eitaa logo
المرسلات
10.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
589 ویدیو
41 فایل
🌐المرسلات، از مقدمات تا اجتهاد 📌تبیین دیدگاه های امام، رهبری، علامه طباطبایی، شهید مطهری 🔰آثار و دروس استاد علی فرحانی 📌آموزش دروس حوزوی 📞 ارتباط با ادمین: @admin_morsalat
مشاهده در ایتا
دانلود
242-99.11.21.mp3
32.94M
استاد علی فرحانی ۹۹/۱۱/21 @majazi_almorsalaat
المرسلات
#مناهج استاد علی فرحانی ۹۹/۱۱/21 @majazi_almorsalaat
🔰دلالت حدیث رفع (دلیل برائت شرعی) بر اجزاء در جلسه درس مناهج امروز بحث به بررسی دلالت حدیث رفع بر اجزاء رسید. گفته اند اشکالی که در این حدیث وجود دارد این است که لسان آن رفع نجاست است و با لسان اصالت الحل و الطهاره که اثبات است، تفاوت دارد. لذا در آصالت الحل و الطهاره، اجزاء قابل تصویر است، اما در این جا جعل جزئیت و شرطیت وجود ندارد که بخواهیم همانند آنجا حکومت و توسعه اجزاء و شرایط را ایجاد کنیم. استاد قبل از بیان پاسخ امام در این جلسه دو نکته را به عنوان مقدمه بیان کردند. 1- شاید کسانی که این اشکال را بیان کرده اند، نگاهشان این بوده است که چون جزئیت و شرطیت از احکام وضعی است و در احکام وضعی طبق مبنای شیخ جعل مستقیم نداریم، بلکه باید بتوانیم یک حکم تکلیفی داشته باشیم و سپس از حکم تکلیفی حکم وضعی را انتزاع کنیم، در اینجا چون لسان آن نفی است، نمی توانیم حکم تکلیفی و سپس حکم وضعی داشته باشیم. 2- در بحث اجزاء و شرایط (که در عین حال که درصد بالایی از مباحث فقه و اصول را شامل می شود، اما مظلوم است و بای مستقلی برای آن در اصول نداریم) همینطور که امام (ره) در کتاب الاستصحاب در بحث مقتضی و مانع و ... تبیین کرده اند، عقلا بین لسان نفی و اثبات تفاوتی قائل نمی شوند و این ها را به هم بر می گردانند. برای آنها جعل طهارت و نفی نجاست، یک معنا و مفهوم را دارد. با این مقدمه انشالله در جلسه آینده وارد در پاسخ به اشکال خواهیم شد. @almorsalaat
mazloomiate-adelle-ajza-v-sharayet-dar-osul.mp3
1.23M
🌀|مظلومیت بحث اجزاء و شرائط در علم اصول 🎙استاد علی فرحانی 🔸متاسفانه با این وجود که بخش معظمی از مباحث فقهی و اصولی مربوط به ادله اجزاء و شرائط است، اما چون این مباحث باب مستقلی در علم اصوال ندارد و در مباحث مختلف مثل صحیح و اعم، مقدمه واجب، اقل و اکثر و ... پخش شده است، به خوبی به آن پرداخته نمی شود. 🔸برخی از نام گذاری های ابواب علم اصول (مانند عنوان مقدمه واجب، جامع و ...) که به اجزاء و شرائط می پردازند نیز رهزن شده اند و سبب شده است که برخی، بابی مثل مقدمه واجب را که به تفصیل به مسئله اجزاء و شرائط پرداخته است را زائد و ناکارآمد بدانند. @almorsalaat
المرسلات
#لاضرر استاد علی فرحانی ۹۹/۱۱/۲۰ @majazi_almorsalaat
به تعبیر استاد، اهمیت و جایگاه تفکیک شئون پیامبر و به تبع آن تفکیک احکام، همانند اصالت وجود در فلسفه است. صدرا با اثبات اصالت الوجود، تاریخ فلسفه را به قبل از اصالت وجود و بعد از آن تقسیم کرد و این مسئله بر همه مسائل فلسفی اثر گذار است. تفکیک شئون پیامبر به: مبلّغ، قاضی و سلطان و به تبع تقسیم احکام ایشان به تبلیغی (ارشادی)، قضائی و حکومتی، چنین جایگاهی در فقه دارد به گونه ای که قبل از بررسی هر حکم فقهی و اسلامی، ابتدا باید مشخص کنیم که این حکم از کدام دسته است. این نگاه، از مبانی مهم حضرت امام (ره) در نظریه ولایت فقیه است. استاد در انتهای این جلسه برخی ثمرات آن را مثل تأثیر بر مسئله بیان کردند. بشنوید. @almorsalaat
♨️|شخصيت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقاً و انصافاً پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. 🔰رهبر معظم انقلاب 68/3/17 🌀شخصيت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقاً و انصافاً پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. او وديعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏ديد، عظمت بزرگان دين را باور مى‏كرد. ما نمى‏توانيم عظمت پيامبر (ص)، امير المؤمنين (ع)، سيّدالشّهداء (ع)، امام صادق (ع) و بقيه‏ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچك‏تر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگ‏مردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مى‏ديد شخصيتى باعظمت امام عزيزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ايمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنايى به زخارف دنيا، تقوا و ورع و خداترسى و عبوديت مخلصانه براى خدا، دست‏نيافتنى است، و مشاهده مى‏كرد كه همين شخصيت عظيم، چگونه در برابر آن خورشيدهاى فروزان آسمان ولايت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مى‏كند و خودش را در مقابل آن‏ها ذره‏يى به حساب مى‏آورد، آن‏وقت انسان مى‏فهميد كه پيامبران و اولياى معصومين (ع) چقدر بزرگ بودند. @almorsalaat
🇮🇷امروز نیز همه ما با ماشین و موتور و پیاده و سالروز انقلابمان را جشن گرفتیم. @almorsalaat
🔰غلظت طریقه و مخالفت با وجاده ♨️ذكر حمدويه بن نصير، أن أيوب بن نوح، دفع اليه دفترا فيه أحاديث محمد بن سنان، فقال لنا: ان شئتم أن تكتبوا ذلك فافعلوا، فاني كتبت عن محمد ابن سنان و لكن لا أروي لكم أنا عنه شيئا، فانه قال قبل موته: كلما حدثتكم به لم يكن لي سماع و لا رواية انما وجدته. 📚رجال الکشّی ج2 ص796 پ.ن: از دوران آقا امام رضا علیه السلام که تکثیر کتابت احادیث اهل بیت رونق گرفت و از طرفی آقا امام رضا علیه السلام نسبت به وجود وضّاعین و جاعلین تذکر داد، روات و اصحاب اهل بیت سخت گیری های شدیدی نسبت به نقل حدیث در پیش گرفتند. این سخت گیری تا جایی پیش رفت که اگر حدیثی را در کتابی که انتساب آن کتاب به صاحبش هم معلوم بود، می یافتند، به صرف وجود حدیث اکتفا نمی کردند و حتما باید آن حدیث را بی واسطه یا با واسطه از صاحب کتاب می شنیدند. این طریق موسوم به شد. در این نگاه احادیث ای معتبر نیست. در تفصیل این مطلب به مقدمات کتاب حدائق محدث بحرانی و همچنین دلیل اول عقل بر حجیت خبرواحد از کتاب رسائل مراجعه کنید‌ فایده این مطلب این است که اگر نتوانیم طریق وجاده را نیز معتبر کنیم، بخش عمده ای از روایات و برخی دیگر از کتب روایی مثل آثار بی اعتبار خواهد بود. ✍محسن ابراهیمی @rooz_fiq
🌀| جزوه تبیینی بیانات رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان و پدافند نیروی هوایی ارتش ۹۹/۱۱/۱۹ farsi.khamenei.ir/news-content?id=47320 @Khamenei_ir @almorsalaat
024-emamavallamemaarefrabahefzemaratebnashrdadand@almorsalat.mp3
1.04M
🔉| تبیین معارف توحیدی به دست حضرت امام و علامه طباطبایی 🎙استاد علی فرحانی ◽️همانطور که آیت الله پهلوانی می فرمایند بعد از گذشت مدت ها از مخفی بودن معارف توحیدی، برای اولین بار این معارف آن هم با حفظ مراتب توسط حضرت امام و علامه طباطبایی منکشف شدند. ◽️شاهد عینی این مطلب، تفسیر سوره حمد حضرت امام است که به علت رشد سطح جامعه در خلال مباحث، معارفی عمیق و دقائقی فلسفی را برای عامه تبیین می کنند. @almorsalaat
📝یادداشت| تفاوت اطلاق در دستگاه اصولی حضرت امام با دیگر مبانی 📌بر اساس دروس استاد علی فرحانی ◽️اصولیین در بدو باب عام و خاص و نیز مطلق و مقید همانند بسیاری از مباحث اصولی و فقهی دیگر؛ برای کنار گذاشتن اشکالاتی که به تعریف وارد است؛ تعریف را تعریفی لفظی معرفی می کنند. ◽️درواقع شروط باب تعریف در منطق متفرع بر بحث کلیات خمس و ماهیت است پس تعریف منطقی تعریف حقائق است و تمام شروط آن در وادی اعتباریات جریان ندارد. ◽️اما در تعریف عام و خاص دو سیستم وجود دارد که این تفکیک به خاطر حل رابطه این بحث با مبحث اطلاق صورت میگیرد: 1⃣عام وخاص از مدالیل تصوری باب الفاظ اند و تعریف شان تصوری است. 2⃣عام وخاص از مدالیل تصدیقیه باب الفاظ اند و تعریف شان تصدیقی است. ◽️طبق تعریف اول الفاظ عام به تبادر محرز شده و مبتنی بر تبادر به سه قسم شمولی و بدلی و مجموعی تقسیم میشوند اما طبق تعریف دوم به وسیله مقدمات حکمت و در ظرف تصدیق شمول الحکم لجمیع افراده معنا پیدا کرده و اقسام عام هم در همین فضا شکل میگیرند. ◽️مرحوم آخوند قائل اند تعریف صحیح همان تعریف دوم است زیرا: موطن وضع ، موطن مفردات و کلمات است در حالی که عمومیت مستفاد از ادات عموم بدون در نظر گرفتن مدخول آنها به دست نمی آید و می بایست مدخول آنها نیز لحاظ شود. حال با توجه به اینکه ظرف لحاظ مدخول همان ظرف تعدد دال و مدلول و موطن تصدیق و حکم است عام و مطلق را باید تصدیقی معنا کرد و تعریف تصوری را باید کنار گذاشت. ◽️اما مساله اساسی کیفیت تفکیک اطلاق از عموم است، آخوند هم در جواب می فرمایند اگر چه هم اطلاق و هم عموم مستفاد از مقدمات حکمت باشند اما این نحوه دلالت است که تفاوت کرده و موجب تفکیک اطلاق از عموم میشود. ◽️مرحوم مظفر هم در ابتدای باب مطلق در تفکیک بین این دو، سه حالت را بیان می کنند؛ در ابتدا مطلق را «ما دل علی شائع فی جنسه» تعریف کرده و ملاک آن را شیوع افرادی می دانند. اما بعد می فرمایند مطلق تنها شیوع احوالی است و نه شیوع افرادی بلکه شیوع افرادی عام است؛ در ادامه نیز ملاک جدیدی می دهند مبتنی بر اینکه مطلق اعم از شیوع افرادی و احوالی است و بر این اساس عموم افرادی مستفاد از عام نیز مطلق است. ◽️از این رو برخی عبارات ایشان ملاک تفکیک عام از مطلق را شیوع احوالی می داند، البته در این صورت تعریف مطلق به « ما دل علی شائع فی جنسه » صحیح نیست و برخی عبارات دیگر ملاک را مقدمات حکمت می داند که البته هر یک از این ملاکات نتائجی بس متفاوت دارد. ◽️جالب اینکه ایشان در انتهاء حرفی قریب به مبنای حضرت امام را بیان کرده و مطلق را از فضای وضع و استعمال و به طور کلی از فضای لفظ خارج می کنند اما متاسفانه تا آخر بر این توضیح باقی نمی مانند بلکه 6 صفحه بر سر اعتبارات ماهیت و موضوع له الفاظ مطلق بحث کرده که اصلا با مبنای اخیر ایشان سازگاری ندارد. ◽️اما برای اولین بار مرحوم امام به این مساله خاتمه داده و با طرح معنای صحیح اطلاق، تفاوت آن با عام را مشخص می کنند. ◽️امام قائل اند اطلاق یعنی تمام الموضوع للحکم و در مقابلش مقید یعنی جزء الموضوع للحکم است. اما عموم یعنی شمول مصادیق. ◽️در واقع اطلاق داشتن یا نداشتن اصلا ربطی به شمول مصادیق ندارد بلکه همین که موضوع قضیه صادر شده از مولا، تمام للحکم باشد اطلاق شکل می گیرد حال چه تک مصداقی باشد چه شمول داشته باشد و اطلاق هیچ دلالتی بر شمولیت و عمومیت لفظی ندارد.بر این اساس شمول اطلاق ربطی به باب ظواهر ندارد بلکه مولود حکم عقل آن هم در وادی امتثال است و به طور کلی از مقام لفظ و دلالت لفظی اجنبی است. ◽️بر این اساس تقسیم عام به استغراقی و مجموعی و بدلی در اطلاق قابل تصور نیست چه اینکه در اطلاق اصلا حکم بر افراد بار نمیشود و چیزی به نام « الفاظ مطلق» وجود ندارد و اینکه قدماء مقسم عام و مطلق را شمول لفظی دانسته و تنها اختلاف را در کیفیت دلالت می دانسته اند قابل تصور نیست. ◽️به عبارت دقیق تر موضوع اطلاق لفظ نیست بلکه فاعل حکیم است. یعنی چون شارع حکیم است اگر بخواهد تکلیف مکلف را بیان کند بر او واجب است تمام الموضوع- هر آنچه دخیل در حکم است- را بیان کند تا مکلف در وادی امتثال دچار مشکل نشود. در این صورت اصل در کلام مولا اطلاق است و علاوه بر آن، اصاله الاطلاق تمام مباحث الفاظ را پوشش می دهد. ◽️در نتیجه اطلاق و تقیید اوصاف حکم اند و نه موضوع. یعنی این حکم است که نسبت به قیدی در موضوع خود مطلق می باشد و یا نسبت به آن قید مقید است به صورتی که اگر قید ذکر نشود حکم مرتفع میشود. ♨️ غرض این است اطلاق در دیدگاه امام با دیگر مبانی فرسنگ ها فاصله داشته و در میان اصولیین سابقه نداشته است و ابدا آنچه گفته شد صرفا یک نزاع لفظی نیست. ✍احسان چینی پرداز @almorsalaat