صبح پیاده رفتم خرید و یه آقاییو دیدم که مثلا مث لاتای زمان قدیم بود داش مشتی بود مثلا یه سیبیل گنده داشت و از اون حالتا که خیابون میبستن
و رو دستش تتوی پاندای کونگفوکار داشت-
عجب .
انرژی کافی برای بیرون رفتن از خونه و وانمود کردنو ندارم
ولی با زنداییم رفتیم پیاده روی و خیلی خوب بود