eitaa logo
ســـــــرزمین شــعر و ادب📜
3.7هزار دنبال‌کننده
716 عکس
217 ویدیو
121 فایل
💠کانال سرزمین شعر و ادب ——————————————————— 🔻 به انتخاب و قلم #دکتر_علی_ناصری 🔻 مجموعه غزل: عالیجناب درد 🔻 انتشارات: فصل پنجم ——————————————————— ▨ راه ارتباطی | @DrAliNaaseri ———————————————————
مشاهده در ایتا
دانلود
شهریارا غزلم خوانده غزالی وحشی بد نشد... با غزلی، صیدِ غزالی کردیم ٨٤ __________________________ https://eitaa.com/aliinaaseri ◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نازم به چشم یار که تیرِنگاه را بیجا هدر نکرد وبه قلبم نشانه زد ٨٥ https://eitaa.com/aliinaaseri ◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📻 چهارم اردیبهشت سالروز تاسیس رادیو در ایران و روز ملی رادیو گرامی باد. _________________________ https://eitaa.com/aliinaaseri
🌙 تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی ٨٦ https://eitaa.com/aliinaaseri ◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗 حکمت و حکایت (١٩) 📕رنج ِ بی گنج📕 سلطان محمود غزنوى بابت سرودن شاهنامه وعده ٥٠ هزار سكه طلا داده بود كه پس از حسادت وزير دربار، زير وعده زد و حتى به شاهنامه نگاه هم نكرد. سالها بعد در حمله به هند وزيرش شعرى از شاهنامه خواند و سلطان از كارش پشيمان شد. هنگامى كه به غزنين رسيد ٦٠ هزار سكه طلا بار شتر براى فردوسى فرستاد اما كاروان كه به دروازه شهر رسيد پيكر فردوسى را از دروازه ديگر شهر بيرون بردند... https://eitaa.com/aliinaaseri ◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جز آه نمی‌آید از این قلب پر از درد اینقدر مزن چنگ به سازی که شکسته است ٨٧ https://eitaa.com/aliinaaseri ◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 📗📘📕 درباره گلستان (٦) 📙حکایت به قلم "سعــــدی" ■باب اول (در سیرت پادشاهان)■ 📕حکایت ٣📕 📗ملک زاده ای را شنيدم كه كوتاه بود و حقير و ديگر برادران بلند و خوبروی. باری پدر به كراهت و استحقار در او نظر مي كرد. پسر بفَراست و استبصار بجای آورد و گفت: ای پدر، كوتاه خردمند، به كه نادان بلند. نه هر چه بقامت مِهتر به قيمت بهتر. "اشاة نظيفة و الفيل جيفية. اقلُّ جبالِ الارضِ طورٌ و اِنّهُ لاَعظَمُ عندَ اللهِ قدراً وَ منزلا 🔸آن شنيدى كه لاغرى دانا 🔹گفت باری به ابلهى فربه 🔸اسب تازى وگر ضعيف بود 🔹همچنان از طويله ای خر به پدر بخنديد و اركان دولت بپسنديدند و برادران بجان برنجيدند. 🔸تا مرد سخن نگفته باشد 🔹عيب و هنرش نهفته باشد 🔸هر پيسه گمان مبر نهالى 🔹باشد كه پلنگِ خفته باشد (هر بيشه گمان مبر که خالى‌ست باشد كه پلنگ، خفته باشد) شنيدم كه ملک را در آن قُرب دشمنی صَعب روی نمود. چون لشكر از هر دو طرف روی درهم آوردند، اول كسی كه به ميدان درآمد اين پسر بود. گفت: 🔸آن نه من باشم كه روز جنگ بينی پشت من 🔹آن منم گر در ميان خاک و خون بينی سری 🔸كان كه جنگ آرد به خون خويش بازی مي كند 🔹روز ميدان وان كه بگريزد به خون لشكری اين بگفت و بر سپاه دشمن زد و تنی چند مردان كاری بينداخت. چون پيش پدر آمـد زمين خدمت ببوسيد و گفت: 🔸اى كه شخص مَنَت حقير نمود 🔹تا درشتى هنر نپندارى 🔸اسب لاغر ميان به كار آيد 🔹روز ميدان نه گاو پروارى آورده اند كه سپاه دشمن بسيار بود و اينان اندک. جماعتی آهنگ گريز كردند. پسـر نعـره زد و گفت: ای مردان بكوشيد يا جامه زنان بپوشيد. سواران را به گفتن او تهَوُر زيادت گشت و به يكبار حمله آوردند. شنيدم كه هم در آن روز بر دشمن ظَفَر يافتند. ملک سر و چشمش ببوسيد و در كنار گرفت و هر روز نظر بيش كرد تا وليعهد خويش كرد. برادران حسد بردند و زهر در طعامش كردند. خواهر از غرفه بديد، دريچه بر هم زد. پسر دريافت و دست از طعام كشـيد و گفـت: محال است كه هنرمندان بميرند و بی هنران جای ايشان بگيرند. 🔸كس نياید به زير سايه بوم 🔹ور هماى از جهان شود معدوم پدر را از اين حال آگهی دادند. برادرانش را بخواند و گوشمالی بواجب بداد. پس هر يكی را از اطراف بِلاد حِصه ای معين كرد تا فتنه بنشست و نزاع برخاست كه ؛ "ده درويش در گليمى بخسبند و دو پادشاه در اقليمى نگنجند". 🔸نيم نانى گر خورد مرد خدای 🔹بذل درويشان كند نيمى دگر 🔸ملک اقلمى بگيرد پادشاه 🔹همچنان در بند اقليمى دگر 💠 💠 __________________________ https://eitaa.com/aliinaaseri ◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️🔸◾️