من واقعاً الان حال زندگی رو ندارم . مرخصی بهم بدید ؛ از کار ، از خونه ، از آدمها ، از مغزم ، از دنیا
. امشب که خوابم برد یکی دو ماه بعد بیدارم کنید.
آدما راحت دروغ میگن .
اصن انگار نه انگار ممکنه یکی از یه جایی بفهمه که حقیقت چیز دیگس .
چرا وقتی عکسامو براش میفرستم نمیگه داره بیهوش میشه و تو راه بیمارستان بخاطر اینکه من انقد خوشگلم ؟ .
یطوری هوا گرمه که وقتی میرم واسه نماز ، سجده ، مهر به پیشونیم میچسپه از بس عرق میکنه پیشونیم