❌ محبّت به دشمنان خدا و رسول، انسان را از ایمان خالی میکند
محبّت به دشمنان خدا و رسول چنان اثر قوى در نفس انسان میگذارد كه به كلّى زمینهٔ نفس را از ایمان خالى مىكند و رائحهاى از آن باقى نمىگذارد. و در این صورت أعمال صالحهٔ انسان چون خس و خاشاكى خواهد بود كه در سرزمین خشک و بىآب و علف روئیده، هیچ بو و طراوتى و جمال و زیبندگى نخواهد داشت. مثال عمل صالح به انضمام محبّت به دشمنان دین، مثال گل و گیاهى است كه در مزابل روئیده باشد؛ اگر فرضاً ظاهرى فریبا داشته باشد ولى باطن و اصل آن متعفّن و زشت است.
📚 رسالهٔ مودت، ص۴۶
🆔 @allame_tehrani
13.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫 خدایا ما تو را میخواهیم، همین...
🎙حضرت علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی (قـدساللـهنـفـسـهالـزکـیـة)
🆔 @allame_tehrani
💎 عمل با اخلاص لازم است
اهتمام اوليای خدا از پيامبران و امامان به تكاليف شرعيّه موضوعيّت دارد، زيرا اين امور برای تقرّب به خدا و حصول ملكۀ تقوی و صفای باطن و اتّصاف به اسماء و صفات الهيّه است.
و اين همه اصرار آن بزرگواران، برای تزكيه و تهذيب نفس و تخلّق به اخلاق حميده و پيدايش عبوديّت تامّه است نه آنكه صرفاً عملی بدون محتوای معنوی و اخلاص بجا آورده شود و انسان نيز بدان دلخوش باشد. پس عمل با اخلاص لازم است.
فَمَن كَانَ يَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.[1]
«كسی كه اميد زيارت و ملاقات پروردگار خود را دارد بايد عمل صالح انجام دهد، و در عبادت پروردگارش شريک و انبازی قرار ندهد.»
📚 معادشناسی، ج4، ص232
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- قسمتی از آيۀ 110، از سورۀ 18: الكهف.
🆔 @allame_tehrani
🤲 دعایی که مرحوم قاضی سفارش کرده بودند در قنوت نمازها بخوانید!
دعایی است که مرحوم قاضی رحمةاللهعلیه به آقای حاج شیخ عبّاس قوچانی دامتبرکاته دستور دادهاند:
[۱] اللهُمّ ارزُقنی حُبَّکَ و حُبَّ ما تُحِبُّه، و حُبَّ مَن یُحِبُّکَ، و العَمَلَ الّذی یُبَلِّغُنی إلی حُبِّکَ، و اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ الأشیاءِ إلَیَّ.(1)
[۲] اللهُمّ نَوِّر ظاهِری بِطاعَتِکَ، و باطِنی بِمَحَبَّتِکَ، و قَلبی بِمَعرِفَتِکَ، و رُوحِی بمُشاهَدَتِکَ، و سِرّی بِاستِقلالِ اتّصالِ حَضرَتِکَ، یا ذا الجَلالِ و الاکرام.(2)
[۳] اللهُمّ اجعَل فی قَلبی نوراً، و فی سَمعی نوراً، و فی بَصَری نوراً، و فی لِسانی نوراً، و فی یَدَیَّ نوراً، و فی رِجلَیَّ نوراً، و فی جَمیعِ جَوارِحی نوراً، یا نورَ الأنوارِ.(3)
[۴] اللهُمّ أرِنی الأشیاءَ کَما هِیَ.(4)
[۵] اللهُمّ کُن وِجهَتی فی کُلِّ وَجهٍ، و مَقصَدی فی کُلِّ قَصدٍ، و غایَتی فی کُلِّ سَعیٍ، و مَلجَئی و مَلاذی فی کُلِّ شِدَّةٍ و هَمٍّ، و وکیلی فی کُلِّ أمرٍ، و تَوَلَّنی تَولِّی عِنایَةٍ و مَحَبَّةٍ فی کُلِّ حالٍ، برَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.
📚 مکتوبات خطی، جُنگ3، ص50
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▪️پاورقی ⬇️
🆔 @allame_tehrani
▪️پاورقی «پست قبل»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اللهشناسی، ج١، ص۲۲۴، تعلیقه: «از جمله فقرات دعایی است که در قنوت نمازهای فریضه و نافله خوانده میشود و اوّل فقرۀ آن این است: «اللهُمَّ ارزُقنی حُبَّکَ و حُبَّ ما تُحِبُّهُ و حُبَّ مَن یُحِبُّکَ و العَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی إلَی حُبِّکَ وَ اجعَلْ حُبَّکَ أحَبَّ الأشیاءِ إلَیَّ.»
همۀ این دعا را در بحرالمعارف، ص٣٠٩ ـ قسمتی را از حضرت رسول و قسمتی را از أمیرالمؤمنین علیهما الصّلاة و السّلام ـ آورده است؛ و نیز در مجموعهٔ مطبوعهای کوچک از حاج ملّا محمّدجعفر کبودرآهنگی قسمتی از آن موجود است.
آیت عظمای حقّ مرحوم حاج میرزا سیّد علی آقا قاضی ـ تَغمَّده الله برضوانه ـ به شاگردان خود دستور میدادهاند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند.»
2- لبّاللباب، ص١٢، تعلیقه: «از جمله فقرات دعای منسوب به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام که حاج مولا جعفر کبوترآهنگی آن را شرح کرده و در کتاب کوچک جیبی طبع شده است.»
3- إقبالالأعمال، ص٧٢؛ اللهشناسی، ج١، ص۶۲، به نقل از رسالۀ عشق و عقل، با قدری اختلاف.
4- معادشناسی، ج۵، ص۱۰۷، تعلیقه: «دعای أمیرالمؤمنین با شرح آن به قلم حاج ملّا محمّدجعفر کبودرآهنگی که در کتاب کوچک جیبی طبع شده است.»
🆔 @allame_tehrani
🔰صراط مستقيم يعنی جمع ميان ظاهر و باطن
عدّهاى كه به ظاهر پرداخته و از عباديّات و اعمال حسنه فقط به فعل قالبى اكتفا كنند و از مغز و جوهره به پوست قانع گردند چقدر از كعبهٔ مقصود دور و از جمال و لقاى او مهجورند.
و همچنين عدّهاى كه به معناى فقط گرويده و از اتيان اعمال حسنه و عبادات شرعيّه شانه خالى كنند چقدر از متن واقع كناره بوده، و از حقيقت به مجاز، و از واقع به تخيّل و توهّم قناعت كردهاند.
مگر نه آنست كه نور خدا در تمام مظاهر عالم امكان سارى و جارى است؟ پس چرا بدن را از عبادت معاف داريم و اين عالم جزئى را از تجلّى انوار الهيّه تعطيل نمائيم؟ و به الفاظِ وصول و لبّ و مغز و عبادت قلبى اكتفا كنيم؟
آيا اين عبادت فقط از يكسو نيست؟
أمّا النّمَطُ الأوسط و امّت وسط آن دستهاى هستند كه جمع بين ظاهر و باطن نموده و تمام درجات و مراتب وجودى خود را به عبادت و انقياد حضرت محبوب واداشته و در اين سفر ملكوتى تجهيز مىكنند.
ظاهر را عنوان باطن، و باطن را جان و حقيقت ظاهر نموده، و هر دو را با يكديگر چون شير و شكر بهم درآميختهاند؛ از ظاهر، مرادشان وصول به باطن، و باطن را بدون ظاهر هباءً منثوراً شمارند.
اللّهُمَّ نوّر ظاهرى بطاعتک، و باطنى بمحبّتک، و قلبى بمعرفتک، و روحى بمشاهدتک، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتک، يا ذا الجلال و الإكرام.(1)و(2)
📚 رسالهٔ لبّاللّباب، ص11
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- از جمله فقرات دعاى منسوب به اميرالمؤمنين عليهالسلام كه حاج مولى جعفر كبوترآهنگى آن را شرح كرده و در كتاب كوچک جيبى طبع شده است.
2- خداوندا ظاهرم را به طاعتت، و باطنم را به محبّتت، و قلبم را به شناختت، و روحم را به ديدارت، و سويدايم را به پيوستگى تامّ به حضرتت نور بخش، اى صاحب جلال و جمال.
🆔 @allame_tehrani
💫 غایت دین توحید است
غایت دین توحید است؛ و توحید صرف و خالص امری است بس عظیم، که بدون سالها مجاهده و تعبّد به نوامیس دینی و عبادت خالصانهٔ حضرت حق، و شهود وجدانی، و تقویت قوای ذهنی و تفکیری حاصل نمیشود.
📚 سرّالفتوح ناظر بر پرواز روح، ص۴۷
🆔 @allame_tehrani
💫 منزلگاه حقیقی انسان منزل تقویٰ است
🔰 تراوشات انسان متقی همه خیر و رحمت است
منزلگاه حقیقی انسان منزل تقویٰ است؛ یعنی حالتی که در آن انسان به جمیع شؤون انسانیّت رفتار نماید. و چون این ملکه حاصل گردد تراوشات از او همه خیرات و مبرّات عدالت و رحمت باشد، و اگر این ملکه پیدا نشود انسان در منزل حقیقی خود جای نگرفته و تراوشات او یا همه شرّ و ظلم بوده و یا توأم با شرّ و ظلم خواهد بود؛ برای آنکه افعال صادرۀ از بهائم (من حیث إنّها بهائم) از شهوت و غضب آثار انسان (من حیث إنّه انسان) نیست. بنابراین هر فردی که خود را اسیر آرزوها و آمال بنماید دیدۀ حقبین خود را کور کرده و از منزل حقیقی خود در مرتع بهائم جای گرفته است.
و کریمۀ شریفهٔ: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللّٰهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَ لَاتَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ﴾(۱) منزلگاه واقعی انسان را نشان میدهد و میگوید: ای مؤمنین! قبل از آنکه شما را مرگ دریابد سعی کنید که در منزل حقیقی خود که تقویٰ است وارد شوید و بهترین مقام از مقامات آن را حائز گردید، در این صورت حظّی وافر از حیات خواهید برد؛ و الّا موتْ شما را نارس و به منزل نرسیده در خواهد یافت و انسانی با درجه و رتبۀ حیوان و بهیمه از دنیا میروید.
📚 أنوارالملکوت، ج۱، ص۴۱
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- سورهٔ آلعمران (٣) آیهٔ ١٠٢: [ای کسانی که ایمان آوردهاید، تقوای خدا را آن طور که باید و شاید و سزاوار مقام تقوای اوست بجای آورید و مبادا مرگ شما را فراگیرد مگر آن که شما در درجۀ أعلای اسلام و تسلیم باشید!]
🆔 @allame_tehrani
🔴 مانع سیر و سلوک در ملکوت
▪️پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم):
حَرَامٌ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبٍ عُزِّیَ بِالشَّهَوَاتِ أَنْ يَجُولَ فِی مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ؛
بر هر دلی كه به شهوتها آرام گرفته باشد، حرام است كه در ملكوت آسمانها گردش كند.
📚 تنبیهالخواطر، ج۲، ص۱۲۲
🆔 @allame_tehrani
🔸گرايش تند و شديد به امور اعتباری، انسان را از عالم معنیٰ و حقيقت دور میكند
▪️پستترين عوالم، حكومت منطق حسّ است
ورود اعتباريّات در صحنۀ زندگی انسان پيوسته دائرۀ فعّاليّتهای او را در زوايای مختلفۀ زندگی توسعه داده است.
كارهای حقيقی انسان توأم با يک سلسله امور اعتباريّه گشته و امور مصلحتی برای حفظ آبرو و رسيدن به اميال نفسانی و شؤون موهومۀ زندگی و رياست و مرؤوسيّت و مالكيّت و مملوكيّت و حبّ جاه و حسّ تفاخر و حبّ تكاثر، موجب شده بنیآدم دست به يک سلسله فعّاليّتهای دامنهدار و وسيعی بزنند.
گرايش تند و شديد به اين امور اعتباری، طبعاً انسان را از عالم معنیٰ و حقيقت دور میكند و آنطور كه بايد و شايد نمیگذارد به مقصودش برسد.
مثلاً شخصی كه برای ادامهٔ زندگی خود احتياج به غذا دارد، اصل غذا كه متكفّل امر حياتی اوست بسيار ساده و راحت بدست میرسد، ولی مشكلاتی عجيب و غريب از امور اعتباريّه او را احاطه میكند؛ میگويد چه غذائی انتخاب كنم كه آبرويم نرود؛ رفيقم مرا در آن حال ببيند از من انتقاد نكند، يا ميهمانی كه به منزل میآيد از من خرده نگيرد. اينها يک رشته امور اعتباريّه است كه با آن امر حقيقی ممزوج شده و بالنّتيجه عمل، شامل هر دو گونه از دستيابی به واقع و لحاظ امر اعتباری میگردد.
و چه بسا هست كه كثرت توارد و تزاحم امور اعتباری به حدّی است كه آن امر واقع را بكلّی از بين میبرد و در كام خود هلاک میكند.
تمام اموری كه در دنيا برای انسان پيش میآيد يا انسان بدانها دست میزند از قبيل خريد و فروش، صلح، هبه، وكالت، اجاره، مزارعه، مساقاة، مضاربه، نكاح، طلاق؛ بر اساس اعتباراتی شديد متورّم میگردد بهطوریكه چه بسا انسان برای حفظ آنها خود را در كام مرگ میكشاند، و آن تورّمهای اعتباری و مصلحتانديشیهای موهوم را با جان عزيز خود معاوضه و مبادله نموده و در شطرنج روزگار به رايگان میبازد.
اين عالم اعتبارات، أسفلُ السّافلين است، يعنی پستترين عوالم از سرحدّ حقيقت و متن واقع. چون انسانی كه در مسير تكاملی خود بايد صددرصد وجودش را با حقائق تطبيق دهد، و در سير بهرهيابی از موادّ حقيقيّۀ عالم و وصول به واقعيّات در نردبان صعود به ترقّيات روزافزون نائل گردد؛ كارش در انحطاط به جائی میرسد كه تمام عمر خود و سرمايۀ وجودی خود را از عقل و علم و حيات و قدرت، صرف گفتگوی داستانهای خيالی و افسانهای زيد و عَمرو میكند و برای آبرو به يک سلسله آرزوهای دراز كه معلوم نيست به آنها میرسد يا نمیرسد، دلبستگی پيدا میكند.
و برای وصول و كاميابی به آن منويّات و آرزوهای خياليّه دست به فعّاليّتهای تند میزند، و بالنّتيجه ميوۀ عمرش نارسيده و با دست تهی و از ثمرات حيات بهرهمند نگشته از دنيا میرود، و با حال انكسار و فتور بدين عمر گذشته مینگرد، حسرت و ندامت سراپای او را فرا میگيرد؛ چون در مقابل عمر ضايع شده و طومار درهم پيچيده و بانگ رحيل چه میتوان كرد؟!
📚 معادشناسی، ج1، ص19
🆔 @allame_tehrani
🔰 دين تنظيم كنندۀ روابط ميان امور حقيقی و اعتباری است
دين از طرف پروردگار آمده است تا سلسلۀ اعتباريّات انسان را در حدودی كه برای انسان منفعت دارد و مانع از ترقّی و تكامل او نمیگردد مشخّص و معيّن كند. بسياری از آنها را كه به درد او نمیخورد بلكه او را به جهنّم میكشد از دست او بگيرد و يک رشته دستوراتی كه انسان را به عالم هستی و حيات میرساند به او تعليم كند.
📚 معادشناسی، ج1، ص21
📍مشاهدهٔ متن کامل:👇
eitaa.com/allame_tehrani/4358
🆔 @allame_tehrani