حتی قابل اعتماد ترین فرد هم میتونه دروغ بگه.
حتی بهترین دوستت هم میتونه تغییر کنه.
حتی شیرین ترین عشق هم میتونه تموم بشه.
حتی اونیکه بیشتر از همه دوسش داری هم میتونه بره.
شاید فکر کردن و پذیرفتنش سخت باشه اما کسی که با این کنار بیاد و درکش کنه، زندگی رو برده.
بارها خاستم بهت پیام بدم حالتو بپرسم
بهت بگم ک دلم خیلی برات تنگ شده
بگم ک این دیوونه همش بهونتو میگیره
اما هربار ترسیدم
ترسیدم از این ک دیگه مثل قبل نباشیم
شاید دیگه مثل قبل عشقی وجود نداشته باشه
شاید فراموشی درکار باشه
ترسیدم،ترسیدم از اینکه شاید مزاحم کسی باشم ک دلم فقط میخاد با اون حرف بزنم
یه جمله خوندم عجیب عمیق بود:
آدم سّمی بی توجه به کُنش خودش، تورو به خاطرِ واکنشی که در برابر کُنشش داشتی، محکوم میکنه!
من اینجوریم که وقتی یکیو خیلی دوست دارم اینقدر زود ازش ناراحت میشم که خودمم باورم نمیشه، حتی شاید طرف کاری نکنه ولی همین که دیر سین بزنه یا کم محلی کنه ناراحت و عصبی میشم، راس میگن وقتی یکیو خیلی دوس داری سر کوچیکترین چیزا هم ازش ناراحت میشی..
همین که تو دوسم داشته باشی، کنارم باشی، باهم بخندیم و حرف بزنیم، حالمون کنار همدیگه خوب باشه کافیه، دیگه بقیه مهم نیستن.
من بر خلاف ظاهرم که با خیلیا حرف میزنم و شوخ طبع و مهربونم ۹۹ درصد آدمای اطرافم برام اصلا مهم نیستن ولی اون یه درصدی که دوسشون دارمو تیکه های قلبمن و با هیچی عوضشون نمیکنم..
وقتی کسی حرف از رفتن می زند
مدت هاست رفته.
فقط میخواهد مطمئن شود،
چیزی از خودش در شما جا نگذاشته باشد؛
کمک کن چمدانش را ببندد و برود!