🍃🌸🍃✨🍃🌸🍃✨
🔷 در طول تاریخ یکی از انحرافات بزرگی که شکل میگیرد این است که انسان به خاطر روح و باطن یکتا پرستَش که نیازمند پرستیدن است، منحرف می شود و مصداق معبود را گم می کند.
✨ آیه ۱۴/طه :
《اِنّي أنَا الله لا اِلهَ اِلّا أنا؛ منم کسی که باید عبادت کنید و کسی شبیه من نیست.》
بنابراین در نگاه دینی ، اصالت و سوزن پرگار به " الله تعالی " داده می شود؛ به خداوندی که یکتاست ، نه خدایی که دوتاست مثل ثنویّت در دین زروان و زرتشت ، و نه خدای سه گانه در دین مسیحیت،.....
🔷 در اینجا صراط مستقیم کاملاً مشخص میشود؛ " أَنَا اعبُدوني هذا صِراطٌ مُستقیم "، من را عبادت کنید که این صراط مستقیم است.(۶۱/یس)
بنابراین خلقت ، هدف و مقصد انسان خداوند متعال است و به سوی خداوند متعال در حال حرکت است.
🔶 از جنبه آنتولوژیک و هستی شناختی و از طرف دیگر از جنبه آنترولوژیک و انسان شناختی ، انسان و هستی در اندیشه و نگاه دینی یک مسئله خیلی پراهمیت است و نگاه و بینش ما نسبت به انسان و هستی ، یک بینش ممتاز و بسیار دقیق و عمیقی است که حقّ است و هیچ چیزی نمی تواند در مقابل این بینش بایستد . چرا که این نور الهی است و از عالم بالا در حال تابیدن است.
🍃🌸🍃✨🍃🌸🍃8⃣
🍃🌸🍃✨🍃🌸🍃✨
💠 جمع بندی بحث جلسه نهم :
🔰 به صورت کلّی در نگاه و اندیشه دینی ،اولاً هستی و انسان تعاریف خاصّ و ویژه خود را دارند ، یعنی ما یک تعریف بسیار ویژه ای داریم که خاصّ خودِ اندیشه دینی است؛ دوماً یک جریانی را معرفی می کند که ان شاءالله در جلسه بعد به آن خواهیم پرداخت.
این جریان از خلقت حضرت آدم شروع میشود و چیزی نیست مگر مبارزه بین حق و باطل که در طول تاریخ امتداد دارد ؛ یعنی از سجده نکردن ابلیس به آدم شروع می شود ، تا عصر حاضر ادامه پیدا می کند و در فردای ظهور هم اتفاق خواهد افتاد و این مبارزه حق و باطل همیشگی بوده و یک تقابل بین این دو جریان همیشه وجود دارد ؛
❌ تقابل حضرت آدم با ابلیس ، هابیل با قابیل ، ابراهیم علیه السلام با نمرود ، موسی علیه السلام با فرعون ، .... ، حضرت رسول با ابوسفیان ، حضرت امیر و امام حسن علیهما السلام با معاویه ، امام حسین علیه السلام با یزید، .... ، انقلاب ایران با استکبار جهانی و آمریکا و در آخر آقا صاحب الزمان عجّل الله تعالی با سفیانی که از فرزندان ابوسفیان است.
" والسّلام "
🍃🌸🍃✨🍃🌸🍃9⃣
گفتمان ۴.m4a
2.79M
4️⃣ صوت چهارم: تطبیق هدف دین با ساحتهای وجود انسان؛
💢 سوال :
این ناآرامی ها با وجود نگاه دینی گاهاً در زندگی ماها هم مشهوده
❓آیا این مربوط به نقص در باورهامونه یا چیز دیگه ای باعثش هست؟