●آقا امیرالمؤمنین(علیهالسلام):
سه گروهند که از سه گروه دیگر انتقام نمیگیرند؛
۱.عاقل از احمق
۲.نیکوکار از بدکار
۳.بزرگوار از فرومایه
@alaviaat | غُررالحِکم،حدیث۲۸۳۶
علیبنابیطالبعلیهالسلام
در اواخر عمر شریفش
در هر روز و شب
هزار ركعت نماز بجا میآورد!
امامصادقعلیهالسلام میفرمود.
| بحارالانوار،ج۴۱،ص۱۵
جنگ اُحد تمام شده بود.
عدهای از اصحاب شهید شده بودند.
فرمود: یا رسول الله؛
این موضوع برای من
بسیار سنگین و سخت است که
شهادت نصیبم نشد!
آخر شما به من بشارت شهادت داده بودید.
فرمود: علی جان؛
این بشارت تحقق میپذیرد!
اما تو در هنگام شهادتت
چگونه صبر خواهی کرد؟!
فرمود: یا رسول الله
چنین موقعیتی جای صبر کردن نیست؛
بلکه جای شادمانی
و شکرگزاری است...!
#الشهید
@alaviaat | مجمعالزوائد،ج۹،ص۱۳۸
هدایت شده از • خـاتم الانبیا •
خدایا، درود فرست بر محمّد بنده و فرستادهات و امین و یار صمیمی و محبوب و برگزیدهات و حافظ راز و رساننده پیامهایت، درودی برترین و بهترین و زیباترین و کاملترین و پاکیزهترین و پر نماترین و دلپسندترین و پاکترین و بلندترین و بیشترین درودی که فرستادی و برکت دادی و ترحم نمودی و مهر ورزیدی و سلام دادی بر یکی از بندگان و پیامبران و رسولان و برگزیدگان و اهل کرامت از آفریدههایت؛
-دعای افتتاح
شبِ قبل از اتفاق،
برای افطار مهمان دخترش امکلثوم بود.
نمازش را که خواند بر سفره نشست.
برای او ظرفی شیر و ظرفی نمک آوردند.
غذاها را دید، سر تکان داد و فرمود:
دخترم تو چه وقت دیدهای
من دو نوع غذا بر سفرهام باشد؟!
رفت برای اینکه نمک را بردارد
فرمود: جان بابا
شیر را بردار...!
و با نمک دو لقمهای میل کرد...
#ازهدالزاهدینامیرالمومنینعلیهالسلام
| منتهیالامال،ج۱،ص۱۷۲
آمده بودند که بیعت کنند.
او هم بیعت کرد و گفت: یاعلی؛
از زمانی که اسم مرا شنیدی
از حضورم ناراحت شدی.
_ در حالی که به خدا قسم!
من ماندن با تو و جهاد برای تو را
دوست دارم و قلب من دوستدار توست
و من حتی دوستداران تو را
دوست دارم و با دشمنان تو دشمنم.
حضرت تبسمی کرد و فرمود:
ای برادر؛ اگر سؤالی بپرسم
صادقانه جواب می دهی؟!
گفت: بله امیرالمؤمنین.
حضرت فرمود:
تو دایهای یهودی داشتی
که هر گاه گریه میکردی
تو را کتک میزد و به صورتت سیلی میزد
و میگفت ساکت شو که تو
از کُشنده ناقه صالح شقی تری!
و بزودی جنایت عظیمی را
مرتکب خواهی شد که خداوند
به خاطر آن بر تو غضب میکند
و سرنوشت تو آتش جهنم است.
درست است؟!
ابنملجم گفت: درست است!
اما به خدا قسم؛ تو در نزد من
از هر کسی محبوبتری....
#محبوبدوستودشمن
| بحارالانوار،ج۴۲،ص۲۹۵
نوشتهاند:
تا امیرالمومنینﷺ متوجه شد که
او عبدالرحمن است؛
رنگ از رخسارش پرید!
دست به محاسن گرفت
و فرمود: انا لله و انا الیه راجعون
_ اما شاید فکر کنید او
برای ترس خودش رنگش پرید!
خیر؛ برای عاقبت به شری
و بدبختی عبدالرحمن مرادی بود
که این حالت به او دست داد....!
[ غمِ همهی امت در سر داشت ]
او را به منزل آوردند.
اولین سوالی که پرسید،
دربارهی ابنملجم بود!
گفتند: پدر جان غصهاش را نخور؛
او را دستگیر کردهایم.
فرمود:
• از همان غذایی که به من میدهید
به او هم بدهید.
• با همان نوشیدنیهایی که
برای من میآورید،
او را سیراب کنید.
• اگر هم زنده ماندم،
خودم دربارهاش تصمیم میگیرم!
وگرنه چون یک ضربه زده است،
فقط یک ضربه به او بزنید؛
و زیاده روی نکنید...
#عدلموثق
| کشفالغمه،ج۱،ص۴۳۳