یک منبع آگاه خبر آکسیوس درباره تفاهم ایران و آمریکا برای پایان جنگ را تکذیب کرد
پیگیریهای خبرنگار خبرگزاری فارس حاکی است که تاکنون هیچ پیام مکتوب جدیدی میان ایران و ایالات متحده آمریکا رد و بدل نشده و برخی خبرسازیها از سوی رسانههای غربی با اهداف مشخص دنبال میشود.
سید علیرضا آلداود
جهاد امید؛ باطل السحر جنگ شناختی ۵۰ پیام #سواد_رسانهای در #جنگ_شناختی/۱۲ ۱. جنگ شناختی دشمن بدون
موجسوار روایت دشمن نشو!
۵۰ پیام #سواد_رسانهای در #جنگ_شناختی/۱۳
۱. آمریکا ترجیح میدهد مردم ایران فقط سطح هر واقعه و رویدادهای ظاهری را ببینند، نه ریشهها و علل ساختاری را!
۲. در عملیات شناختی، تمرکز بر حاشیهها و جزییات فرعی است تا مخاطب از علتهای اصلی غافل شود.
۳. مثلاً روی یک حاشیه کوچک بزرگنمایی میشود تا توجه از موضوع اصلی منحرف گردد.
۴. این همان تکنیک شاه ماهی سرخ دودی است تا دستورکار ذهنی و توجه شما را عوض کنند.
۵. در این میان سوگیری تازگی باعث میشود وقایع داغ و فوری در ذهن شما مهمتر از روندهای عمیق و بلندمدت به نظر برسند.
۶. در چنین شرایطی برای مقابله در کنار پیگیری اخبار روز، حتماً تحلیلهای بلندمدت و روندهای چندساله را نیز دنبال کنید.(حافظه تاریخی را فعال کنید)
۷. از خود بپرسید: پشت این موضوع، چه دسیسهای، منافعی و عوامل مهم بلندمدتی مخفی شده است؟
۸. موضوع بسیار مهم این است؛ یعنی کسی که ریشهها و پشت پردهها را با نگاه انتقادی را میبیند و درک میکند، کمتر اسیر موجسواری خبری دشمن میشود.
🤝 سید علیرضا آلداود
👈عضو شوید
👉 https://iGap.net/aledavood
قال امیرالمومنین علیه السلام: کَفی بالاَجل حارِسا
امام (عليه السلام) فرمود:
اجل و سرنوشت قطعى، براى حفظ انسان کافى است (و تا عمر به پايان نرسد هيچ حادثه اى نمى تواند انسان را از پاى درآورد).
🔰 کاری از هنرمند لبنانی علی اکبر صولی
#standwithiran
#مع_الایران_ضد_العدوان
💡 سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای 👇
@aledavood 👈 عضو شوید
حران؛ سرنوشت کراسوس در انتظار ترامپ
✍ سید علیرضا آلداود
ترامپ قمار باز؛ تو که از پشت تریبون، ایران را تهدید میکنی به «عصر حجر» بر میگردانی، نمیفهمی سنگِ این سرزمین، سنگِ گورِ متجاوزان است نه ابزارِ تحقیر ملت.
ایران را با بمب و بلوف نمیشود به عقب راند؛ تاریخش با خونِ مقاومت نوشته شده، نه با تیترهای پر زرقوبرقِ شبکههای تو.
اگر راست میگویی، با حقیقت بجنگ: حقیقتِ ملتی که هر بار تهدید شد، ایستاد و بلندتر شد.
این خاک، افسانه را به پرچم تبدیل کرده است؛ آرش، آنگاه که مرز را با جانِ خویش معنا کرد، به جهان گفت «ایران» با ترس اندازه نمیشود.
از همان روایتها تا امروز، پیام یکی است: مرز را اراده نگه میدارد، نه عددِ موشکها و نه داد و فریادِ سیاستمداران.
تهدید «عصر حجر» در برابر ملتی که اسطورهاش، پیمان و فداکاری آرشها تا امام حسین(ع) است، فقط نمایشِ درماندگی است.
تو از امپراتوری حرف میزنی، اما تاریخ میگوید وقتی روم با غرورِ لشکرها آمد و در نبرد حران طعمِ شکست را چشید؛ فهمید در برابر مردانِ مرد این سرزمین، جای خودنمایی و لاف در غریبی نیست.
و در نبرد حَرّان، همانجا که لژیونهای روم زمینگیر شدند، جهان دید که تکبّرِ آهن و زره، همیشه پیروزِ میدان نیست.بعدها در کربلا هم دشمنِ حق، حقیقت و انسانیت به خوبی درک کرد که خون بر شمشیر همیشه پیروز است.
ایران، بارها به مهاجم آموخته که «قدرت» فقط سلاح نیست؛ فرهنگِ ایستادگی است که سپاه را میشکند.
امروز هم، با وجود حمله و تجاوز اخیر رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی با کمک همپیمانانشان و هیاهوی پیروزی آنان از زبان مردکِ قمارباز فاسد ترامپ، واقعیت روی زمین چیز دیگری است: ایران فرو نپاشید، منسجمتر شد.
هر ضربهای که زدند، به جای خاموشی، شعلهٔ همبستگی را تیزتر کرد؛ و هر تهدیدی که نوشتند، به جای عقبنشینی، اراده را جلوتر برد.
شما از نابودی میگویید، اما آنچه میبینید تداومِ یک ملت است که در بحران، خود را دوباره میسازد.
و اگر میدان جنگ را از آسمان به ذهن منتقل کردهاید یعنی جنگ شناختی و رسانهای با اتاقهای عملیات و روایتسازیِ مبتنی بر هوش مصنوعی ضد ایران؛ ایران این میدان جدید نبرد را هم به خوبی میشناسد.
ملتی با هزاران سال تمدن، اسیرِ ترند و ربات و خبرِ جعلی نمیشود؛ حقیقت، دیر یا زود از زیرِ خاکسترِ پروپاگاندا بیرون میآید.
آمریکای ۳۵۰ ساله شاید در فریاد استاد باشد، اما در برابر تمدنی که از روم تا امروز ایستاده، تهدید «عصر حجر» فقط اعتراف به شکست است.
پی نوشت:
* نبرد حران در منطقهای در شمال بینالنهرین بین اورفه و راسالعین بین سپاه شاهنشاهی اشکانی و جمهوری روم رخ داد. در ۶ مه سال ۵۳ پیش از میلاد میان سپاه کراسوس سردار و کنسول رومی، با سپاه سورنا سردار اشکانی نبردی سهمگین شکل گرفت و در ۹ ژوئن پس از یک نبرد خونین ارتش رومیان به کلی از بین رفت، و خود کراسوس نیز کشته شد.
جنگ حران اهمیت زیاد در تاریخ ایران دارد. این نخستین رویاروی ایرانیان و رومیان بود. رومیها تا این زمان در همهجا پیروز بودند و این شکست بر صولت آنها سایه افکنده، نام پارتیان را در جهان بزرگ کرد.
💡 سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای 👇
@aledavood 👈 عضو شوید
هدایت شده از جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
روحالله #مومن_نسب با انتشار مطلبی تحت عنوان《تنگهٔ حیاتی فضای مجازی!》به مواضع ضدّامنیتی مقامات وزارت ارتباطات واکنش نشان داد و در خبرگزاری فارس و ویراستی نوشت:
نمیشود نظامیهای باغیرت ما به درستی و با دقت تنگهٔ هرمز و مرزهای آبی و خاکی و آسمان #ایران را به روی رژیمهای متخاصم و تروریستی آمریکا و اسرائیل ببندند و دولت ما فضای مجازی و جغرافیای سایبری #ایران را در اختیار همان رژیمها قرار دهد.
فضای مجازی بههیچوجه نباید به حالت قبل برگردد؛ همانطور که #امام_شهید، دانشآموزان مینابی و هزاران جانِ عزیزتر از جانمان به حالت قبل بر نمیگردد.
بدون شک اگر نظامِ حقوقیِ جدید برای اینترنت تدوین و محکم اجرا نشود، با همین فضای مجازیِ ول، همهٔ پیروزیهای کشورمان را تبدیل به شکست میکنند و شکستهای تلخ اطلاعاتیمان هم تثبیت و تعمیق میشود.
https://virasty.com/momennasab/1778152768234286235
#⃣ #مرگ_بر_نفاق
🇮🇷 جبههٔ #انقلاب اسلامی در فضای مجازی ✊🏻 @jebheh
کی مطالبهگریم، کی ابزار دشمن؟
✍ سید علیرضا آلداود
در چهل روز حمله همهجانبه رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی به ایران عزیزمان که اکنون با آتشبسی شکننده همراه شده، جنگ در ساحت شناختی به مراتب حساستر از میدان نظامی جریان دارد. در چنین فضایی، هر کنش ارتباطی شهروندان میتواند یا به افزایش انسجام ملی و اصلاح روندها منجر شود یا خوراک راهبردی برای دوقطبیسازی توسط دشمن فراهم آورد. پرسش کلیدی این است: مرز میان «مطالبهگری مسئولانه» و «تولید شکاف به سود دشمن» کجاست؟ پاسخ دادن به این پرسش، امروز که توپها ساکت شدهاند اما روایتها در نبردند، یک ضرورت حیاتی برای جامعه ایران است.
مطالبهگری حقیقی در بحران، پرسشگری هدفمند و مبتنی بر واقعیت برای بهبود عملکرد و کاهش آسیبهاست. برای نمونه، وقتی شهروندی در منطقه جنوب تهران مستند میپرسد: «با وجود چهل روز جنگ و سپس آتش بس، چرا مشکلات اقتصادی پساجنگ سامان نیافته و مسئول مربوطه چه برنامه مشخصی برای جبران دارد؟» این یک خواست مشروع و سازنده است. هدف این جنس پرسشها اصلاح رویه، پاسخخواهی شفاف و جلوگیری از تکرار خطاست، آن هم بدون تخریب کلیت نظام دفاعی یا القای ناامیدی مطلق...
در نقطه مقابل، دوقطبیسازی ابزار نرم مهندسی شده دشمن برای فروپاشی همبستگی ملی است. یک مثال عینی: در روزهای آتشبس، شبکههای معاند گسترده روایتی پخش میکنند که «همه آوارگان جنگی در شمال شهر زندگی لوکس دارند، اما مردم جنوب شهر غذای کافی ندارند!» - بدون هیچ سند و مدرکی، صرفاً برای شعلهور کردن حسادت و ناامیدی. نمونه دیگر تولید محتوایی است که میگوید «یا با دولت هستی یا خائن به ملت» یا «همه مسئولان دزد و بیغیرتند، پس هیچ کدام از صحبتهایشان را نپذیر». این دوقطبیهای کاذب (شمال در برابر جنوب، دولت در برابر مردم، طرفدار جنگ در برابر صلح) دقیقاً همان سناریویی را پیش میبرند که دشمن برای تجزیه و فروپاشی ایران طراحی کرده است.
تفاوت کلیدی این دو رفتار در نیت، روش و نتیجه نهفته است. در مطالبهگری حقیقی، شما از یک نهاد خاص مثل وزارت بهداشت یا شهرداری میخواهید پاسخگوی نقص در توزیع دارو یا خدمات شهری باشد، اما همزمان از کل نظام دفاعی و وحدت ملی حمایت میکنید و راهکار ارائه میدهید. اما در دوقطبیسازی، یک اشتباه عملیاتی تبدیل به حکم کلی «همه مسئولان بیکفایت و خائن» میشود. مثال ملموس: اگر بپرسید «چرا پل فلان در بمباران فروریخت و کدام نهاد مقصر است؟» این مطالبه مشروع است. اما اگر بگویید این پل را خودشان زدند - این جمله بدون مدرک، دقیقاً روی نقشه دشمن حرکت میکند و شکاف بیاعتمادی تعمیم یافته ایجاد میکند.
فضای آتشبس نظامی، فرصتی برای بازسازی زیرساختهاست، اما همزمان حساسترین صحنه عملیات شناختی دشمن محسوب میشود. مطالبهگری ما در این دوران باید ناظر مردمیِ مستند باشد، نه قاضی از پیش تعیین شده. هر ایرانی امروز تکلیف روشنی دارد: از مسئولان با سند و استدلال سؤال کند، راهکار بدهد، پیگیر پاسخ باشد، اما روایتهای کلی و دوقطبیساز (جنگخواه در برابر صلحطلب، دولتی در برابر ضددولت، شمال شهر در برابر جنوب شهر) را به رسمیت نشناسد. میتوان هم از عملکرد ضعیف یک مدیر محلی انتقاد کرد و هم از ایستادگی نیروهای مسلح در برابر چهل روز حمله قدردانی نمود. مرز ظریف است؛ اما هوشیاری و سواد رسانهای ما تعیین میکند که در کدام سوی این مرز قرار بگیریم و آیا در برابر جنگ شناختی پیروزیم یا ابزار دست دشمن شدهایم...
🤝 سید علیرضا آلداود
👈عضو شوید
👉 https://iGap.net/aledavood