هدایت شده از منتظران ظهور
~هروقت گناه کردی و توبه شکستی این رو یادت باشه؛
شما از گناهان خودت خسته میشی،
امّا خدا از بخشیدن شما خسته نمیشه.
پس از رحمت خدا ناامید نشو!
#آیت_الله_مرتضی_تهرانی
نااميدی=سمّ خالص ترک گناه⚠️
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
🔰جوان خائف و مرد عابد
✨ امام سجاد (علیه السلام):
💠 مردى با خانواده خود سوار كشتى شد، و در دریا به حركت درآمد، كشتى شكست، و از سرنشینان آن جز همسر آن مرد كسى نجات نیافت.
🔵 زن بر تخته پارهاى قرار گرفت و موج دریا او را به یكى از جزیره هاى میان آب برد.
🔴 در آن جزیره مرد راهزنى زندگى مىكرد كه هر عمل حرامى را مرتكب شده بود، و به هر فعل قبیحى دامن آلوده داشت
ناگهان آن زن را بالاى سر خود دیده به او گفت:
🔴 آدمى زادى یا پرى؟
🔵 زن گفت: آدمم
🔴 دیگر سخنى نگفت، برخاست و قصد كرد که عمل حرامی را با زن انجام دهد. زن به خود لرزید
🔴 راهزن سبب را پرسید
🔵 زن با دست اشاره كرد از خدا مىترسم
🔴 راهزن گفت: تاكنون چنین عملى مرتكب شدهاى
🔵 زن پاسخ داد به عزّتش سوگند نه.
🔴 مرد راهزن گفت: با این كه تو مرتكب چنین خلافى نشدهاى از خدا مىترسى در حالى كه من این كار را به زور به تو تحمیل مىكنم، به خدا قسم من براى ترس از حقّ سزاوارتر از توام !
💥 راهزن پس از این جرقّه بیدار كننده برخاست و در حالى كه همّتى به جز توبه نداشت به نزد خاندان خود روان شد، در راه به عابدی برخورد و به عنوان رفیق راه با او همراه گشت، آفتاب هر دوى آنان را آزار داد،
⚪️ عابد به راهزن جوان گفت:
دعا كن تا خدا به وسیله ابرى بر ما سایه افكند، وگرنه آفتاب هر دوى ما را از پاى خواهد انداخت!
🔴 جوان گفت: من در پیشگاه خدا براى خود حسنهاى نمىبینم، تا جرات كرده از حضرتش طلب عنایت كنیم.
⚪️ عابد گفت: پس من دعا مىكنم تو آمین بگو.
جوان پذیرفت، عابد دعا كرد، جوان آمین گفت، ابرى بر آنان سایه انداخت، در سایه آن بسیارى از راه را رفتند، تا به جایى رسیدند كه باید از هم جدا مىشدند، به ناگاه ابر بالاى سر جوان به حركت آمد.
⚪️ عابد گفت: تو از من بهترى، زیرا دعا به خاطر تو به اجابت رسید. داستانت را به من بگو
🔵 جوان برخورد خود را با آن زن تعریف کرد.
⚪️ عابد به او گفت: به خاطر ترسى كه از خدا به دل راه دادى تمام گناهانت بخشیده شد، باید بنگرى كه در آینده نسبت به خداوند چگونه خواهى بود.
📔 عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، جلد 1 ، شیخ حسین انصاریان.
🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
#نماز_شب
💠حاج آقا مرتضی آقاتهرانی:
🔸شروع به نماز شب ، ولو به اختصار؛ که اگر هنوز آن را شروع نکرده، از بستر برخیزد و دو رکعت نماز شفع و يك رکعت نماز وتر به جا آورد.
🔸اگر برای او سخت است، میتواند قبل از خواب، نماز شفع و وتر را به جا آورد.
اگر بيدار نشد، میتواند قضای نماز شب را فردای آن سحر به جا آورد؛ كه از ديدگاه اهل بيت عليهمالسّلام اينگونه كه قضا به جا آورد، موجب ميشود كه شخص نماز شبخوان بشود.
#نماز_شب_را_به_نیت_ظهور_میخوانیم
🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
18.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پست_ویژه
کلیپ فوقالعاده مهم و زیبای👇👇
«کار کردن برای امام زمان»
.
💢 حتما ببینید و منتشر نمایید...
.
🔸 اصلا حواست هست کار برای امام زمان یعنی چی؟
امام صادق فرمودند: اگر در زمان ظهور قائم بودم تمام عمرم را صرف خدمت به ایشان میکردم...!
.
🔹 تا بحال از خدا تشکر کردی بین این همه آدم تو رو انتخاب کرده تا بتونی برای امام زمان کار بکنی؟
🔴جهت تعجیل در #فرج صلوات
#وظایف_منتظران
#جهاد_تبیین
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
41.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ پـیـشگـویـی 2023 | 🎥 ویدیو کلیپ
✅قسمت اول
🎙بـا کـلام و تـحلیل آقـای #ایمان_اکبرآبادی / پـژوهشگر و مدرس مطالعات مهدویت و سواد رسانه /
#وقایع_آخرالزمان
#یهود_شناسی
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
40.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ پـیـشگـویـی 2023 | 🎥 ویدیو کلیپ
✅قسمت دوم
🎙بـا کـلام و تـحلیل آقـای #ایمان_اکبرآبادی / پـژوهشگر و مدرس مطالعات مهدویت و سواد رسانه /
#وقایع_آخرالزمان
#یهود_شناسی
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
40.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ پـیـشگـویـی 2023 | 🎥 ویدیو کلیپ
✅قسمت سوم
🎙بـا کـلام و تـحلیل آقـای #ایمان_اکبرآبادی / پـژوهشگر و مدرس مطالعات مهدویت و سواد رسانه /
#وقایع_آخرالزمان
#یهود_شناسی
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
✳️تشرف مرد صابونی خدمت آقا امام زمان عج🌸
🔰شخص عطّاری از اهل بصره میگوید:روزی در مغازه عطّاریم نشسته بودم که دو نفر برای خریدن سدر و کافور به دکّان من وارد شدند.
💥وقتی به طرز صحبت کردن و چهرههایشان دقّت کردم، متوجّه شدم که اهل بصره و بلکه از مردم معمولی نیستند به همین جهت از شهر و دیارشان پرسیدم،
ولی جوابی ندادند.
💠من اصرار میکردم، ولی جوابی نمیدادند.
به هر حال من التماس نمودم، تا آنکه آنها را به رسول(صلی الله علیه و آله) و آل اطهار آن حضرت قسم دادم.
🔆مطلب که به این جا رسید، اظهار کردند:
✨ما از ملازمان درگاه حضرت حجّت(عج) هستیم.
🔰یکی از جمع ما که در خدمت مولایمان بود، وفات کرده است، لذا حضرت ما را مأمور فرمودهاند که سدر و کافورش را از تو بخریم.
💠همین که این مطلب را شنیدم، دامان ایشان را رها نکردم و تضرّع و اصرار زیادی نمودم که مرا هم با خود ببرید
🌿گفتند:
این کار بسته به اجازه آن بزرگوار است و چون اجازه نفرمودهاند، جرئت این جسارت را نداریم.
⚡️گفتم:
مرا به محضر حضرتش برسانید، بعد همان جا، طلب رخصت کنید. اگر اجازه فرمودند، شرفیاب میشوم وگرنه از همان جا برمیگردم.
و در این صورت، همین که درخواست مرا اجابت کردهاید خدای تعالی به شما اجر و پاداش خواهد داد.
🔰بالاخره وقتی تضرّع و اصرار را از حد گذراندم، به حال من ترحّم نموده و منّت گذاشتند و قبول کردند.
🌀من هم با عجله تمام سدر و کافور را تحویل دادم و دکّان را بستم و با ایشان به راه افتادم، تا آنکه به ساحل دریا رسیدیم.
🏝آنها بدون این که لازم باشد به کشتی سوار شوند، بر روی آب راه افتادند، ولی من ایستادم.
♻️متوجّه من شدند و گفتند:
نترس، خدا را به حقّ حضرت حجّت(عج) قسم بده که تو را حفظ کند.
🔅بسم اللّه بگو و روانه شو.
✅این جمله را که شنیدم، خدای متعال را به حقّ حضرت حجّت ـ ارواحنا فداه ـ قسم دادم
🏝و بر روی آب مانند زمین خشک به دنبالشان به راه افتادم تا آن که به وسط دریا رسیدیم.
🌧ناگاه ابرها به هم پیوستند و باران شروع به باریدن کرد.
🔷اتّفاقاً من در وقت خروج از بصره، صابونی پخته و آن را برای خشک شدن در آفتاب، بر پشت بام گذاشته بودم.
⚡️وقتی باران را دیدم، به یاد صابونها افتادم و خاطرم پریشان شد.
❗️به محض این خطور ذهنی، پاهایم در آب فرو رفت، لذا مجبور به شنا کردن شدم تا خود را از غرق شدن، حفظ کنم، ولی با همه این احوال از همراهان دور میماندم.
🔰آنها وقتی متوجّه من شدند و مرا به آن حالت دیدند، برگشتند و دست مرا گرفتند و از آب بیرون کشیدند و گفتند:
✨از آن خطور ذهنی که به فکرت رسید، توبه کن و مجدّداً خدای تعالی را به حضرت حجّت(عج) قسم بده.
💠من هم توبه کردم و دوباره خدا را به حقّ حضرت حجّت(عج) قسم دادم و بر روی آب راهی شدم.
بالاخره به ساحل دریا رسیدیم و از آنجا هم به طرف مقصد، مسیر را ادامه دادیم.
⛺️مقداری که رفتیم در دامنه بیابان، چادری به چشم میخورد که نور آن، فضا را روشن نموده بود.
همراهان گفتند:
🌹تمام مقصود، در این خیمه است.
و با آنها تا نزدیک چادر رفتم و همان جا توقّف کردیم.
یک نفر از ایشان برای اجازه گرفتن وارد شد و درباره آوردن من با حضرت صحبت کرد.
🌺به طوری که سخن مولایم را شنیدم، ولی ایشان را چون داخل چادر بودند، نمیدیدم.
🌼حضرت فرمودند:
«او را به جای خود برگردانید؛ زیرا او مردی است صابونی».
🔰این جمله حضرت، اشاره به خطور ذهنی من در مورد صابون بود،یعنی هنوز دل را از وابستگیهای دنیوی خالی نکرده است تا محبّت محبوب واقعی را در آن جای دهد
❌و شایستگی همنشینی با دوستان خدا را ندارد...
📚 العبقری الحسان جلد ۲ ص ۱۳۴
🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
🔴 #راز_ندیدن_اموات_در_خواب
💠مرحوم آقا شيخ عباس قمى در همين كتاب مفاتيح الجنان میگويد، هر كس بخواهد #مرده خود را خواب ببينيد، اين دعا را بخواند و اين كار را بكند، بعد مرده خود را در خواب ببيند. يك كسى تمام اين كارهايى را كه شيخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب نديد. براى همين، از دست شيخ عباس خيلى ناراحت شد و پيش خود گفت: آخر شيخ عباس اين چه مطالبى بود كه كه در كتابت مفاتيح نوشتى. عمل اين مطالب سودى نداد و نتيجهاى در برنداشت.
از اين بابت خيلى عصبانى شده بود.
دوست من گفت، شب شيخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم اين مطالب را درست نوشتم.
آن فرد گفت: پس من آنها را غلط انجام دادم. شيخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن كارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده ام به خوابم نيامد؟
شيخ عباس گفت: حالا چرا معطل اين هستى كه او به خوابت بيايد. من با اين كه مرده ام، به اين طرف آمده ام و آلان هم من در عالم بعد هستم.
💠خداوند متعال نمیگذارد مرده هايى كه به خاطر #گناهان و #اشتباهاتى داشتند، اكنون دچار رنجند، به خواب بيداران در دنيا بيايند؛ مبادا كه #آبروى مرده بريزد. به اين كه آن مرده در خواب آن زندگان بيايد و بگويد، بله، ما را به زنجير كشيدند و ما را داخل آتش بردند. براى همين خداوند متعال اصلًا نمیگذارد كه آن مردگان به خواب زنده ها بيايند.
💠با اين پرده پوشى خداوند، زندگان مىگويند، اين بنده خدا كه مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت كند، و همان مرد گرفتار كه خداوند نمىگذاشت به خواب كسى بيايد، اگر همينطور چهل نفر آدم خوب درباره او بگويند، خدايا او را بيامرز، خطاب مىرسد كه عذاب او را برداريد؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست #آمرزش او را كردند. اين خداست.
🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃
#منتظران_ظهور⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
✅تشرف آیت الله شیخ اسماعیل نمازی خدمت آقا امام زمان عج...
🔴بسیار جالب و فوق العاده... حتما مطالعه کنید 🔴
🔻قسمت اول🔻
🔴 در سال 1336 هجری از تهران به همراه جمعی از برادران ایمانی به مکّه معظّمه مشرّف شدیم. امیرالحاج و سرپرست ما «صدر الاشراف» بود. در آن زمان چیزی حدود 250 تومان تا 300 تومان میگرفتند و با ماشینهایی قرارداد میبستند که ما را به مکّه رسانده و از آن جا به عراق بازگردانند.
🔴من برای چهاردهمین مرتبه بود که به بیتالله الحرام مشرّف میشدم و به عنوان روحانی کاروان خدمت میکردم.
🔴 آن سال در راه بازگشت به عراق به خاطر مسائلی، عربستان قوانینی برای ماشینهای حجّاج وضع کرده بود و آن این که ماشینهای زائران خانة خدا باید در یک کاروان صدتایی و همراه هم حرکت کنند. هر کاروان یک سرپرست داشت و یک ماشین هم، لوازم یدکی و ملزومات دیگر را همراه کاروان حمل میکرد. ضمناً دو ماشین پلیس، یکی در جلو و دیگری در عقب کاروان وظیفة حفاظت از قافله را بر عهده داشت ماشین ما دو راننده به نامهای محمود آقا و اصغرآقا داشت که هر دو بچّة تهران بودند.
🔴 هنگامی که کاروان به راه افتاد اصغرآقا رانندگی میکرد. از قضا ماشینِ ما در آخر صف، پشت سر همة ماشینها قرار گرفت و این موضوع اصغرآقا را خیلی ناراحت کرد و شروع کرد به غُرو لُند کردن و این که در حرکت از تهران ماشین آخری بودیم، در برگشتن هم آخری شدیم و باید تا آخر مسیر خاک بخوریم. من باید از صفِ ماشینها خارج میشوم و میروم در جلوی ماشینهای دیگر قرار میگیرم.
ادامه دارد...
🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
🔴 تشرف آیت الله شیخ اسماعیل نمازی خدمت آقا امام زمان عج...
(قسمت دوم)
🔵اصغرآقا تصمیم خود را گرفت و گفت: به اندازه کافی آب و بنزین داریم و میتوانیم از یک راه فرعی خود را به جلوی کاروان برسانیم.
🔹او از کاروان جدا شد و در بیابان به راه افتاد و پس از طیّ مسافتی طولانی راه را گم کرد و نتوانست خود را به کاروان برساند.
کم کم شب هم فرا رسید. ما با داد و فریاد از او خواستیم که ماشین را متوقف کند تا نماز بخوانیم.
♦️وقتی از ماشین پیاده شدم؛ فهمیدم که راه زیادی را به اشتباه آمدهایم‼️
🔹به همین خاطر به راننده گفتم: «امشب را همینجا بیتوته میکنیم و فردا صبح از همان راهی که آمدهایم، باز میگردیم».
🔹فردا صبح سوار شدیم تا از همان راه دیروزی برگردیم اما نتوانستیم راهِ بازگشت را پیدا کنیم.
جهتهای متعددّی را چند فرسخ، چند فرسخ پیمودیم و سرانجام ره به جایی نبردیم و دوباره شب فرا رسید.
🔴فردا صبح روز سوم، آب و بنزین هم تمام شد.
☑️همه وحشت زده و ناامید شده بودیم.
من به عنوان روحانی کاروان گفتم: «این اصغرآقا بود که ما را به اینجا کشانید و گناه بزرگی را انجام داد. اما چارهای هم نیست،
🌟بیاید همگی به امام زمان(عج) متوسّل شویم. اگر آن بزرگوار ما را از این بیابان هلاکت نجات بخشید، زهی سعادت و خوشبختی، اما اگر به فریاد ما نرسد
همگی در این بیابان مُرده، طعمه حیوانات خواهیم شد..
🔴بیایید قبل از آن که بی حال شده و دست و پایمان بیرمق بیفتد،
هر کس برای خود گودالی حفر کند و در آن گودال برود
🍃که اگر مرگ به سراغ ما آمد، در آن گودالها جان بدهیم و حداقل بدن ما طعمه حیوانات نشود
🌪و با گذشت زمان، باد وزیده و شنها را روی ما بریزد و در زیر شنها مدفون شویم...
✍ادامه دارد...
🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱
هدایت شده از منتظران ظهور
🌼منتظران ظهور
🔵تشرف آیت الله شیخ اسماعیل نمازی خدمت امام زمان عج(قسمت سوم)
✳️همه مشغول کندن قبر شدند و هر یک برای خود قبری کند،
💠سپس به حاجیان گفتم: جلوی قبر خود بنشینند تا به چهارده معصوم(علیه السلام) توسّلی بجوییم و خودم شروع به خواندن دعای توسّل کردم.
🌕ابتدا به رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، بعد به حضرت زهرا(سلام الله علیها و سپس به سایر امامان(علیه السلام)
🔵وقتی به امام عصر(علیه السلام) رسیدم، روضهای خواندم و گریه زیادی کردیم.
در این حال الهام شد بهم که همه با هم «آقا» را با این ذکر بخوانیم:
🌹« یا فارس الحجاز أدرکنا، یا اباصالح المهدی ادرکنا، یا صاحبالزمان ادرکنا»
🔷همه با حال ناامیدی و گریه و زاری این ذکر شریف را تکرار میکردیم و آقا را صدا میزدیم.
✨به حاجیان گفتم: « با خدا قرار بگذارید که اگر نجات یافتیم همه اموالی که به همراه داریم در راه خدا انفاق کنیم، با خدا عهد ببندیم که اگر نیازمندی به ما مراجعه کرد در حقّ او کوتاهی نکنیم و بقیة عمرمان را در برآوردن نیازهای مردم کوشا و ساعی باشیم».
🔰بعد از توسّل و توجّه، هر کسی مشغول راز و نیاز با خدای خود شده، من هم از جمع، جدا شدم و پشتِ تپة کوچکی رفتم و با خدای خود سخنانی گفتم که بماند.
🌟به امام زمان عرضه داشتم: «آقا جان اگر الان به فریاد ما نرسی، پس کی و کجا به فریادمان خواهی رسید».
🍃گریه و توسل عجیبی داشتم که قابل توصیف نیست. در مدّت عمرم چنین حالت شیرینی چه قبل و چه بعد از آن حادثه، دیگر در من پیدا نشد
🌺در حال توسّل و تضرّع بودم که یک مرد عرب، به همراه هفت شتر که بارهایی بر آنان بود، در برابرم ظاهر شد....
✍ادامه دارد...
🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃🌹🌸🍃
#منتظران_ظهور ⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2182676614C2c2ec1c207
۲۲ دی ۱۴۰۱