eitaa logo
ستارگان هدایت شهرضا
490 دنبال‌کننده
166 عکس
6 ویدیو
8 فایل
✅ این کانال با هدف معرفی و بزرگداشت عالمان شهرضا ایجاد شده است. از شما دعوت می‌کنیم هرگونه اثر مرتبط با این بزرگان، اعم از زندگینامه، تصاویر، خاطرات و ... را ارسال کنید تا در این کانال منتشر شود. ✅ ارسال آثار: @Alhosna110 💠 ✅تبادل نظر: @Alhamd110
مشاهده در ایتا
دانلود
🏥 شگفتا كه در بيمارستانهاى اروپاييان در بالاى سر هر بيمار علامت دين و مذهب مسيحيت وجود دارد اما در اتاق بيمارستانهاى ما كه ادعاى مسلمانى داريم بالاى سر بيماران چنين نشانه‏هايى از دين ما نيست! و بايد بگوييم كه اصولًا ما تا آنجا كه هر طبيب مسلمان اول ظهر به جماعت حاضر شود و يا كار خود را با نام خدا آغاز كند و ... فاصله داريم! به عبارت ديگر اهل باطل در راه و رسم خود آن‏گونه پابرجاست و اهل حق در مرام و عمل خود اینگونه است. ✍️ برگرفته از کتاب: قطره ای از دریای معارف ج2 صفحه 570(آیت الله شیخ قدرت الله نجفی حفظه الله) 🔴البته در سال های اخیر توجه بیشتری شده و در بعضی بیمارستان ها امکاناتی ایجاد گشته، ولی اصل مطلب همچنان پابرجاست🙄 ستارگان هدایت شهرضا 🆔https://eitaa.com/alemha
🕌قصه زمینی که خانه طلاب شد ┄┅═✧❀🔅❀✧═┅┄ ✳️ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شمار علاقه‌مندان به تحصیل در مدرسه علمیه صاحب‌الزمان(ع) شهرضا افزایش یافت؛ به‌گونه‌ای که ۸۴ طلبه در آنجا مشغول تحصیل بودند و بیشترشان شب‌خواب بودند. در همان روزها، بنده به حاج آقا ممیز پیشنهاد دادم برای اسکان طلاب و استادان، مکانی بزرگ‌تر در نظر گرفته شود. حاج آقا نیز پذیرفتند و چند مکان بررسی شد: 🔹 بخشی از زمین‌های کارخانه چاودانه 🔹 زمین‌های روبه‌روی دانشگاه آزاد، کنار کارخانه قیامیان 🔹 زمین‌های کنار چاه‌های شهرداری، روبه‌روی پادگان ۲۲ توپخانه 🔹 زمینی در منطقه سروستان اما هرکدام به دلیلی کنار گذاشته شد. سرانجام حاج علی‌رضا بهاری ، از اعضای هیئت هفت‌نفره، مکان فعلی مدینةالعلم را پیشنهاد کرد؛ زمینی در ابتدای کمربندی شهرضا به‌سمت شیراز و نزدیک امامزاده شاه‌رضا(ع)، که بنا بر این روایت، مالک و مدعی نداشت. پس از آزمایش خاک ، این زمین از نظر مقاومت نیز مناسب‌تر به نظر رسید؛ بااین‌حال، برای اطمینان خاطر استخاره کردند و نتیجه نیکو آمد. 🌱 📖 نقل از: حاج مصطفی صدری، مسئول کتابخانه مدرسه علمیه حضرت صاحب‌الزمان(ع) 📚 برگرفته از کتاب: حاج غدیرعلی، صفحه ۸۸، نوشته حجت‌الاسلام محمدهادی ممیز ستارگان هدایت شهرضا 🆔https://eitaa.com/alemha
✳️اخلاق مداری و حل مسئله (هنر تعامل) ┄┅═✧❀🔅❀✧═┅┄ ✅ در روزگار قبل ، روزی در آرامگاه نواب، مجلس هفته‌ای برگزار شده بود. سرگرد معدّلی، رئیس نظام‌وظیفه شهرضا، وارد شد؛ اما صندلی خالی نبود. به فردی که کنارم نشسته بود گفتم: «صندلی‌ها را نزدیک کنیم و برای ایشان جا باز کنیم.» و از سر احترام، او را کنار خود نشاندیم. 🔵 پس از مجلس، هنگام بازگشت، سرگرد پرسید: «وسیله‌ای برای برگشت دارید؟» گفتم: «خیر.» پیشنهاد کرد با هم برویم. در مسیر، از محل کارم پرسید و با هم به مدرسه علمیه اقدامیه رفتیم. وقتی دید طلبه‌ها نیستند، گفتم: «امروز جمعه است و غیر آن هم ، طلبه‌ها از ترس نظام وظیفه و گرفتار شدن، به مدرسه نیامده‌اند.» 🟢 فردای آن روز مرا به اداره نظام‌وظیفه دعوت کرد و گفت: «به طلبه‌ها بگویید به مدرسه بیایند و درسشان را بخوانند؛ اگر قرار شد برای بازرسی بیاییم، روز قبل خبر می‌دهیم.» این همکاری ادامه یافت و سرانجام مسئله سربازی طلاب نیز سامان گرفت. ✨ گاهی یک رفتار ساده و محترمانه، می‌تواند گرهی بزرگ را باز کند. این همه همکاری و همراهی رئیس نظام‌وظیفه، تنها نتیجه‌ی «احترام به انسان‌ها» بود؛ فرقی نمی‌کند در چه پست و جایگاهی باشند یا افکارشان با ما همخوانی داشته باشد یا نه. ✍️ برگرفته از کتاب روشنای یادها(حجةالاسلام جعفری ره) صفحه 88 https://eitaa.com/alemha ستارگان هدایت شهرضا
حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالحسین نباتی (ره) https://eitaa.com/alemha ستارگان هدایت شهرضا
ایست 🛑 پیاده می شوم😳 ┄┅═✧❀🔅❀✧═┅┄ 1️⃣ روزی پس از دعای عرفه هنگامی که تقریباً همه از مدینةالعلم صاحب‌الزمان(عج) رفته بودند، دیدم حجت الاسلام والمسلمین حاج‌آقا ممیز از ساختمان بیرون آمدند. توقف کردم تا ایشان را به مقصد برسانم. سوار شدند و پرسیدند: «مگر گواهینامه گرفته‌ای؟» گفتم: «آیین‌نامه را داده‌ام، ولی امتحان شهر مانده است.» بلافاصله پیاده شد و فرمود: «چون گواهینامه نداری، رانندگی‌ات خلاف قانون است و من با تو نمی‌آیم.» (حجت الاسلام شیخ کریم ضیائی) 2️⃣ به همراه چند تن از دوستان هنگام حرکت به سمت امامزاده شاهرضا(ع)راننده وارد مسیر خلاف جهت شد. حاج‌آقا با ناراحتی فرمود: «همین‌جا بایست تا من پیاده شوم.» (حجت الاسلام شیخ محمود ناظم) 3️⃣ به‌تازگی پرشیای کولردار خریده بودم و قرار بودحاج‌آقا را به مجلس روضه برسانم. هوا بسیار گرم بود و برای راحتی ایشان کولر را روشن کرده بودم؛ اما وقتی به ماشین رسیدند، سوار نشدند و با یکی از دوستان که ژیان داشت رفتند. علت را که پرسیدم، فرمودند: یکی از چراغ‌های جلوی ماشینت خراب است؛ تا تعمیرش نکنی سوار نمی‌شوم. 🔴 این خاطرات برای من درس بزرگی بود؛ در سال‌هایی که با ایشان به قم، تهران و یا در سطح شهر همراه بودم، همواره رعایت قانون و مقررات را از ایشان آموختم و به اهمیت آن در زندگی پی بردم. (آقای حاج محمدرضا میرزابه) 📚 برگرفته از کتاب: حاج غدیرعلی، نوشته : حجت‌الاسلام محمدهادی ممیز 🟢هفته نیروی انتظامی بر غیورمردان حافظ نظم و امنیت مبارک باد🟢 ستارگان هدایت شهرضا 🆔https://eitaa.com/alemha
جیب های تنگ پلیس ┄┅═✧❀🔅❀✧═┅┄ ✅ امنیت، تنها نبود تهدید نیست؛ بلکه از مهم‌ترین بسترهای زندگی آرام، تربیت نسل‌ها، شکوفایی علم و فرهنگ، رونق اقتصاد و استحکام خانواده است. 🔵 مجموعه انتظامی، فراتر از یک وظیفه سازمانی، مشارکت در فراهم آوردن امکان زندگی شایسته برای میلیون‌ها انسان است. تکریم انسان هایی که ارمغانشان نظم و امنیت است وظیفه ی تک تک افراد اجتماع است . در این راستا خاطره ای از قدردانی و توجه روحانیت به تلاش های پلیس نقل می گردد: 🕌 در ایام عید نوروز، گروهی از افسران پلیس به دیدن حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ غدیر علی ممیز آمدند. ایشان با کرم و سخاوت، بشقاب انجیر را پیش رویشان گذاشتند. فرمانده نیروی انتظامی و همراهانشان با رعایت تشریفات، هر کدام یکی از انجیرها را برداشتند. حاج آقا با لبخندی حق‌طلبانه و صمیمی فرمودند: «گویا شما نمی‌دانید چگونه باید انجیر را از بشقاب برداشت!» و سپس، با دست‌های پرمهر خود، جیب‌های آنان — همان جیب‌های تنگِ اونیفورم‌های نظامی — را از انجیر (خشک مرغوب) پر کردند. 📚 برگرفته از کتاب: حاج غدیرعلی صفحه 178، نوشته : حجت‌الاسلام محمدهادی ممیز ✍️نقل خاطره از : حجت الاسلام حاج شیخ یحیی رهائی 🟢هفته نیروی انتظامی بر غیورمردان حافظ نظم و امنیت مبارک باد🟢 ستارگان هدایت شهرضا 🆔https://eitaa.com/alemha
✳️عجب دین زیبائی دارید! ✅در بازگشت از تهران با دانشجویی مسیحی هم‌سفر شدم.در گفت‌وگوهای بین راه سخن به دین رسید.او گفت:دانشمندان شما سواد چندانی ندارند. 🟣پرسیدم: «آیا با همه دانشمندان مسلمان بحث کرده‌ای؟» گفت: «نه.» گفتم: «پس چرا حکم کلی صادر می‌کنی؟» توضیح داد که در همسایگی‌شان مجلس روضه برگزار می‌شود ومطالب سخنرانی‌ها را تکراری می‌بیند. پرسیدم: آیا تمام مجلس را گوش کرده‌ای؟ گفت: نه. 🕌گفتم بخشی از سخنان منبر درباره تاریخ مربوط به امام حسین(ع) و بخشی نیز مصیبت‌خوانی است. همچنین بعضی سخنرانان روزانه چندین مجلس می‌روند و تکرار برخی مطالب طبیعی است. 📣سپس گفتم که کشیش‌ها روزهای یکشنبه درکلیسا موعظه می‌کنندو مطالبشان را از روی نوشته می‌خوانند، اما این را دلیل کم‌سوادی آنان نمی‌دانیم. آن جوان گفت: ما به‌اندازه شما موضوع برای بحث نداریم. من در رشته حقوق، کتاب شرایع‌الاسلام شما را می‌خوانم. اگر کسی بخواهد تمام مطالب اقتصادی، عبادی، قضایی و حقوقی آن را برای مردم بیان کند، عمرش کفاف نمی‌دهد. 🚌 هنگام توقف اتوبوس برای ناهار، از یک پارچ آب نوشیدم. پرسید: «مگر ما را نجس نمی‌دانید؟» گفتم: طبق نظر مرجع تقلیدم، آیت‌الله حکیم، اهل کتاب در صورتی که گوشت خوک و شراب را حلال ندانند، پاک هستند. 🙄با تعجب گفت: «عجب دین زیبایی دارید! کسی این مطالب را برایم نگفته بود.» در ادامه گفت: «شما دین جامعی دارید.» پرسیدم: «پس چرا مسلمان نمی‌شوی؟» پاسخ داد که هنگام غسل تعمید متعهد شده‌اند به دین خود پایبند بمانند و از آن خارج نشوند. ✍️ برگرفته از کتاب روشنای یادها(حجةالاسلام جعفری ره)صفحه79