eitaa logo
هشدارهای سایبری
10.9هزار دنبال‌کننده
15.6هزار عکس
13هزار ویدیو
42 فایل
شماره پلیس فتا 096380 02521823893 پیامرسان ایتا👇 09362856261 https://eitaa.com/Fata025
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 پادشاه بحرین پس از ناامیدی از کمک‌های آمریکا، دیشب لباس رزم پوشید! 🔹البته بلافاصله سران کشورهای عربی از وی خواستند، برای جلوگیری از گسترش جنگ، لباس را در بیاورد، ايشان هم قبول کرد. 🙄😂 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
هشدار/مردم از بانک ها دور شوند 🔻سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیا:دیشب آمریکا و اسرائیل بانک‌هامون، (ملی و سپه) رو زدن. 🔻پس از این به بعد ما هم بانک‌ها و مراکز اقتصادی اسرائیل رو می‌زنیم. 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
🚨 🚨 🚨 🔻شنیده شدن صدای جنگنده و انفجار در تهران هم‌زمان با آغاز مراسم تشییع فرماندهان شهید ماشاءالله به این مردم 🇮🇷🥹 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
📣🇮🇷اطلاعیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان قم 🔰برنامه های محوری امروز چهارشنبه ۲۰ اسفندماه با شعار " لبیک یا خامنه ای " ۱_ ساعت ۱۴ 🔸تشییع پیکر مطهر شهید سه ساله و سایر شهدای جنایات آمریکایی _صهیونیستی 📍از مسجد امام حسن عسکری علیه‌السلام به سمت حرم مطهر بانوی کرامت ۲_ساعت ۱۹‌ 🔸حرکت دسته های عزاداری و بیعت هیئات مذهبی استان قم به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها ۳_ ساعت ۲۰ الی ۲۲ 🔸استمرار برنامه های "شب های خون خواهی و بیعت " با حضور میدانی در میادین اصلی و نقاط محوری ۷ گانه: 📍میدان مفید 📍میدان‌ توحید 📍میدان نبوت 📍میدان امام خمینی رحمة الله علیه 📍چهل اختران ، آستان مقدس حضرت موسی مبرقع علیه‌السلام 📍میدان جهاد 📍پردیسان از مساجد محوری ۴_ ساعت ۲۲ آئین بیعت حامیان بین المللی با ولی امر مسلمین حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای حفظه الله تعالی همراه با مراسم وداع با پیکر مطهر شهدا 📍حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها، شبستان امام خمینی رحمة الله علیه ۵_ ساعت ۲۳ 🔸حرکت کاروان خودجوش خودرویی و موتوری بیعت با امام خامنه ای عزیز و خون خواهی امام شهید ملّت 📍سراسر معابر شهر مقدّس قم و شهرها و بخش های استان قم 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
| 🔰تشییع پیکـر مطهر شهدای جنگ رمضـان مصادف با سالروز شهادت حضرت علی(ع) در شهر مقدس قم 🗓 چهارشنبه | ۲۰ اسفندماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ | مسجد امام حسن عسکری علیه السلام به سمت حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام ▪️بلافاصله بعد از مراسم تشییع و اقامه نماز بر پیکرها در حرم بانوی کرامت ، پیکر مطهر شهدا برای خاک‌ سپاری به گلزار شهدا علی بن جعفر (ع) منتقل می‌شود. 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
🔺اطلاعیه شماره ۲۳ ارتش جمهوری اسلامی ایران یگان‌ها و مراکز راهبردی رژیم صهیونیستی هدف حمله پهپادهای ارتش سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی موسوم به «امان»، واحد ۸۲۰۰، رادار گرین پاین ((Green Pine و ساختمان ستاد زیردریایی‌های پایگاه دریایی حیفا از بامداد امروز هدف حمله پهپادهای ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و این حملات همچنان ادامه دارد متن اطلاعیه شماره ۲۳ ارتش جمهوری اسلامی ایران به این شرح است: بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ وَلٰكِنَّ اللَّهَ رَمىٰ ارتش جمهوری اسلامی ایران همزمان با شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) و به یاد رهبر و فرمانده شهید حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای رضوان الله تعالی علیه، شهدای دور از وطن «ناو دنا»، از بامداد امروز اهداف متعددی در سرزمین‌های اشغالی، از جمله سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی موسوم به «امان»، یگان ۸۲۰۰، رادار گرین پاین ((Green Pine و ساختمان ستاد زیردریایی‌های پایگاه دریایی حیفا  را مورد هجوم پهپادهای انهدامی قرار داده است. 🔹بنا بر اطلاعیه ارتش این حملات همچنان ادامه دارد. 🔹«امان» بخشی از ساختار اطلاعاتی رژیم صهیونیستی بوده که در تعیین اهداف و اقدامات نظامی در جنگ رمضان همکاری داشته است. 🔹واحد ۸۲۰۰ مسئولیت جمع‌آوری سیگنال‌های اطلاعاتی، رهگیری ارتباطات دیجیتال و عملیات‌های سایبری تهاجمی را بر عهده دارد. 🔹رادار گرین پاین در جنگ رمضان، به عنوان یکی از تکیه گاه‌های اصلی ارتش رژیم در مقابله با موشک‌های ایرانی بوده که آسیب به این رادارها به شکل قابل توجهی توان دفع حملات موشکی به سمت رژیم صهیونیستی را کاهش می‌دهد. 🔹رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در راه دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی لحظه‌ای از پای نخواهد نشست. «وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِ» 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
داستان جذاب امام سید مجتبی خامنه ای حفظه الله ازدواج پسر آقا (۱) در سال ۱۳۷۷ یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که می‌خواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود: «بچه ما فعلاً سال چهارم دبیرستان است و می‌خواهد کنکور بدهد.» آن خانم گفته بود: «حالا نمی‌شود ما بیاییم دختر را ببینیم؟» خانم ما گفته بود: «نمی‌شود. اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. من نمی‌دانم چه کسی می‌خواهد بیاید!» آن خانم گفته بود: «من خانم مقام رهبری هستم.» خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا هر کسی آمده بود، رد کردیم. صبر کنید با آقای دکتر صحبت می‌کنم، بعد شما را خبر می‌کنم.» بعداً تماس گرفتند که ما حرفی نداریم. با خودمان می‌گفتیم شاید آنها آمدند ولی نپسندیدند. پس برای اینکه دختر هوایی نشود، بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند تا بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند. پس قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان. از قضا، خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود. ساعتی را خانم ما هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشستند. خانم ما گفته بود: «من دخترم را صدا می‌زنم و به دفتر می‌آورم بعد شما او را ببینید.» او را دیدند. دختر هم رفت سر کلاس. خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: «خانم استخاره کردند. خوب نیامده.» من بعداً گفتم: «خدا را شکر که دختر ما نفهمید؛ مبادا به روحیه‌اش لطمه بخورد!» يک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره می‌خواهیم بیاییم. خانم ما گفته بود: «خانم، چی شده دوباره می‌خواهید بیایید؟ آخر آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده.» خانم آقا گفته بود: «چون دخترتان دختر خوبی است و نمی‌توانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم و خوب آمد. اگر اجازه بدهید، بیاییم.» آن موقع، دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما، با یک قواره پارچه به عنوان هدیه تا عروس را ببینند و گفت‌و‌گو کنند. آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند، از دخترم پرسیدم: «نظرتان چیست؟» ایشان موافق بودند. به او گفتم: «خوب فکرهایت را بکن!» بعد از چند روز رفتم پیش آقا. آقا فرمودند: «داریم خویش و قوم می‌شویم!» گفتم: «چه طور؟!» گفتند: «اینها آمدند و پسندیدند و در گفت‌وگو به نتیجه رسیده‌اند.» و پرسیدند: «نظر شما چیست؟» گفتم: «آقا، اختیار ما دست شماست!» آقا گفتند: «نه، بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما وضع مناسبی است، ولی [وضع زندگی] ما این‌جور نیست و اگر بخواهم تمام زندگی‌ام را بار کنم، غیر از کتاب‌هایم يک وانت بار می‌شود. اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و يک اتاق بیرونی که آقایان و مسئولین می‌آیند و با من دیدار می‌کنند. من پول ندارم که خانه بخرم. يک خانه اجاره کرده‌ایم که یک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی می‌کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند می‌خواهد عروس رهبر شود! يک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی این جوری داریم. شما این جوری زندگی نکرده‌اید، نسبتاً زندگی خوبی دارید؛ خونه دارید، زندگی دارید. حالا بخواهد وارد يک زندگی این جوری شود، مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می‌خواهد روحانی شود و برود قم درس بخواند و زندگی بکند و... همه را بگو تا بداند.» من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شديم. آقا يک خانه‌ای قبل از ریاست‌جمهوری‌شان داشتند توی جنوب تهران. ایشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگی‌شان را از آن در می‌آورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمی‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی‌کنند. خلاصه، برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم؟ آقا فرمودند: «اولاً، سر مهریه و هر چه به اختیار دختر شما باشد، همان را مهریه دختر بگذارید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد می‌خوانم و این سنت من بوده که بیش از ۱۴ سکه عقد نمی‌خوانم -تا حالا هم نخواندم- با این حال، اگر بخواهید، می‌توانید بیشتر از ۱۴ سکه هم بگذارید ولی من عقد را نمی‌توانم بخوانم، چون تا حالا برای مردم نخواندم پس برای عروسم هم نمی‌خوانم. بروید يک آقای ديگر بیاورید تا عقد را بخواند. اشکالی هم ندارد. از نظر من اشکالی ندارد. ما گفتیم: «نه آقا، این که نمی‌شود. ولی باشد. حالا من صحبت می‌كنم با مادرش فکر نمی‌کنم مخالفتی داشته باشد. گفتند: «می‌توانید مراسم عقد را در تالار بگیرید، ولی من نمی‌توانم شرکت کنم. ادامه در قسمت بعدی ازدواج پسر آقا (۲) ادامه پست قبلی... 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
گفتم: «آقا، هر جور شما صلاح می‌دانید. فرمودند: «می‌خواهید این دو تا و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید چند نفر زن و مرد جا می‌شوند. نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت می‌کنیم.» ما نگاه کردیم کلاً اینجا ۱۵۰ الی ۲۰۰ نفر بیشتر جا نمی‌گیرد. ما حتی قوم و خويش‌های درجه اولمان را نمی‌توانستیم دعوت کنیم. پذیرفتیم. خلاصه، تعدادی از اقوام نزديک را دعوت کردیم و آقا هم همین طور. ایشان از غیر فامیلشان هم، آقای خاتمی رئیس جمهور و آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری و رؤسای سه قوه و دکتر حبيبی را دعوت فرمودند. يک رقم غذا نیز درست کردیم. قبل از این قضیه صحبت بازار مطرح شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر می‌خواهم، نه ساعت می‌خواهم و نه چیز دیگری.» من هم گفتم حداقل يک حلقه که می‌گیرد. آقا گفتند: «چه کار کنم، مجتبی؟!» آقا مجتبی گفت: «نمی‌خواهم.» بعد، آقا يک انگشتر عقیق داشت. گفتند: «این انگشتر را يكی برای من هدیه آورده. اگر دخترتان قبول می‌کند، من این را هدیه می‌دهم به ایشان. ایشان به عنوان حلقه هدیه بدهد به مجتبی.» پذیرفتیم. خلاصه، آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتیم و رفتیم و به دست مجتبی هم گشاد بود. دادیم یک انگشترسازی و ۱۰۰ تومان هم دادیم تا انگشتر را کوچکش کند. خلاصه، خرج حلقه دامادمان شد ۶۰۰ تومان. این شد حلقه داماد. به آقا گفتم: «توی همه این مسائل احتیاط کردیم. دیگر لباس عروس را بسپار به دست ما.» آقا فرمودند: «دیگر آن را طبق متعارف حساب کنیم.» ما داشتیم در همان ايام عروسی می‌گرفتیم برای پسرمان و يک لباس عروس داشتیم که برای عروسمان سفارش داده بودیم بدوزند. خلاصه، قبل از آن‌که عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. آقا گفتند: «من يک فرش ماشينی می‌دهم و شما هم يک فرش.» مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو تا پیکان از ما بود و دو تا پیکان هم از اقوام آقا. مراسم در خانه ما طول کشید، تا آمدند عروس را ببرند، خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بیایند. مراسم تا حدود ساعت يک طول کشیده بود تا این که ما عروس را آوردیم خانه. دیدیم آقا همین‌طور بیدار نشسته‌اند منتظرند که عروس را بیاورند. گفتند: «من اخلاقاً وظيفه خود می‌دانم برای اولین بار که عروسمان قدم می گذارد توی خانه ما و توی فامیل ما، من هم بدرقه‌اش کنم. هم به اصطلاح خوش آمد بگویم تا ایشان نگوید برای من ارزشی قائل نبودند.» ما تعجب کرده بودیم و فکر نمی‌کردیم آقا تا آن موقع شب بیدار باشند به خاطر اینکه عروسش را می‌خواهند بیاورند. خانواده آقا چون آن شب سرشان شلوغ بود، غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند: «آقای دکتر، امشب شام هم نداشتیم. من یکی از این پاسدارها را صدا کردم و گفتم که شما خوردنی چيزی ندارید؟ یکی از پاسدارها گفت غیر از کمی نان چیز دیگر نداریم. گفتم که بیاور. حالا یک چیزی می‌خوریم!» بعد هم که دخترمان وارد شد، آقا نشستند و چند دقیقه‌ای برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند، خوش‌آمد گفتند. بعد برگشتیم. 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲ برادر شهید؛ علی‌اکبر و عباس جباری که در جنایات صهیونیستی‌آمریکایی پرپر شدند. 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن به مرکز نگهداری کودکان کم توان جسمی و ذهنی هم رحم نکرد 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️آسمان تل آویو دیشب اینگونه با موشک های خوشه ای ایران روشن شد 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick
🔴حمله موشکی آمریکایی ـ صهیونی در کوهدشت با ۱۱ شهید و ۱۴۷ مصدوم رئیس جمعیت هلال‌احمر کوهدشت‌: 🔹از ابتدای حملات آمریکایی ـ صهیونی تاکنون ۱۱ نفر در این شهرستان شهید شده‌اند. 🔹۱۴۷ نفر نیز بر اثر حمله موشکی مجروح شده‌اند که برای دریافت خدمات درمانی به مراکز درمانی ‌ مراجعه کرده‌اند. 🔹از مجموع مجروحان ثبت‌شده، ۸۷ نفر به‌دلیل شدت جراحات در بیمارستان بستری شده‌اند و مابقی مصدومان پس از دریافت خدمات درمانی به‌صورت سرپایی ترخیص شده‌اند. 🔔 به هشدارهای سایبری بپیوندید 👉 @amnclick