eitaa logo
💓💓مــــُـــــحَنــــــــــــّٰٓــــــــــا💓💓
2.2هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
8.5هزار ویدیو
491 فایل
فعلا مادر شش فرزند، مشاور، حافظ نیم قرآن، مربی نویسنده، مسیول خوابگاه دختران، اینجاباهم از زندگی، به حیات می‌رسیم استفاده از مطالب کانال بلااستثنا آزاد است. https://harfeto.timefriend.net/173774543300 https://eitaa.com/joinchat/1763180548Cdca1fa9741
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸ـبِـ‌سمِـ‌الله‌الࢪحمــݩِ‌الࢪحیـمـ🌸🍃 📚🎁 🎁📚 💠 بمناسبت ولادت (ع)💠 📙کتاب انسان ۲۵۰ ساله📙 📖 بخش زندگانی امام رضا علیه السلام 🎁 به قید قرعه به 8⃣ نفر از برگزیدگان جوایز نفیسی اهدا میگردد. 💢 فایل pdf متن کتاب و سوالات را از طریق لینک 👇زیر👇 دریافت نمایید: 🆔https://eitaa.com/namayandegi_jahad_khz/2375 📲 پاسخ صحیح را به صورت یک عدد هشت رقمی همراه با نام و نام خانوادگی به آیدی @Emamreza250 در نرم افزار ایتا ارسال نمایید. ⏱مهلت ارسال پاسخنامه تا پنجشنبه 1⃣1⃣ خرداد ماه 2⃣0⃣4⃣1⃣ میباشد. ╭─┅─🍃🌸🍃─┅─╮ پایگاه اطلاع رسانی حوزه نمایندگی ولی فقیه در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان https://eitaa.com/namayandegi_jahad_khz ╰─┅─🍃🌸🍃─┅─╯
9.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥توضیحات حسین طاهری در مورد حواشی جلسه ورزشگاه حیدریان قم همانطور که گفتیم.. قضاوت درباره چند ثانیه از یک مجلس پربار، در فضای مجازی، فقط و فقط به خاطر اهمال و کم‌کاری جبهه انقلاب هست ... متاسفانه جریان مذهبی... @almohanaa
20.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 استاد : سرکار خانم دکترناهید طیبی 🔸 موضوع : زن در گفتمان قرآنی(۲) @almohanaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 جواب کسانی که تا بحث حجاب میشه یاد بقیه مشکلات میفتن!! ‌‌‌‌‌ @almohanaa
بسم الله ❤️قصه‌ی عشق❤️ کتابخوان‌ترهامان، قصه‌ی شیرین و فرهاد و خسرو وشیرین را خوب از برکرده‌اند. عشق‌هایی که فرجامی غیر از وصال داشت. عشق‌هایی اساطیری که همین بی‌وصال بودنشان، جلوه‌ی اهورایی هم به آنها داده بودـ در گذرزمان و تلاقی فرهنگی، اگر نگوییم شبیخون، عشق از معنای اساطیری و اهوراییش، تغییر و تحول پیدا کرد. دیگر خسرو وشیرین یا حتی لیلی و مجنون، الگوی عشق نبودند، شاید چون وصالی نداشتند. عشق، دیگر یک رابطه‌ی پاک و اهورایی نبود، جلوه می‌کرد در میان دست اویزی به معشوق و نگاه و جلوه‌گریهای معشوق.. کمی گذشت و در ادبیات کوچه وبازار، عشق، جای هرواژه‌ای نشست که رنگی از علاقه داشت رنگی از محبت. جای هرواژه و رنگ و اثر و حرکتی که می‌شد ربطش داد به تپش پرتلاطم قلب، به خیزش خون بر سر گونه تا قرمزی گونه‌ها، حرکتی که بشود به لرزش دست، به زمزمه محبت، به یادآوری لحظه‌های نفس‌گیر پرتپش ربطش داد. دخترانه ترش شاید بشود همین حسی که پر می‌کند ادم را ازخنده، از شادی، از تپش، از رویش... تااینجا را همه می‌دانند و کم و بیش تجربه کرده اند اما نگاهی به سبک زندگی آدم حسابی‌ها، ادم‌هایی که در تلاطم و بی‌رحمی زمان، دست از یارجدا نکرده و هردم، دلشان به یاد دیگری نلرزیده، پرده از مطلب دیگیری برمی‌دارد. دستمان را می‌گیرد و می‌بردمان سر ظهر تلخ آسمانی شدن یار زمینی علامه جوادی املی، می‌برد کنار همان اتاق کوچک علامه حسن زاده که ارامگاه ابدیشان را نیز در کنار آرامگاه ابدی همسرشان برگزیده بودند. کناراشکهای پیرمردی که داستان فوت همسرش را در زندگی پس اززندگی با اشک، تعریف می‌کرد. می برد کنار چروکهای نه چندان ریز صورت زوجهایی که قریب چهل یا سی سال از زندگیشان را تلخ و شیرین کنار هم سپری کرده‌اند. همان زوج‌هایی که وقتی اسم یارشان می‌اید، بی انکه تپش قلب بگیرند، آن قدر با احترام از او یاد می کنند که احدی جرات بدگویی نداشته باشد. همان‌ها که درخلوت تنهایی‌هایشان، فکر جا دادن کسی حتی فرزندانشان را همطراز یارشان نمی‌کنند. همان‌ها که خیلی راحت پس زمینه گوش‌یهایشان عکس یارشان است و نغمه عاشقیشان گوش فلک را کر نکرده، اطواری نریخته‌اند و شعری نسراییده‌اند و برهیچ کوسی نزده‌اند به جز عزت و اقتدار ومحبت یارشان. میان رشته محبت اینها، خیلی بیش از انکه پر باشد از ادا و اطوار، از تپش و هدیه وکادو و ولنتاین، از بدبینی و ترس و واهمه، پر است از اعتماد دو طرفه، از احترامی که نزد هیچ محرمی، کم نمیشود، به جای قلمبه، های عشق و عاشقی، پر است از ذره ذره زنجیرهای علاقه که زیر سایه آن ان اعتماد و محبت شکل گرفته. برای همین است که بی خیال سر وصدا و کوسهای تو خالی عاشقانه، گوشه‌ای بی سر وصدا عشق می ورزند، زندگی می کنند، در کنارهم می خندند و می گریند و باهم حیات را ترجمه می‌کنند. برای همین است که طلاق بیش و پیش از انکه عرش را بلرزاند، چهارستون تنشان را می لرزاند چون زندکی از نظر انها پیمان محکمی است که پیش از انکه با هم بسته باشند با خدا بسته‌اند. این وسطها اگر دلگیری هم پیش بیاید، اگر ناکامی هم رخ دهد، اگر دنیا به حکم دنیا بودن، روی سختش را هم به انها نشان دهد، با همان ذره ذره محبت که مثل دانه‌های زنجیر، محکم و باحوصله، درهم فرو رفته، وسط می‌آید و مثل طناب نجاتی، هردوسر این رابطه‌ی پیچیده اما عاری از بازیگری را از پرتگاه ناامیدی و طلاق، نجات می‌دهد. گاهی چقدر دلم می‌خواهد سرم را از پنجره بیرون بیاورم و برای جوانها، فریاد بزنم بازیتان داده‌اند عشق، ان چیزی نیست که یادتان داده‌اند. عشق هیمن دلدادگی توامان احترام و عزت و پایمردی است. @almohanaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا