eitaa logo
دانلود
زنداییم واقعا روز به روز بیشتر تو قلبمه🤏🏻
۰۴/۱۵ امروز ظهر قهوه خوردم که درس بخونم ولی وقتی ده تا تست هندسه زدم پای کتاب خوابم برد و تا ساعت شش خواب بودم و از حالت عادی که قصد خوابیدن داشتمم بیشتر شد چون مامانم خبر نداشت که بیدارم کنه🥰. بعد رفتم خونه ی داییم و بچه ها، دختر داییم برای واقعی شکل نی نی های توی کارتوناست و امروز خیلی باهام خوش اخلاق بود ( برعکس همیشه ) و من قلاب بافی میکردم و اون هی بهم نگاه میکرد میخندید وای. از ساعت یازده تا الان تست حسابان زدم و حس خوبی دارم به خاطرش.
اگه فردا صبح زود از خواب بیدار بشم ینی من یک سوپر هیرو هستم
یه ساعت حسابان خوندم
می‌خوام بخوابم ولی اگه دیگه تا ابد بیدار نشدم چی
عیب نداره میخوابم
شب بخیر
حرف زدن با یک سری آدما باعث میشه ناخونام تموم بشن.
۰۴/۱۶ امروز یه کلاه قورباغه ای بافتم ، چهار ساعت درس خوندم، یهو برقا رفت و ما یهو مجبور شدیم شمع روشن کنیم و من یهو گفتم وقتی برقا اومد می‌خوام شمع درست کنم با پارافینای ذوب شده و بعد یهو وقتی برقا اومد برای واقعی این کارو کردم و یهو دیدم میشه شمعو با مداد شمعی رنگی کرد و یهو شمعمو آبی کردم و یهو دیدم ای وای ظرف شمع نداریم و یک افتضاحی به بار اومد چون همه ی ظرفای دنیا رو کثیف کردم و پارافینی شد زندگیمون و سینک ظرفشویی مامانم و زندگیمون دیگه آره. ولی به هرحال دوست داشتم یه بار این کارو بکنم و کردم و تیک خورد.