eitaa logo
دانلود
بعضی وقتا دوست داشتم یک کلوخ بودم.می‌تونستم تابع جزء صحیح باشم در بازه (۰,۱) یا می‌تونستم یک درِ خونه باشم در یک جای رندوم از دنیا . میتونم تصور کنم که یک مادر مرغ هستم که برای بچه هاش کرم جمع آوری می‌کنه و فقط جیک جیک. (بلدم خودم که قد قد.) می‌تونستم اون موجود ناشناخته هه ی کف اقیانوس باشم که مدگل ازش ویدیو بسازه . می‌تونستم یک زنبور بی نوای کارگر باشم یا یک الکترون بی آزار توی یک گاز نجیب . هیچ کدوم از اینا احساس دلتنگی نمیکنن.
دارم به این فک میکنم که ممکنه یک جایی توی یک کندویی یه زنبور کارگر تنها باشه که کسی تو کندو باهاش دوست نیست
باید چی کار کنه پس ؟
اون وقت تاحالا دارم درمورد زنبورها تحقیق میکنم
وای .
واکنش صادقانه زنبور های نر کندو: ما اینجا داریم زحمت میکشیم.
زنبورا برای واقعی برای خودشون جامعه دارن))