eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
210 ویدیو
28 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال شهید ابراهیم هادی
♦️یاالله یا زهــرا سلام الله علیها♦️ 🌸سلام بر عاشقان ثــارالله،شهیدان گمـــنام 🌸 با سربندِ یا فاطمه ی زهرا(س)... 🌸سلام بر یاران حضرت بقیه الله 🌸همانند فدائیان ثـــــاره الله 🌸با سربندِ یافاطمه زهرا س... @Alamdarkomeil
سلام امام زمانم🌹 آلوده ایم،حضرت باران ظهور کن آقا تو راقسم به شهیدان ظهورکن گاهی دلم برای شما تنگ می شود پیداترین ستاره ی پنهان ظهور کن 🌹اللهم عجل لولیڪ الفرج🌹 @Alamdarkomeil
سلام روزتون بخیر اول تشکر کنم از ادمین کانال ک کانال شهید ابراهیم هادی و تشکیل دادن خیلی ممنونم.چند سال پیش کتاب شهید ابراهیم هادی را خوندم ولی زیاد توجهی نکردم بعد چند سال تو تلگرام کانالش و دیدم خیلی خوشحال شدم هر روز مطالباشو میخوندم رفته رفته شهید هادی دوست شهیدم شد طوری هر شب باهاش حرف میزدم تا اینکه خوابم میبرد.موند ی روزی با ی مشکل خیلی بد روبرو شدم ک جون بچم وسط بود بچه ای که هنوز ب دنیا نیومده متوجه شدم مشکل کلیه داره یاد شهید ابراهیم هادی افتادم دلم آروم گرفت بهش متوسل شدم و بچه ب دنیا اومد دکترا خیلی نگرانم کردن نذر صلوات گرفتم به نیابت از شهید برای ظهور امام زمان (عج)بچمون رفت اتاق عمل وقتی تو اتاق عمل بود با یاد شهید دلم اروم بود.فکر این افتادم که به نیت پنج تن ۵ تا کتاب سلام بر ابراهیم ۱ و نذر کنم.بعد عمل دکتر گفت فکر نمیکردم عملش موفقیت آمیز باشه خیلی خوشحال شدم بعد ک خوب شد با پسرم رفتم سر مزار شهید ابراهیم هادی و شهید پلارک، سپردم ب شهدا همون روز نذرمو ادا کردم به هر کی کتاب و هدیه میدادم خیلی خوشحال میشدن و حتی بهم گفتن بهترین نذر و کردین همون شب شهید ابراهیم هادی ب خوابم اومد😭.اومد خونمون نشست و لبخندی زد و من از خوشحالی از خواب پریدم نمیدونستم گریه کنم یا خوشحال باشم 😢😊خلاصه با دیدن شهید ابراهیم هادی روز ب روز بیشتر ب سمت شهدا رفتم خیالم از بابت پسرم راحت شد.هنوزم وقتی میخوام ببرمش دکتر همینکه صلوات نذر میکنم ب نیابت از شهید دلم اروم میشه. بعد یه مدت دوباره شهید ابراهیم هادی را تو خواب دیدم و از این بابت خیلی خوشحالم الانم هر وقت دلم بگیره با شهید حرف میزنم یا میرم سراغ یکی از کتاباش میخونم و اروم میشم.هر جا کتاب یا عکس شهید و میبینم خیلی خوشحال میشم ضربان قلبم تند میزنه از خوشحالی،کاش کی الان بودن ای کاش😭😭😭😭 👉 @Alamdarkomeil 👈
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥قسمت سیزدهم : حوزه حاج آقا مجتهدي ✔️راوی : ايرج گرائي 🔸سالهاي آخر، قبل از بود. به جز رفتن به بازار مشغول فعاليت ديگري بود. تقريباً کسي از آن خبر نداشت. خودش هم چيزي نميگفت. اما كاملاً رفتار واخلاقش عوض شده بود. ابراهيم خيلي معنويتر شده بود. صبحها يک پلاستيک مشكي دستش ميگرفت و به سمت بازار ميرفت. چند جلد داخل آن بود. 🔸يكروز با موتور از سر خيابان رد ميشدم. ابراهيم را ديديم. پرسيدم: داش ابرام کجا ميري؟! گفت: ميرم بازار. سوارش کردم، بين راه گفتم: چند وقته اين پلاستيک رو دستت ميبينم چيه!؟ گفت: هيچي کتابه! بين راه، سر کوچه نائب السلطنه پياده شد. خداحافظي کرد و رفت. تعجب کردم، محل کار ابراهيم اينجا نبود. پس کجا رفت!؟ 🔸با كنجكاوي به دنبالش آمدم. تا اينکه رفت داخل يك مسجد، من هم دنبالش رفتم. بعد در کنار تعدادي جوان نشست و کتابش را باز کرد. فهميدم دروس حوزوي ميخوانه، از آمدم بيرون. 🔸از پيرمردي که رد ميشد سؤال کردم: ببخشيد، اسم اين مسجد چيه؟ جواب داد: حوزه حاج آقا مجتهدي با تعجب به اطراف نگاه کردم. فکر نميکردم ابراهيم شده باشه. آنجا روي ديوار حديثي از نوشته شده بود: «آسمانها و زمين و فرشتگان، شب و روز براي سه دسته طلب آمرزش ميکنند: علماء ،کسانيکه به دنبال هستند و انسانهاي با سخاوت .» 🔸شب وقتي از زورخانه بيرون ميرفتم گفتم: داش ابرام حوزه ميري و به ما چيزي نميگي؟ يکدفعه باتعجب برگشت و نگاهم کرد. فهميد دنبالش بودم. خيلي آهسته گفت: آدم حيفِ عمرش رو فقط صرف خوردن و خوابيدن بکنه. من طلبه رسمي نيستم. همينطوري براي استفاده ميرم، عصرها هم ميرم بازار ولي فعلاً به کسي حرفي نزن. 🔸تا زمان انقلاب روال کاري ابراهيم به اين صورت بود. پس از پيروزي انقلاب آنقدر مشغوليتهاي ابراهيم زياد شد که ديگر به کارهاي قبلي نميرسيد. 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 👉 @Alamdarkomeil 👈
سهم شما تنها ۵ صلوات به نیابت از 💚شهید ابراهیم هادی اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم... ❤️شهادت زیباست... 👉 @Alamdarkomiel 👈
♦️یاالله یا زهــرا سلام الله علیها♦️ 🌸سلام بر عاشقان ثــارالله،شهیدان گمـــنام 🌸 با سربندِ یا فاطمه ی زهرا(س)... 🌸سلام بر یاران حضرت بقیه الله 🌸همانند فدائیان ثـــــاره الله 🌸با سربندِ یافاطمه زهرا س... @Alamdarkomeil
🍃🌺 💖 هرروزم را باسلام به شما زیبا مے ڪنم ڪاش یڪ روزم بادیدن روے ماهتان زیباشود سلام اے زیباترین آقا صبحت_بخیر_مولای_من السلام_علیک_یااباصالح_المهدی💖 👉 @alamdarkomeil 👈
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥قسمت سیزدهم : حوزه حاج آقا مجتهدي ✔️راوی : ايرج گرائي 🔸سالهاي آخر، قبل از بود. به جز رفتن به بازار مشغول فعاليت ديگري بود. تقريباً کسي از آن خبر نداشت. خودش هم چيزي نميگفت. اما كاملاً رفتار واخلاقش عوض شده بود. ابراهيم خيلي معنويتر شده بود. صبحها يک پلاستيک مشكي دستش ميگرفت و به سمت بازار ميرفت. چند جلد داخل آن بود. 🔸يكروز با موتور از سر خيابان رد ميشدم. ابراهيم را ديديم. پرسيدم: داش ابرام کجا ميري؟! گفت: ميرم بازار. سوارش کردم، بين راه گفتم: چند وقته اين پلاستيک رو دستت ميبينم چيه!؟ گفت: هيچي کتابه! بين راه، سر کوچه نائب السلطنه پياده شد. خداحافظي کرد و رفت. تعجب کردم، محل کار ابراهيم اينجا نبود. پس کجا رفت!؟ 🔸با كنجكاوي به دنبالش آمدم. تا اينکه رفت داخل يك مسجد، من هم دنبالش رفتم. بعد در کنار تعدادي جوان نشست و کتابش را باز کرد. فهميدم دروس حوزوي ميخوانه، از آمدم بيرون. 🔸از پيرمردي که رد ميشد سؤال کردم: ببخشيد، اسم اين مسجد چيه؟ جواب داد: حوزه حاج آقا مجتهدي با تعجب به اطراف نگاه کردم. فکر نميکردم ابراهيم شده باشه. آنجا روي ديوار حديثي از نوشته شده بود: «آسمانها و زمين و فرشتگان، شب و روز براي سه دسته طلب آمرزش ميکنند: علماء ،کسانيکه به دنبال هستند و انسانهاي با سخاوت .» 🔸شب وقتي از زورخانه بيرون ميرفتم گفتم: داش ابرام حوزه ميري و به ما چيزي نميگي؟ يکدفعه باتعجب برگشت و نگاهم کرد. فهميد دنبالش بودم. خيلي آهسته گفت: آدم حيفِ عمرش رو فقط صرف خوردن و خوابيدن بکنه. من طلبه رسمي نيستم. همينطوري براي استفاده ميرم، عصرها هم ميرم بازار ولي فعلاً به کسي حرفي نزن. 🔸تا زمان انقلاب روال کاري ابراهيم به اين صورت بود. پس از پيروزي انقلاب آنقدر مشغوليتهاي ابراهيم زياد شد که ديگر به کارهاي قبلي نميرسيد. 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 👉 @Alamdarkomeil 👈
💚شهید سیدمرتضی آوینی جهان معركه‌ی امتحان است برادر، و بهترینِ ما كسی است كه از بهترینِ آنچه دارد در راه خدا بگذرد... ❤️شهادت زیباست... 💙شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا صلوات... 👉 @Alamdarkomeil 👈
این نذر یکی از بچه هاست واسه شب یلدا داخل هر بسته غذایی که به خانواده های محروم میدن یک جلد کتاب شهید هم هدیه میدن 👉 @Alamdarkomeil 👈