، رزین ، سعی کردم پایتون یاد بگیرم و یه فصل از کتاب آموزششو خوندم.