اربعین 1403 و یاد #آقا_سعید
#سردار_دلاور_لشگر_10
#آقا_سعید_ادیبی
#طلوع_1339
#عروج_1398
چند سالی بود که ردای نوکری و خادمی میهمانان #امام_هادی و #امام_عسگری علیهم السلام رو بدوش انداخته بود.
#ایام_اربعین با همه ی وجودش ، دربست در خدمت زائرانی بود که شب هنگام در #سامرا بیتوته میکردند ومیهمان سرداب حضرت صاحب علیه السلام بودند.
سر از پا نمیشناخت و با همه ی مشقاتی که داشت سعی میکرد حق مهمان نوازی رو ادا کنه.
آقا سعید ادیبی مسوول موکب رزمندگان لشگر 10 سیدالشهداء(ع) در سامرا بود
حق این است که در اربعین یادش کنیم
به روح پر فتوحش یک #یا_حسین
@alvaresnchannel
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷
#اربعین_1403
به یاد شهدایی که با خونشون #زیارت_اربعین رو به ما هدیه دادند
#شهید_سید_جمال_قریشی
آخرین باری که سید رو در حال خوندن دیدم با بچه های گردان حضرت علی اکبر علیه السلام میرفتند تا بلند ترین قله قلاویزان رو فتح کنند....
سید مقابل ستون گردان داشت این نوحه رو میخوند...
ای حسین جان ما فدای تو....
روز وشب نالیم در عزای تو.....
حسین جان حسین جان
مرحله آخر عملیات کربلای یک بود و بایستی بلند ترین ارتفاع قلاویزان یعنی قله 223 که مشرف به دشت زرباطیه وبدره عراق بود فتح میشد تا منطقه تثبیت بشه...
سحرگاه روز17 تیرماه 65 بود که گردان حضرت علی اکبر علیه السلام برای فتح قله 223 به دل دشمن زد و سید جمال قریشی در این حمله از نزدیک ترین نقطه مرزبه حرم اربابش امام حسین علیه السلام به آسمان پرکشید...
و این گونه سید جمال قریشی مزد اخلاصش رو گرفت.
حالا که از #مرز_مهران کربلا میروی و از پل زائر میگذری قله های قلاویزان مثل یک دیواره ای چشم نوازی میکند سید برای باز کردن مسیر کربلا از میان این قله های بلند به معراج پرواز کرد...
راوی:جعفرطهماسبی
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#اربعین_1403
#آخرین_اربعین_حاج_قاسم...
✅سردار شهید حاج قاسم اصغری
جانشین تخریب لشگر10 سیدالشهداء(ع)
با شهید #رسول_فیروزبخت تصمیم گرفتیم که مراسم #روز_اربعین رو در #مقر_الوارثین با شکوه برگزار کنیم
با همفکری که با دوستان داشتیم قرار شد که بچه ها بعد از خواندن زیارت اربعین در حسینیه الوارثین(مقر رزمندگان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداءعلیه السلام در فکه) ، مسیر حسینیه تا گلزار شهدای الوارثین را به صورت دسته عزاداری سینه زنی کنند و نهار رو در حسینه همه بچه ها سر یک سفره باشند و اون روز نهار در چادرها توزیع نشه.
صبح روز قبل از اربعین تازه از صبحگاه اومده بودیم که از بلند گوی مقر یک تعداد اسم خونده شد و تاکید داشتند که برادرها وسایلشون رو جمع کنند و آماده برای ماموریت جدید باشند . این خبر و رفتن بچه ها که تعدادشون به ۳۰ نفر میرسید برنامه اربعین رو به هم میزد. حدود ۱۰ صبح بود که شهید حاج قاسم اصغری جانشین گردان تخریب ل۱۰ با ماشین وارد مقر گردان شد . من و شهید رسول فیروزبخت دم در حسینیه ایستاده بودیم . به رسول گفتم به حاج قاسم بگو رفتن بچه ها رو به عقب بیاندازه و برنامه اربعین رو خراب نکنه. رسول گفت خودت بگو ، من با حاج قاسم رودربایستی دارم . تو بگی حرفت شهید نمیشه. حاج قاسم از جهت روحی حرفش یک کلام بود وقتی میگفت باید بشه دیگه کوتاه نمی اومد. گفتم من با حاجی صحبت میکنم و به بهانه اینکه حاجی موهای سرت بلند شده باید موهات رو کوتاه کنی رفتم ماشین سلمونی دستی ام رو برداشتم و رفتم سراغش و یک گوشه چند تا بلوک سیمانی روی هم چیدم و ماشین سلمونی رو توی موهاش گذاشتم.
حاجی خیلی موهاش پرپشت بود و ماشین داخل موهاش گیر میکرد و گاهی هم یک ناله آخی میزد. سر صحبت رو باز کردم و گفتم حاجی قراره بچه ها رو کجا ببری ؟ و بعد از کلی صغری و کبری گفتم برای روز اربعین امام حسین(ع) برنامه عزاداری داریم و رفتن بچه ها مراسم ما رو از رونق می اندازه . حاجی اسم امام حسین علیه السلام که اومد متقاعد شد که برنامه رفتن رو عقب بیاندازه و قرار شد فردای اربعین بچه ها به طرف سردشت حرکت کنند.
این آخرین اربعین حاج رسول و حاج قاسم در این دنیا بود.
روز اربعین بعد از نماز صبح دیگه بچه ها صبحگاه نرفتند و آماده شدند برای دسته عزاداری روز اربعین. وانت گردان رو دو تا بوق بلند گو روش سوار کردیم و اطراف گلزار شهدا و مزار یادبودها پرچم ها نصب شد و کاسه ای گل از تربت امام حسین علیه السلام فراهم شد و عزاداری اربعین همانطور که پیش بینی شده بود انجام گرفت. بچه ها با پای برهنه و بر سینه و سر زنان مسیر حسینیه تا گلزار شهدا را پیمودند و من هم میکرفون به دست جلوی اونها حرکت میکردم و نوحه ای که میخوندم این بود که ..
یک اربعین از روز عاشورا گذشته...
صد اربعین بر زینب (س) کبری گذشته....
آنچه که تعجب بر انگیز بود ضجه و ناله شهید حاج قاسم اصغری در این مراسم بود او از خود بیخود شده بود . انگار نه انگار که فرمانده گردان است و باید مقابل نیروهاش مراعات کند...
✅ شهید حاج قاسم اصغری و شهید حاج رسول فیروزبخت ۲۰ روز بعد در روز ۹ ربیع الاول و در روز امامت حضرت ولی عصر(ع) در پاکسازی میادین مین منطقه سردشت با انفجار مین والمری هر دو به شهادت رسیدند
راوی:جعفرطهماسبی
🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷@alvaresinchannel
#اربعین_1403
شهدایی که #روز_اربعین پیدا شدند
شهدای تخریبچی
🔶شهید حسن پردازی مقدم
🔶شهید سعید صدیق
شهادت : عملیات کربلای 2
محل شهادت : حاج عمران
10 شهریور 1365
و انتقال پیکر به پشت جبهه 3 آبان 65
مصادف با #روز_اربعین_سیدالشهداء(ع)
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#اربعین_1403
جستجوی نور
تفحص و انتقال پیکر دو شهید تخریبچی لشگر10
#شهید_حسن_پردازی_مقدم
#شهید_سعید_صدیق
✍️✍️✍️✍️✍️به روایت :
✅حاج حسین روشنی فرمانده اطلاعات عملیات لشگر10
شب سوم فرا رسید و برادران از شیب ارتفاع "کدو" سرازیر شدند و من شب سوم هم بی صبرانه منتظر آمدنشون در سنگر ماندم.
هنوز هوا کاملا روشن نشده بود که تعدادی از برادران ارتشی به سراغم آمدند مسولیت پدافند از خط با ارتش بود و برای اونها هم مهم شده بود که ببینند نتیجه آخرین تلاش تیم تفحص چه میشود. اما برادران این بار با دست پر آمدند. و پیکر مطهر هر دو شهید بر روی دستانشان بود و صورتهاشان از خوشحالی برق میزد. وقتی پیکر شهدا را به بالای "ارتفاع کدو" رساندند به سجده افتادند و دوست داشتن از معجزه پیدا شدن پیکر شهدا برای ما بگویند. و آن روز اینگونه روایت کردند " شب آخر هم مثل شبهای قبل تمام دره را گشتیم ولی باز شهید ی نمایان نشد . قبل از بالا آمدن آفتاب و روشن شدن هوا باید به عقب برمیگشتیم . در مسیر برگشت دلشکسته ورنجور از کنار بوته ها ودرختان عبور میکردیم و نگاه هایمان به هرطرف خیره میشد تا شاید نشانه ای ما را به سمت خود بکشد. که یکدفعه شهید عیسی کره ای که مسوول گروه بود به حالت التماس گفت : برادران !!!!!! صدایی ما را به سوی خود میخواند شما هم میشنوید. اول دوستان توجهی نمیکنند و وقتی سماجت #شهید_کره_ای را میبینند به سمتی که او اشاره میکرد میروند و منظره ای میبینند که به معجزه شبیه است.و ناباورانه با پیکر هر دو شهید مواجه شدند. هر دو شهید داخل دو برانکارد در کنار هم در زیر یک درخت قرار داشتند و حالا پس از گذشت بیش از ۵۰ روز از شهادت با تابش آفتاب جسمشان سبک شده بود آن دو شهید ( #شهید_حسن_مقدم و #سعید_صدیق)را روی یک برانکارد محکم بسته و بر روی دوش خود به بالای ارتفاع حمل کردند .
🟢 این بود حکایت دو شهیدی که خود را نمایان کردند وصدایی که شهید عیسی کره ای شنید که او را به سوی خود خواندند.
عیسی کره ای درست دو ماه بعد از تفحص این دو شهید در تاریخ 4 دیماه 65 در عملیات کربلای 4 با ترکش خمپاره دشمن به معراج رفت.
🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷@alvaresinchannel
55.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اربعین_۱۴۰۳
کربلا المقدسه
✅زیارت اربعین
به نیابت از شهدا
یاد همه اونهایی که به سیدالشهداء(ع) پیوستند گرامیباد
@alvaresinchannel
تیمی که به عمق دشمن برای #شناسایی نفوذ کرد و هرگز برنگشت.
✅ به روایت
#سردار_شهید_حاج_احمد_عراقی
فرمانده اطلاعات عملیات لشگر 10
🔶 هجدهم مرداد ماه سال 65 بود که به ما ماموریت شناسایی در منطقه پیرانشهرابلاغ شد .
رزمندگان لشگربعد از یک ماه درگیری و ماموریت های سخت در عملیات کربلای یک اجازه مرخصی پیدا کرده بودند و در تهران روزگار میگذروند.
بعد از ابلاغ ماموریت مجبور بودیم چند روزی صبر کنیم تابچه ها از مرخصی برگردند.
بعد از اومدن بچه ها به منطقه اولین اقدامی که کردیم سنگر دیدبانی در منطقه مورد شناسایی مشخص کرده و تعدادی از بچه های اطلاعات را برای دیدگاه و نظارت بر تحرکات دشمن به کارگرفتیم
و بلافاصله پس از كار ديدگاه بچه ها را برای شناسایی مواضع و موانع دشمن اعزام شدند
اواسط ماه ذيالحجه بود و به دليل کامل بودن نور ماه در آسمان تا حدودي كار بچه های شناسایی رو سخت میکرد البته تا حوالي مواضع دشمن مشکلی نبود ولي چون از آنجا به بعد بچه های شناسایی برای دیده نشدن توسط دشمن نیاز به تاريكي محض داشتند نگرانی بوجود می آمد
ما چهار تيم سه يا چهار نفره را از چهار نقطه براي منطقه دشمن رها میكرديم كه دو تا از آنها منطقه را شناسايي كردند و دو تيم ديگر هم مسيري را به عنوان راه كار انتخاب کنند
الحمدلله تا حد زيادي موفق بوديم چون در شبهايي كه نور ماه مناسب شد. نيروهاي گشتي ظرف يك يا دو شب مواضع و موانع دشمن را كور كرده و به عمق دشمن و جادههاي مواصلاتي برای شناسایی رسیدند
چون بعضي جاهاي منطقه صعبالعبور و كوهستاني بود با نيروهاي اطلاعات عمليات قرارگاه هماهنگ میشدیم و انها به جهت تسلطی که بر منطقه داشتند عكس ، نقشه و یا بلدچي در اختیار ما میگذاشتند که کار به مشکل برخورد نکند
بچهها شناسایی به سرعت كار شناسایی خود را با وجود سختی های کار در کوهستان طي هفت يا هشت روز انجام دادند .
دو یا سه شب قبل از عمليات از طريق فرماندهي به ما اعلام شد که برای شناسایی پل دشمن در #منطقه_انه بچه ها اعزام شوند و اطلاعاتی بیاورند. مسیر طولانی بود و بچه ها باید مسیر 4 کلیومتری را به عمق دشمن نفوذ میکردند .
جمع بندی تخصصی ما این بود که رفتن به آن سمت با توجه به حساسيتي كه دشمن دارد و فعاليت نيروهاي خود را زياد كرده درست نباشد ولي چون فرماندهي گفته بود ما یک تیم دونفره از بچه های اطلاعات و تخریب رو برای این ماموریت اعزام کردیم
برادر اسماعیلی از اطلاعات عملیات و خاکفیروز از تخریب برای نفوذ در عمق دشمن آماده شدند و این برادران با توجه به تجربیاتی که داشتند برای نفوذ در عمق به علت طولانی بودن مسافت و کوهستانی بودن بیش از یک شب فرصت میخواستند که با مشورت با فرماندهی به آنها اجازه شد که اگر نیاز دیدند در منطقه بمانند.
پل در عقبه دشمن و درعمق چهار كيلومتري خط مقابل دشمن بود و بچه ها اعزام شدند و بعد از آن ما نتوانستیم هیچ خبری از آنها پیدا کنیم.حتی یکی دو تیم از بچه های اطلاعات رو هم برای کسب خبر و وارسی منطقه ای که اعزام شده بودند فرستادیم اما هیچ خبری مبنی بر اسارت و شواهدی از شهادت این دو عزیز پیدا نکردیم
خبر این اتفاق رو به فرماندهی اعلام کردیم . چون روزي كه بچهها ميخواستند از نقطه رهايي رها شوند قرار گذاشتيم فقط يك شب در منطقه بمانند لذا وقتي يك شب گذشت و نيامدند به فرماندهي اطلاع دادیم.
#شهید_حسین_اسماعیلی و #شهید_محمد_خاکفیروز درتاریخ 7 شهریورماه سال 65 در حین ماموریت شناسایی بر اثر انفجار مین به شهادت رسیدند و پیکر مطهرشان توسط گروه تفحص کشف گردید و به میهن عزیزمان برای خاکسپاری انتقال پیدا کرد.
@alvaresinchannel
#شب_های_شناسایی_عملیات_کربلای_2
#پیرانشهر #حاج_عمران
#رزمنده_تخریبچی
تیم شناسایی عملیات
✍️✍️✍️ راوی : #حسین_بداغی
قرار شد چند نفر بریم برای ماموریت جدید
پشت تویوتا کالسکه ها سوار شدیم و اومدیم سمت #پیرانشهر
چند تا از بچه های #اطلاعات_و_عملیات لشگر هم بودند از جمله #شهید_عیسی_کره_ای. بعد یکی دو روز همراه #شهید_خاک_فیروز و #شهید_سعید_صدیق رفتیم در نزدیک ارتفاعاتی که به نام #کدو و ارتفاعات 2519 مشهور بودند ،مستقر شدیم.
مراحل شناسایی موانع دشمن برای عملیاتی بود که بعدا به #کربلای_دو معروف شد، روز ها و شبهای زیادی رو در اونجا موندیم ، روزها از دیدگاه با دوربین منطقه رو میدیدیم و غروب راه می افتادیم و از ارتفاع پایین میرفتیم تا ضمن شناسایی میدان مین و میدان موانع دشمن ، راهکار مناسبی پیدا کنیم برای پایین اوردن رزمنده ها از ارتفاعات تا پای میدان.
تا نزدیکیهای صبح گشت میزدیم و سپیده راه می افتادیم به سمت بالای ارتفاع تا به مقر برسیم.
🟢 #شهید_محمد_خاکفیروز هم با یکی از بچه های اطلاعات لشگر از یک راهکار دیگه کار رو انجام میدادند ، تا اینکه یک شب که رفتیم گشت شناسایی موانع دشمن وقت برگشتن تا نزدیک صبح منتظر اومدن خاکفیروز شدیم اما برنگشتند.مجبور شدیم بدون ایشون منطقه رو ترک کنیم و #محمد_خاکفیروز در شناسایی عملیات کربلای 2 مفقود شد.
نیومدن شهید خاکفیروز ترس و دلهره ای رو بجونمون انداخته بود که احتمال میدادیم ، ایشون اسیر شده باشه و دشمن از قرار و برنامه عملیات خبردار شده باشه ، چند شبی کار رو تعطیل کردیم تا اینکه با مشورتهای فرماندهان ، قرارشد کار رو ادامه بدیم ، مراحل شناسایی میدان مین انجام شد و تقریبا از سنگر های کمین دشمن و موانع کاشته شده دشمن براورد خوبی پیدا کرده بودیم.
کارها شناسایی تکمیل شد و آماده ساعت عملیات شدیم.
🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@alvaresinchannel
#عملیات_کربلای_2
چند شب دیگه قراره رزمندگان لشگر10 سیدالشهدا(ع)
در #ارتفاعات_پیرانشهر_حاج_عمران به دشمن بعثی حمله کنند
بچه ها برای شناسایی مواضع دشمن میروند
منطقه خطرناک شده
ارتفاعات صعب العبور است
مسافت زیاد است
باید روزها زیر پای دشمن خود رو پنهان کنند
یاد همه ی اون روزهای خوب بخیر
@alvaresinchannel
🥀🌹🥀🌹🥀🌹🥀🌹🥀🌹🥀🌹
🌹🥀
#پنج_سال_گذشت
شهریور 1398 بود که حاج سعید ادیبی آسمانی شد
#برادر_صبور
#و_مهربانم
#سعید
#آقا_سعید روحیات خاص خودش رو داشت وزیاد نمیشد بهش نزدیک شد
سعیدخیلی با جذبه بود وعلی الظاهرخیلی خشک به نظر میرسید.
هیاتی بود اما زیاد با بچه ها نمیجوشید واهل رفاقت و توی گعده اومدن نبود.
خودش یک تنه خیلی از کارها رو بی سرو صدا انجام میداد وهیچوقت نه توی کارنمی آورد
بودند اونهایی که ادعا ومدعای زیادی داشتن وموقع کار فرار میکردند
برای رفیق شدن با سعید باید چند وقت باهاش روزگار میگذروندی و یواش یواش مهربونی هاش رو میدیدی
وبعد ازاون دوست داشتی باهاش کار کنی
آقا سعید فرمانده ای با جذبه،منظم ،منضبط ،وقت شناس و دقیق و درعین حال صبور بود
صبوری آقا سعید بهانه ای بود برای چشیدن مهربانی اش.
دوستان وهمسنگرانش ازاین دست خاطرات زیادی از سعید دارن.
و همه اون ها میگویند ما از همین دریچه ی صبوری آقا سعید باهاش رفیق شدیم
#فرمانده_دوست_داشتنی
تا بودی قدرت رو ندونستیم
سعید عزیز
الان که درمحضرشهیدان هستی یادی هم ازما کن و برای عاقبت بخیری ما دعا کن.
#برادرت_جعفر_طهماسبی
💐🌹 @alvaresinchannel
انالله و انا الیه راجعون
سید اکبر
جانباز و یادگار روزهای سربلندی
و زائر همه هفته گلزار شهدای تهران
در روزهای اربعین آسمانی شد...
@alvaresinchannel